تاريخ : شنبه ۱ تیر۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

 دوستان زیادی از من سوال می کنند در باره واقعیتهای زندگی و فرجام خرم سلطان ، سوگلی پادشاه عثمانی در سده 16 میلادی ، همان زن آتشپاره ائی که باعث قتل صدراعظم عثمانی و حمله ترکان به ایران و هم بانی خیرات در ساخت موقوفه ها و عمارات باشکوه در ترکیه شد. همان خاتونی که این روزها در شبکه های ماهواره ائی ، سریال طولانی مدتی در باره اش پخش می شود.

البته ، بر پایه قانون عمل و عکس العمل و مطابق انچه بدکار می کارد و می درود: این خانم دسیسه باز چندین بدشناسی آورد:

1- پسر بزرگش محمد را که ارزوی ولیعهدیش را داشت  در جوانی به بیماری از دست داد.

2- پسر ته تغاریش جهانگیر که بخاطر قوزی بودنش مورد ترحم بود ، در نوجوانی به غصه از دست داد.

3- دختر دلبندش مهرماه را به زور به همسری مردی قاتل و بی رحم به نام رستم پاشا دراورد و از دست داد.

4- پسر دومش بایزید را که دوستش می داشت ، در نبرد با ایرانی ها به ناکامی از دست داد.

5- حتی  ارزوی ملکه مادر شدن را از دست داد. چون پیش از تاجگذاری فرزندش سلیم ،از دنیا رفت 

من یک بار قبلا در این باره مطلب نوشته ام ، لذا فقط به این مقاله ارجاع می دهم :

 مقاله ای است ارزنده از دکتر محمدتقی امامی مضبوط در پرتال پژوهشگاه علوم انسانی به نشانی ذیل ، قابل دستیابی است :

http://uplod.ir/b5d3f6imnoj3/khorram_sultan.pdf.htm



تاريخ : جمعه ۳۱ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
این وبلاگ را تازه یافتم. مملو است از معرفی و ارجاع به کتابهای تاریخی که قابل دانلود هم هست:

حتما به ان سر بزنید. با تشکر از  مدیر وبلاگ که نامش را نمی دانم

http://downloadkitab.blogsky.com/category


تاريخ : چهارشنبه ۲۹ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

دکتر علی شریعتی مزینانی ، روستازاده خراسانی که از تحصیل در مدرسه سنتی به مطالعات کلاسیک شبه مدرن دست یافت و همگام با موج احساسات ملی و مذهبی نسل جدید ایران دهه 50 ، موفق شد به صورت روشنفکری اثرآفرین و متنفذ در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران مطرح شود . در باره این شخصیت که امروز سالمگرد اوست، نوشته ها و داوریهای بسیار موجود و زبانزد است و من قصد ورود به آنها را ندارم.  این چند سطر را از آن روی می نویسم که روزگاری خودم هم به تب شریعتی گرفتار بودم و او را رهنمای خلق و ایدئولگ دین می پنداشتم.

جوانان این سرزمین ، روزگاری شریعتی را چونان بت می ستودند و امروزه به نامش پیامکهای مضحک تولید می کنند و می خندند! نسلی که از زیاده روی در مصرف محصولات رسانه ائی ، دچار سردرگمی شده بود ، از سخنان آتشین و لحن هیجانی علی شریعتی چنان به وجد آمده بود که او را چون مرادی می پنداشت که قادر است هر معجزه ائی را صورت دهد. جوانانی که ظرفیت پذیرش فرآورده های دنیای مدرنیته و عصر ارتباطات، مثل سینما ، تلویزیون ، مجله ، تئاتر،  رانده وو ، اتومبیل و آزادی و سرخوشی های ناشی از ورود فن آوری های نوین به ایران دهه 1340 را نداشتند، به برداشتهای تب آلوده شریعتی به مثابه الهامات یک پیامبر و حکیم علاقمند شدند و با همراهی او برای برهم زدن این نظم ناشناس و مدرن ، به رودخانه انقلاب پیوستند.      

روحانیون نسبت به او و آثارش، هم به دلیل محبوبیت شریعتی نزد جوانان و هم به خاطر موضع گیری های تندش نسبت به روحانیت  خشمگین بودند تا جائی که نماد مقبول روشنفکری از نظر روحانیت، یعنی مطهری ،با کمی اغماض معتقد بود : کوچک ترین گناه این مرد، بدنام کردن روحانیت است. اما واقع قضیه ان بود که نوک پیکان حمله شریعتی به علمای شیعی، فقط متوجه بخشی از روحانیون وابسته و غیرمتعهد بود و بس و در حقیقت ، معلم شهید انقلاب ، معارضه ایئ با نظام روحانیت نداشت. هر چند که گهگاه به سنت همه روشنفکران معاصر ، به شکلی متناقض ، گاه از علما حمایت و ستایش می نمود و گاه دم از حذف روحانیت می زد!

نقد شریعتی ، همچنان ادامه دارد، اما گاه به شکل نکوهش مغرضانه و گاه به شکل تفسیر طرفدارانه، که این هر دو خطاست. فکر می کنید کی و چگونه باید از این تئوریسین نام آشنای انقلاب 57 ، بهترین نقد را داشت؟


تاريخ : دوشنبه ۲۷ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

گذاشتن این تصویر ارتباط چندانی با مسائل سیاسی ندارد. فقط تذکاریه ای است برای نگاه عمیقتر به جامعه و فرهنگ ملی. انتخابات ها چون تبی می ایند و می روند. مهم کسب و تثبیت یک فرهنگ سیاسی به نام دموکراتیک بودن و تحزب داشتن است. البته این قصه سر دراز دارد.

چقدر سنجیده گفته است :

ملتی که تاریخ را فراموش کند ، مجبور به تکرار آن خواهد شد


تاريخ : شنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
در باب حکومت 516 ساله پارتیان یا همان اشکانیان خودمان که فردوسی بزرگوار در باره « از ایشان به جز نام نشنیده .. » بود ، تالیفات چندانی در دست نیست و این خود از شگفتی های تاریخ است که در باره طولانی ترین حکومت تاریخ ایران ، کمترین داده های تاریخی و مستند موجود است! فقط چند کتاب را نام می برم:

- ایران نامه یا کارنامه ایرانیان در عصر اشکانیان: محمدعلی مهرین شوشتری ( وزارت فرهنگ، 1321)

- تاریخ سیاسی پارت : نیلس کارل دوبواز ، ترجمه علی اصغر حکمت (ابن سینا ، 1342)

- اشکانیان : ایگور دیاکانوف ، ترجمه کریم کشاورز (ایران باستان، 1344)

- تاریخ نظامی جنگهای اشکانیان : محمد جواد مشکور (ستاد بزرگ ارتشتاران، 1350)

- پارتیان : مالکوم کالج ، ترجمه مسعود رجب نیا (سحر ، 1355)

- خاستگاه پارتها : فیلیپ لوزینسکی ، ترجمه رقیه بهزادی (پژوهنده ، 1380)

- شاهنشاهی اشکانی : یوزف ولسکی، ترجمه مرتضی ثاقب فر (ققنوس ، 1383)

-  بازیابی تاریخ گمشده دولت اشکانیان: احمد شه وری (علمی ، 1386)

- ایران دوره اشکانی : الیزه آقاجانی (حق شناس ، 1387)

- تاریخ پارس از اسکندر تا مهرداد اول : یوزف ویسهوفر، ترجمه هوشنگ صادقی (فرزان روز، 1388)

- پارتها و روزگار ایشان : وستا سرخوش کرتیس ، ترجمه محمود فاضل بیرجندی (پایان ، 1389)

- اشکانیان و ساسانیان: پیتر ویل کاکس، ترجمه یوسف امیری(گل آفتاب ، 1391)

- اشکانیان : سعید پرهیزکاری (کوله پشتی ، 1391)

وووووو


تاريخ : چهارشنبه ۲۲ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
- کتاب با ارزش و مرجع  فرقه های اسلامی نوشته ویلفرد مادلونگ


http://bookiha.ir/دانلود-کتاب-فرقه-های-اسلامی-نوشته-پروف


- کتاب با ارزش و مرجع  شهریاران گمنام  نوشته احمد کسروی 

http://www.forum.98ia.com/t652629.html


تاريخ : دوشنبه ۲۰ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
برای دانشجویانی که در حال گردآوری مطالب و تدوین پایان نامه خود هستند ، چند نکته مهم و کلیدی دارم که تصور می کنم اگر بدانند و به کار بندند ، سودمند خواهد بود .  این چند نکته می تواند کارشان را بهبود و تسریع بخشد. امید که مرا از دعای خیر بی بهره نگذارند.

1-  برداشت کردن و نقل قول از کتابها دارای شرائط خاصی است. برخی جاها ، نقل قول مستقیم (عین عبارت و داخل گیومه) باید داشته باشید و برخی جاها ، نقل به مضمون یا نقل غیرمستقیم کفایت است . ولی در هر دو حالت ، باید ناقل یعنی ماخذ معرفی و در پانویس ذکر شود. 

2-  به فکر تایپیست باشید . منظورم این است که تصور نکنید ، صفحه آرائی و تنظیم مطالب را باید او انجام دهد. پاراگراف بندی صفحات را خودتان انجام دهید.

3-  ضرورت ندارد در پانویسها ، مشخصات کامل منابع و مآخذ را بنویسید. فقط نام خانوادگی، نام کتاب ، جلد و صفحه کفایت است. بقیه مشخصات را در کتابنامه پایانی می آورید. این که برخی می گویند در مرتبه اول ، همه مشخصات کتاب آورده شود هم ، [به نظر این جانب] چیزی را عوض نمی کند!

4- هر اسم خاص(علم) که برای نخستین بار آورده می شود، باید معرفه شود. مثلا وقتی می نویسید: ابن سینا ، بلادرنگ اضافه کنید، حکیم و پزشک ایرانی(م428 ق)

5- تلفظ آوانگاری لغات لاتین یا ویژه، ضرورت دارد. چه نام شخص یا منطقه و چه اصطلاح خاص که به صورت فونتیک و گاهی هم همراه با معنی، باید نوشته شود 

6- تیترها نقش اساسی در تنظیم و جلوه گری پایان نامه دارند. هم برای اشراف کامل نویسنده بر کلیه مطالب گردآوری شده و تنظیم فصول و هم برای خواندنی تر کردن رساله و درک بهتر مبحث برای خواننده. لذا اشکال ندارد اگر دهها تیتر داشتید، در ویراستاری نهائی ، می توان برخی تیترها و عناوین را حذف کرد.

7- بین نوشته های شخص دانشجو یا مطالب نقل شده از کتابها ، تمایز باید باشد. معمولاً شروع یک بحث با خود محقق است و در ادامه برای شاهد آوردن و تائید فرضیه ، از منابع نقل می گردد. لذا درست نیست که شروع یک پاراگراف با نقل مستقیم همراه باشد و ضمناً لحن دیگران را هم نباید به جای نثر نویسنده قلمداد کرد.

8- در مورد ریزه کاریهای دردسرساز روش تحقیق ، بهتر است به کتاب شیوه نامه ایران از مرکز اسناد و مدارک علمی ایران مراجعه شود تا دیگر نگران محل صحیح گذاشتن ویرگول و ترتیب درست اسامی نویسندگان و شماره گذاری بجای بخشها و گفتارها و .. نباشیم.

9-  اگر از اینترنت مطلبی اخذ می گردد ، قبل از گذاشتن آن در صفحهWord  ، بهتر است Styles و Fonts منطبق با محیط Word اصلاح شود تا دچار بهم ریختگی نشود. ضمناً نشانی مراجع الکترونیکی مثل سایتهای اینترنتی باید در پانویس اورده شوند.

10- و نکته بسیار مهم ، ویراستاری متن است که با چند بار خواندن توسط خود و دیگران یا ارائه به ویراستار، می تواند باعث جلوه گری و زیبائی مطالب پایان نامه شود.


تاريخ : جمعه ۱۷ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
تبلیغات انتقال پیام‌های سنجیده، هدفمند وگاه تعمدی است، با این مفهوم تبلیغات با هدف تغییر نگرش به کار می‌رود. امروزه فضای دنیای تبلیغات ، چنان رو به گسترش است که می توان برخی ایده ها را محتمل دانست. به قول ادورنو و هورکهایمر ، صنعت  مدیا ، روشنگری است اما به مثابه فریب توده ها و تغییر مسیر زندگی
این فقط یک نمونه کوچک است از معرفی و تحمیل فرهنگ مصرف غذای آماده برای انواع انسانی!


تاريخ : چهارشنبه ۱۵ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

در کتاب احوالات یکی از دودمانهای برجسته و نامدار جهان اسلام ، یعنی امپراتوری عثمانی، نام سه پادشاه با سه سرنوشت متفاوت جلب نظر می کند،

1-   سلطان سلیم اول (دوره پادشاهی از  918 تا 926 ق) معروف به قاطع : پادشاهی که گسترش ارضی قلمروی عثماین تا حدی زادی مدیون اوست. او همان کسی است که با کشتار شیعیان آناتولی ، مهیای نبرد با دولت ایران (صفویه) شد و حادثه مهم چالدران را آفرید.

2-  سلطان سلیم دوم (دوره پادشاهی از  974 تا 982 ق) معروف به میگسار : پادشاهی که با تلاش مادر مکارش خرم سلطان، توانست بر تخت تکیه زند و در دوران او ، دولت عالیه عثمانی ، با نفوذ خواجگان و حرمسرا ، شروع راه زوال را پیمودن گرفت.

3-   سلطان سلیم سوم (دوره پادشاهی از  1203 تا 1222 ق) معروف به مصلح : شاهی که می خواست جلوی زیاده خواهی سپاهیان دولتی را بگیرد و به اصلاحات اساسی در حکومت دست زند ، اما در توطئه داخلی ارتشیان شکست خورد و به زندان افتاد .

بررسی احوال این سه پادشاه ، در سه مقطع متفاوت، چگونگی فراز و نشیب سریع دولتهای تمامیت خواه و سنتگرا را نشان می دهد و حقائق تاریخ را بازگو می نماید.


تاريخ : دوشنبه ۱۳ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
تصویری است  دیدنی از شاهزادگان حرمسرای قاجار با لباسهای یراق دوزی شده در کنار غلام بچه ها. 

                                                       بدون هیچ نوضیحی


تاريخ : یکشنبه ۱۲ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
1- کتاب آموزش خط اوستائی از آرمین کسروی

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=80d196e5da2c88ad30e1b57b7882a4a6


2- کتاب آموزش خط پهلوی از نیلوفر فرهادی

http://www.parsbook.org


تاريخ : جمعه ۱۰ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

نسل جدید یا همان نوجوانان ما همیشه فکر می کنند که دشمن اصلی ما ، امریکای جنایتکار و انگلیس مکار است . اما  تاریخT درس های دیگری هم دارد:

درس اول: تا دویست سال پیش ایران يک کشور بزرگ بود، روسيه ارتش قوي داشت، دولت ايران ضعیف بود. در جنگ هاي ايران و روس بخش وسيعي از ايران تبديل شد به روسيه فعلي.

درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان به سفارت انگليس پناهنده شدند، روسها مجلس را به توپ بسته و پادشاه مخلوع را پناه دادند.

درس سوم: کمونيست ها در روسيه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهاي ظالمانه با ايران را مي خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصميم گرفتند جمهوري کمونیستی گيلان را ايجاد کنند در نتيجه ،ميرزا کوچک خان من غیرمستقیم به وسيله روس ها کشته شد و سرش را فرستادند براي رضاشاه

درس چهارم: رضا شاه ديکتاتور بزرگي بود و 53 نفر از اعضاي حزب کمونيست را دستگير کرد . خودش رهبر آنها را در زندان کشت و بقيه اعضاي ساده اندیش حزب  هم که به روسيه پناهنده شده بودند، در آنجا کشته يا بيچاره شدند.

درس پنجم: جنگ دوم جهاني اتفاق افتاد. ايران تبديل به پل پيروزي شد. آمريکا و انگليس از روي اين پل رد شدند تا به روسيه کمک کنند، در عوض وقتي روسيه پيروز شد، اولين کاري که کرد، اين بود که تصميم گرفت آذربايجان را براي خودش بردارد.

درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسيه بود، به عنوان طرفدار انگليس شناخته شد، اما چون عليه انگليس مبارزه کرد، معلوم شد آمريکايي است. مخالف اصلي مصدق در طول سه سال حزب توده بود، بعد از کودتا هم اولين دولتي که کودتاچیان را به رسميت شناخت، شوروي بود.

درس هفتم: حکومت در دهه چهل کاملا دست آمريکا افتاد و قرار به اصلاحات ارضی شد، در نتیجه ، روس ها اصلاحات ارضي را تائيد کردند و هیچ واکنشی در برابر اقدامات سیاسی و اقتصادی دولت پهلوی و مستشاران آمریکائی انجام ندادند . حتی مخالفان را به ارتجاع و فئودالیته ربط دادند.

درس هشتم: در ايران جنبش مسلحانه آغاز شد. نيروهاي مجاهدین خلق مستشاران آمريکايي را کشتند، تعدادي از مجاهدین براي کمک به سوي شوروي رفتند، اما شوروي به آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطي است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروي بدهند تا شوروي با آمريکا بجنگد.

درس نهم: انقلاب اسلامی ايران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمريکا اشغال شد، سفارت اسرائيل هم محو شد، اما در عوض، سفارت روسيه روز بروز بزرگتر شد، سفارتخانه ای که هم با توده اي ها رابطه داشت، هم با فدائيان، هم با مجاهدين، هم با حزب اللهي ها،

درس دهم: جنگ تحمیلی آغاز شد. صدام حسين کمونيست نبود، اما مهماتش، سوغات روسیه یعنی سوخو و کلاشينکف و کاتيوشا بود، در تمام مدت جنگ شوروي به صدام کمک مي کرد و به ايران کمک نمي کرد. تازه ادعا داشت طرفین را هم آشتی دهد.

درس يازدهم: شوروي سقوط کرد. امام خميني سقوط کمونيسم را پيش بيني کرد، روسيه شد بيست کشور و پنج کشور آن در درياي خزر ماندند، سهم ایران از خزر 50 درصد بود که تبديل شد به 20 درصد و بعد رسيد به 12.5 درصد.

درس دوازدهم: ما از آمريکا و انگليس و اسرائيل بيزاريم، روسيه از اين که ما از آمريکا و انگليس و اسرائيل بيزاريم خوشحال است. در عوض ، ادعا می کند که در مقابل مساله داشتن حق انرژي هسته اي ، از ما دفاع می کند. مگر در مواقعی که ناچار می شد علیه ما رای دهد یا موشکهای اس 300 را به ما نفروشد.

نتیجه امتحان تاریخ این که :

با وجود همه ی پیشرفتهای ما در علوم پزشکی و فنی و ..، در علوم انسانی خاصه جامعه شناسی و تاریخ ضعف زیادی داریم. به نظر شما بهتر نیست که کمی جامعه جهانی را بهتر بشناسیم و تاریخ گذشته را بهتر به یاد آوریم؟!!!


تاريخ : یکشنبه ۵ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

این تصویر را در وب دیدم که گفته می شود، تصویر آرامگاه واپسین پادشاه دودمان زندیه (1209-1163ق) است . همان لطفعلی خان یا دلاور مرد ایل زند و قهرمان لالائی های مادران عشایر لرستان که در نهایت شوربختی به دست ایل مرد دیگری به نام آغامحمدخان قاجار به طرز فجیعی کشته شد. و اینک ظاهرا مدفن او در کمال گمنامی، در بخشی از بازار تهران قرار دارد. کاش دست همتی پدیدار شود و این یادمان تاریخ را احیاء کند .


تاريخ : شنبه ۴ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
به آگاهی دانشجویان گرامی واحد شهر رود می رساند که ما پس از تلاشهای بسیار موفق شدیم با 

استاد محترم دروس تخصصی کارشناسی ارشد تاریخ

تماس حاصل کنیم. نتیجه مذاکرات بدین نحو به اطلاع شما می رسد:

با توجه به امکانات فراوانی که استاد برای رفاه حال و ترضیه دانشجویان از مدتها قبل و نیز در طول امتحانات

نظیر: ارائه  امکان تحقیق و پروژه دانشجوئی + ارائه سوالات75 صدمی به جای نیم نمره ائی + تایپ واضح سوالات امتحانی +....

همچنین کمک 2 نمره ائی به کلیه دانشجویانی که امتحان دادند(جایزه خوش حسابی)داشته اند.

جای هیچگونه ارفاق و تجدید نظری وجود ندارد. خاصه که نمرات امتحانی ثبت شده و به هیچ وجه من الوجوه قابل تغییر نیستند. امید است که در نیمسال بعد جبران شود.

البته روی سخن با دانشجویان کم کار است.


تاريخ : جمعه ۳ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
چند پایگاه اینترنتی برای آنها که در حوزه مطالعات و تاریخ اسلام فعالیت دارند و می توانند از کتابهای دانلود شده استفاده کنند

arab-ency.com

.kutub.info
/muhaddith.org/
.sahab.org/books/
://saaid.net/book/
//islamweb.net/library
/.noon-cqs.org

://.asunnah.net/
://fikr.com
://.nashiri.net
.almaktba.com

noorsa.net

و...

و برای مطالعه آن لاین کتابهای مربوطه در ایران :

مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی

islamicdoc.org

کتابخانه اهل بیت

lib.ahlolbait.com

گنجینه مذهبی

mjjz.ir


تاريخ : پنجشنبه ۲ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

فاتح، مصطفی، پنجاه سال نفت ایران، تهران، انتشارات چهر، ، 1335

فارسی، جلال الدین، زوایای تاریک ،خاطرات سیاسی، تهران، انتشارات حـدیث وحوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1373

فردوست ، حسین ، خاطرات فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، انـتشارات مؤسسه اطلاعات، چاپ ششم، 1373

‫‫‫‫فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات حجة الاسلام فلسفی، به کوشش محمدحسن رجبی، تهران،مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 5731.

فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، جلد 1 تا 4، دانشگاه تهران 1353-1344

فونتن، آندره، تاریخ جنگ سرد، دو جلد، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، نشر نو، 1367

قادری، حاتم، تحلیلی از انقلاب اسلامی ایران، تهران، دفتر تحقیقات و برنامه ریزی وزارت آمـوزش وپرورش، 1364

قاروقی، احمد ـ لورویه، ژان، ایران بر ضدّ شاه، ترجمه مهدی نراقی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1358

قهرمانیان، صفر، خاطرات صفرخان، تهران، نشر چشمه، چاپ چهارم 1381

کاتم، ریچارد، ناسیونالیسم در ایران، ترجمه فرشته سرلک، تهران، نشر گفتار، 1371

کاظمی، سید علی اصغر، بحران نوگرایی و فرهنگ سیاسی در ایران معاصر، تهران، نشر قومس، 1376

‫‫‫کدی، نیکی. آر، ریشه های انقلاب اسلامی، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگاسلامی، چاپ دوم 1375

کدیور، محسن، نظریه های دولت در فقه شیعه، کتاب اول از مجموعه اندیشه سیاسی در اسلام، تهران،نشر نی، 1376

کرباسچی، غلامرضا، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ، تاریخ حوزه علمیه قم، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380

کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، 3 مجلد ، بـه کـوشش سعیدی سیرجانی، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1346

کریمی، احمدرضا، شرح تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران و مواضع آن، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384

کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1344

کسروی، احمد، تاریخ هجده ساله آذربایجان، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ هشتم 1356

کلر، میچل، جنگ بی پایان، جلد 1 و 2، ترجمه از نهضت آزادی ایران خارج از کشور، تهران، انتشاراتبدیع، چاپ دوم 1357

کوزیچکین، ولادیمیر، کا. گ. ب در ایران، ترجمه اسمعیل زند و حسین ابوترابیان، تهران، نشرحکایت، چاپ چهارم 1376

کی استوان، حسین، سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم، تهران، نشر روزنامه ظفر، 1329

کیانوری، نورالدین، خاطرات نورالدین کیانوری، جلد 2، تهران، انتشارات مؤسسه اطلاعات، چاپ دوم، 1372

‫‫کیانوری، نورالدین، گفتگو با تاریخ، مصاحبه، تهران، نشر نگره ، 1376

گات، ریچارد، تراژدی بولیوی، ترجمه یدالله علیزاده، تهران، نشر یاشار، 1358

گازیوروسکی، مارک. ج.، سیاست خارجی آمریکا و شاه، ترجمه فریدون فاطمی، تهران، نشر مرکز،1371

گروه مولفان: دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، به کوشش کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بـزرگاسلامی ، 8 ج ، 1374

گروه مولفان : هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، 2جلد ، زیرنظر غلامرضا کرباسچی، تهران، بـنیادتاریخ انقلاب اسلامی ایران، 1371

‫‫‫‫گل محمدی، احمد، جمعیت فداییان اسلام به روایت اسناد، 2 جلد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382

لپینگ، برایان، سقوط امپراتوری انگلیس و دولت دکتر مصدق، ترجمه محمود عنایت، تهران، کتابسرا، 1365

‫‫لنین، ولادیمیر ایلیچ، مجموعه آثار و مقالات، ترجمه محمد پورهرمزان، چاپ افست در ایران، بی نا، بی تا

‫‫‫مجتهدی، مهدی، روشنگریها در مشروطیت ایران، (تقی زاده)، تـهران، انـتشارات دانشگـاه تـهران، 1357

‫‫مجید کفائی، عبدالحسین، مرگی در نور یا زندگی نامه آخوند خراسانی، تهران، زوار، 1359

محیط طباطبایی، محمد، نقش سید جمال الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین، به کوشش هادی خسروشاهی، قم، 1350

محیط مافی، هاشم، مقدمات مشروطیت، به کوشش مجید تفرشی و جواد جان فدا ، تـهران، فـردوسی،1363

‫‫مختاری، رضا، سیمای فرزانگان، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ نهم، 1375

بی نام ، مدرس، تاریخ و سیاست ، مجموعه مقالات، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی مـجلس شـورای اسلامی، تهران، 1375

مدرسی چهاردهی، مرتضی، سید جمال الدین و انـدیشه های او، تـهران، انـتشاراتامیرکبیر، 1360

مدیر شانه چی، محسن، احزاب سیاسی ایران: با مطالعه موردی نیروی سوم و جامعه سوسیالیستها،تهران، مؤسسه رسا، 1375

مرسلوند ، حسن، شاه شکار: بازجویی های میرزا رضا کرمانی و سایرین،  تهران، نشر جوانه،1370

مستشارالدوله، صادق، خاطرات و اسناد مستشارالدوله صادق 1330-1325 به کوشش ایرج افشـار،تهران، فردوسی، 1362

مصاحب ، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی، 2 جلد ، تهران،انتشارات فرانکلین، 1345 و 1356

‫‫مصدق، محمد، خاطرات و تألمات محمد مصدق، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات علمی، چاپ دهم، 1381

مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر، تهران، انتشارات صدرا، چاپ دوازدهم، 1368

معین، محمد و شهیدی، جعفر، فرهنگ معین،  6 جلد ، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم، 1356

‫‫مقدم، کاظم، خشونت قانونی، تهران و قم، انتشارات محدث و نشر برگزیده، 1380

مکی، حسین، خلع ید ، کتاب سیاه ، قسمت اول، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360

مکّی، حسین، مختصری از زندگانی سیاسی سلطان احمدشاه قاجار، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1357

ملک زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات علمی، 1373

‫‫منصوری، جواد، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، 2 جلد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1377

‫‫منصوری، جواد، خاطرات جواد منصوری، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ، 1376

منصوری، جواد، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی  وزارت امورخارجه، چاپ دوم، 1375

موسوی بجنوردی، سید محمدکاظم، مسی به رنگ شفق، به اهتمام علی اکبر رنجبر کرمانی، تهران، نشرنی، 1381

مهدی نیا، جعفر، زندگی سیاسی رزم آرا، تهران، انتشارات پـانوس و انـتشارات پـاسارگاد، چاپ چهارم،1368

‫‫مهربان، رسول، بررسی مختصر احزاب بورژوازی لیبرال،  جلد 1، تهران، پیک ایران، چاپ دوم، 1360

‫‫‫میثمی، لطف الله ، از نهضت آزادی تا مجاهدین، خاطرات میثمی، 2جلد، تهران، نشر صمدیه، 1382

میخلز، روبرت، جامعه شناسی احزاب، ترجمه احمد نقیب زاده، تهران، نشر قومس، 1369

میرزا صالح، غلامحسین، خاطرات سلیمان بهبودی، تهران، طرح نو، 1372

میرطاووسی، سید شجاع الدین، شهید محمدعلی رجایی، جلد 1 و 2، تـهران، انـتشارات نـهضت زنـان مسلمان، 1361

‫‫نجاتی، غلامرضا، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران،  2جلد ، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگیرسا ، 1371

نجاتی، غلامرضا، جنبش ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد 1332، تهران، شرکت سـهامی انتشار، 1368

نجفی، موسی ـ فقیه حقانی، موسی، تاریخ تحولات سیاسی ایران، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ سوم، 1383

نراقی، احسان، از کاخ شاه تا زندان اوین، ترجمه سعید آذری، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1372

‫‫ورجاوند، پرویز، یادنامه دکتر غلامحسین صدیقی، تهران، چاپخش، 1372

‫‫هاشمی رفسنجانی، اکبر، عبور از بحران، به اهتمام یاسر هاشمی، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپهشتم، 1378

هاشمی رفسنجانی،اکبر: دوران مبارزه(خاطرات، تصویرها، اسناد،..)، 2جلد ، زیرنظر محسن هاشمی، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، ، 1376

هاکس، مریت، ایران، افسانه و واقعیت ، خاطرات سفر به ایران، ترجمه محمدحسن نظری نژاد و دیگران،مشهد، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، 1368

هالیدی، فرد، دیکتاتوری و توسعه در ایران، ترجمه فضل الله نیک آیین، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1358

هانتینگتون، ساموئل، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، نشرعلم، 1370

هدایت، مهدی قلی( مخبرالسلطنه ) ، خاطرات و خطرات، تهران، نشر زوار، 1375

‫‫همایون کاتوزیان، محمدعلی، مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، ترجمه فرزانه طاهری، تهران، نشرمرکز، 1372

همایون کاتوزیان، محمدعلی، مصدق و نبرد قدرت، 2 جلد، ترجمه احمد تـدین، تـهران، مـرکز اسـنادانقلاب اسلامی، 1382

هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا سقوط رژیـم پهلوی، تهران، ناشر: مؤلف، 1368

هوشنگ مهدوی، عبدالرضا ، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، نشر البرز، 1373

هوفر، اریک، روانشناسی توده ها و جنبشها، ترجمه هادی هرمزی، سوئد، بی نا، 1990

هیکل، محمد حسنین، ایران: روایتی که ناگفته ماند، ترجمه حمید احمدی، تهران، انتشارات الهام، چاپسوم،1363

هیکل، محمد حسنین، ایران کوه آتشفشان، ترجمه سیدمحمد اصفیایی، تهران، بی نا، 1358

‫‫‫یزدی، ابراهیم، آخرین تلاشها در آخرین روزها: مطالبی ناگفته پیرامون انقلاب اسلامی ایران، تهران،انتشارات قلم، 1368

‫‫یوسفی اشکوری، حسن، در تکاپوی آزادی: سیری درزندگی، آثار و افکار مهندس مهدی بازرگان، 2جلد ، تهران، انتشارات قلم، 1376

‫‫


تاريخ : چهارشنبه ۱ خرداد۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

چه سال خوبی است این 1392. یک رخداد سیاسی باعث تعطیلی موسسات فرهنگی می شود. انتخاب یک نفر موجب استراحت صدها هزار نفر می گردد. شروع کار یک تن به ختم کار میلونها نفر منتهی می شود...

به هر حال ، امتحانات موسسات فرهنگی خاصه دانشگاه ها از امروز شروع شد و کلید خورد. تا انتخاب رئیس جمهور ، دوستان معلم و دانش آموز و استاد و دانشجو و کارمندان وابسته و دیگر خانواده بزرگ فرهنگ متوسطه و فرهنگ عالی ، تعطیلات 4 ماهه خود را آغاز می کنند!

لذا به حکم سنت این چند ساله اخیر ، ما هم باید برویم دنبال آن کار دیگرمان، یعنی استراحت و لذت بردن از تعطیلات. خاصه که هم خود درگیر امتحاناتم و هم بسیاری از خوانندگان این وبلاگ ناچیز. اما چون تا پیش از گرم شدن بیشتر هوا ، هنوز رمقی در تن و فکری در ذهن دارم ،

مطالب وبلاگ تاریخنگار را به صورت هفتگی تا شروع سال تحصیلی جدید می نویسم و در وبگاه می گذارم

امید که دوستان از این تن آسائی حقیر فقیر ، دل آزرده نشوند و این را به روحیه ی جاری در مملکت 1392 ببخشند 


تاريخ : سه شنبه ۳۱ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

نمی دانم ملاک بزرگ خواندن برخی ها در تاریخ دقیقا چیست؟ اما مسلما نقاط قوتی هم در کار بوده که انسانی را کبیر و بزرگ خوانده اند. مثل داریوش کبیر، کورش کبیر، و..از قبل از اسلام و شاه عباس بزرگ و رضاشاه کبیر و .. از بعد از اسلام

این تصویر یکی از آن بزرگ مردان و شاهان کبیری است که یک اروپائی آن را کشیده است. نمی خواهم در باره ماهیت کوچک و بزرگی سخن بگویم. فقط می خواهم اشاره کنم به این که در چشم یک غربی شاه بزرگ چگونه بوده است و این با عکسی که نقاشان ما از این شاه ترسناک و باهیبت کشیده اند ، فرق دارد. چرا ؟



تاريخ : دوشنبه ۳۰ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

پطروشفسکی، ایلیا پاولویچ، اسلام در ایران: از هجرت تا پایان قرن نهم هجری، ترجمه کریم کشاورز، تهران، نشر پیام، چ ششم، 1362

‫‫پولیت، ژرژ، اصول مقدماتی فلسفه، ترجمه جهانگیر افکاری، تهران، امیرکبیر، 1357

پهلوان، چنگیز، جامعه شناسی سیاسی، تهران،  دانشگاه تربیت مدرس، 1370.

پهلوی، محمدرضا، پاسخ به تاریخ، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران، نشر حکایت، چاپ دوم، 1371

پهلوی، محمدرضا، مأموریت برای وطنم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1347

‫‫‫‫تربتی سنجابی، محمود، قربانیان باور و احزاب سیاسی ایران، تهران، انتشارات آسیا،  1357

ترکمان، محمد، نقدی بر مصدق و نبرد قدرت، تهران، رسا، 1371.

ترکمان، محمد: شیخ شهید فضل الله نوری: رسایل، مکتوبات و اسناد، 2ج، ، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1360

تفرشیان، ابوالحسن، قیام افسران خراسان، تهران، انتشارات اطلس، چاپ دوم، 1367

‫‫‫تیزابی، هوشنگ، نقدی بر فرویدیسم و علل اساسی شکست جریان سیاهکل، تهران، میرک،  1357

‫‫‫جردفادقانی، م. علمای بزرگ شیعه: از کلینی تا خمینی، قم، انـتشارات مـعارف  اسلامی، 1346

‫‫جزنی، بیژن، تاریخ سی ساله ایران  جلد 1 و 2، تهران،  انتشارات مازیار، 1358

جعفریان، رسول، جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ پنجم، 1383

‫‫حائری، عبدالهادی، آنچه گذشت... / نقشی از نیم قرن تکاپو، تهران، انتشارات معین، 1372

حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران، تهران، امیرکبیر، 1366

حائری، عبدالهادی، نخستین رویاروییهای اندیشه گران ایران با دورویه تمدن بورژوازی غرب، تهران، امیرکبیر، چ دوم، 1372

حاج سیدجوادی، کمال، اخوان المسلمین مصر، تهران، نشر میثاق، 1358

حجاریان، سعید، جمهوریت؛ افسون زدایی از قدرت، تهران، طرح نو، 1379

حسینی، قاسم ، سازمان مجاهدین خلق از درون، خاطرات محمدمهدی جعفری،  تهران، نگاه امروز،  1383

حسینیان، روح الله، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381

حسینیان، روح الله، چهارده قرن تلاش، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382

حسینیان، روح الله، سه سال ستیز مرجعیت شیعه 43-1341 تهران، مرکز اسناد انقلاب اسـلامی،1382

‫‫حکیمی، محمدرضا، بیدارگران اقالیم قبله، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1355

خاتمی، سید محمد، از دنیای شهر تا شهر دنیا ـ سیری در اندیشه سیاسی غرب، تهران، نشر نی، چ سوم، 1376

‫‫خامه ای، انور، دیالکتیک طبیعت و تاریخ: دینامیسم ـ جهش ـ تضاد، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمانایران، چ دوم، 1357

خدایی صفت ، مهدی(گردآورنده)، آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران، اروپا ، انتشارات ایران کتاب، 1373

خدوری، مجید، گرایشهای سیاسی در جهان عرب، ترجمه عبدالرحمان عالم، تهران، دفتر مـطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1369

خراسانی، حسین، فجایع بهائیت یا واقعه قتل ابرقو، بی تا ، بی نا.

خسروشاهی، سیدهادی، نامه ها و اسناد سیاسی سید جمال الدین اسدآبادی، قم، انـتشارات دارالتبلیغ،1354

خلعتبری، فریده، کیانوری و ادعاهایش، تهران، انتشارات شباویز، 1373

‫‫خمینی، روح الله ، کشف اسرار در پاسخ به کتاب اسرار هزار ساله تألیف حکَمی زاده ، بی نا، بی تا.

‫‫خوشحال، مهدی، کنترل نیرو (داستان دگردیسی انقلاب و انسان در عصر کنونی) بی جا ، بی نا،1375

خوش نیت، سیدحسین، سیدمجتبی نواب صفوی اندیشه ها مبارزات و شهادت او، تهران، منشور برادری،1360

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام : مجموعه اسناد لانه جاسوسی آمریکا، تهران، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا، 1366

دانشور علوی، نورالله، مجاهدالسلطان، تاریخ مشروطه ایران و جنبش وطنپرستان اصفهان و بختیاری، بی جا، کتابخانه دانش،1330

داوود، امینی، جمعیت فداییان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی اجتماعی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.

‫‫دبره، رژی، انقلاب در انقلاب، ترجمه علی مقامی، تهران، نشر درفک،  1357

دبره، رژی، نقد سلاح، ترجمه م. امین لاهیجی، تهران، انتشارات یاشار، 1358

‫‫دوانی، علی، زندگانی زعیم بزرگ  بروجردی، تهران، نشر مطهر، چاپ دوم، 1371

دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، 10 جلد، تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا ،1379- 1360

دولت آبادی، یحیی، تاریخ معاصر یا حیات یحیی، 3جلد، تهران، انـتشارات ابـن سـینا، 1336

‫‫دو ورژه، موریس، احزاب سیاسی، ترجمه ابوالفضل قاضی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1363

دهخدا، علی اکبر و دیگران، لغتنامه دهخدا، تهران، سازمان لغتنامه ،دانشگاه تهران، دوره 14 جلدی، 1368

دهنوی. م، مجموعهای از مکتوبات، سخنرانیها و پیامهای آیت الله کاشانی، 4 جلد، تهران، چاپخش، 1361

‫‫‫ذبیح، سپهر، ایران در دوران مصدق، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، انـتشارات عـطائی، چاپ  سوم، 1381

رئیس طوسی، رفیع، حسین رضائی و حمید نوحی، روند جدایی، تـهران، انـتشارات مـوعود،  1953

رائین، اسماعیل، اسناد خانه سدان، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم. بی تا

رائین، اسماعیل، انجمنهای سری و انقلاب مشروطه، تهران، جاویدان، 1355

رجبی، محمدحسن، علمای مجاهد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382

‫‫رضوی، مسعود، هاشمی و ...: تاریخ سیاسی ایران از انقلاب تا جنگ، تهران، انتشارات همشهری، 1376

‫‫روحانی، سیدحمید، نهضت امام خمینی، 3جلد،  مرکز  اسناد انقلاب اسلامی، 1372

‫‫روشه، گی، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، تهران، نشر نی، 1368

زرینی، حسین، گروه ابوذر، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،  1381

‫‫سارتر، ژان پل، جنگ شکر در کوبا، ترجمه جهانگیر افکاری، بیجا، بنگاه مطبوعاتی قائم مقام، بی تا.

سبحانی، محمدحسین، روزهای تاریک بغداد، جلد 1، کلن، کانون آوا، ، 1383

سحابی، عزت الله، ناگفته های انقلاب و مباحث بنیادی ملی، تهران، گام نو،  1383

سحابی، یدالله ، خلقت انسان، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ دهم، خرداد 1358

سحابی، یدالله، قرآن و تکامل، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1349

‫‫سعید، ادوارد، شرق شناسی، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1371

سعیدیان، عبدالحسین، زندگینامه 101 تن از قهرمانان انقلاب خلق ایران، بی جا، انتشارات مجله میهن ، 1358

سفری، محمدعلی، قلم و سیاست، جلد 1 (از استعفای رضاشاه تا سقوط مصدق)، تهران، نشر نـامک،1371

سگال، م. ایلین، چگونه انسان غول شد، ترجمه آذر آریانپور، تهران، کتابهای سیمرغ (انتشارات امیرکبیر)، چاپ پنجم، 1354

سلطانی، مجتبی، خط سازش، جلد اول، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم،1368

سمیعی، احمد، سی و هفت سال، تهران، انتشارات شباویز، چاپ چهارم، 1367

سنجابی، کریم، خاطرات سیاسی، تهران، صدای معاصر، 1381

سولیوان، ویلیام، مأموریت در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران، انتشارات هفته، چاپ دوم، 1361

‫‫‫سینکلر، آندره، چگوارا، ترجمه حیدرعلی رضایی، تهران، انتشارات خوارزمی، چاپ دوم،1360

شالیان، ژرار ، نهضتهای مقاومت فلسطین، ترجمه مهدی خسروی، تهران، مرکز نشرسپهر، چاپ دوم، 1357

‫‫شاه آبادی، محمدعلی، شذرات المعارف، تهران، تجدید چاپ و افست از طبع قدیم توسط نهضت زنان مسلمان، 1359

‫‫‫شرابی، هشام، روشنفکران عرب و غرب: سالهای تکوین 1875 ـ 1914، ترجمه عبدالرحمان عـالم، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1369

‫‫شریعتی، علی، بازشناسی هویت ایرانی ـ اسلامی ،مجموعه آثار  72 ، تهران، انـتشارات الهام، چـاپچهارم، 1374

‫‫شریف امامی، جعفر، خاطرات جعفر شریف امامی، به کوشش حبیب لاجوردی، تـهران، نگـاه امـروز، 1380

‫‫‫شوستر والسر، سیبیلا، ایران صفوی از دیدگاه سفرنامه های اروپاییان، ترجمه غلامرضا ورهرام، تهران، امیرکبیر، 1364

شوکت، حمید، نگاهی از درون به جنبش چپ ایران ، گفت و گو با مهدی خانبابا تهرانی، 2جلد ، آلمان، انتشارات بازتاب، 1368

شهبازی، عبدالله ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد دوم. تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ شانزدهم، 1382 

‫‫صاحبی، محمدجواد، اندیشه اصلاحی در نهضتهای اسلامی، تهران، انتشارات کیهان،  1367

صالح، اللّهیار، خاطرات اللّهیار صالح، به اهتمام مرتضی مشیر، تهران، انتشارات وحید، 1364

‫‫‫صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، جاویدان، 1363

‫‫ضرغام بروجنی، جمشید، دولتهای عصر مشروطیت، تهران، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی،1348

طاهری، رجبعلی، خاطرات رجبعلی طاهری، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ، 1375

طباطبایی، محمدصادق و مجتهد، میرزا حسن، روزنامه مجلس، تهران، مجلس شورای ملی، 1325

طباطبائی، مطهری و دیگران،  بحثی درباره مرجعیت و روحانیت مجموعه مقالات، تهران، شرکت سـهامی انـتشار،1341

طلوعی، محمود، فرهنگ جامع سیاسی، تهران، نشر علم و انتشارات سخن، ، 1372

طهرانی، شیخ آقا بزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، 20 ج، به اهتمام  علینقی منزوی، تهران و بیروت، طبعهای مکرر.

طهرانی، شیخ آقا بزرگ، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر ،جلد آخر از طبقات اعلام الشیعه، نجف، المطبعةالعلمیه، 1373 ق

‫‫عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی، 2جلد، تهران، نشر گفتار، چاپدوم، 1372

عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، 3 جلد، تهران، نشر گـفتار و نشـر عـلم، 1380

‫‫عبدخدائی، محمدمهدی، خاطرات محمدمهدی عبدخدایی، مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام،تدوین: مهدی حسینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379

‫‫عدالتیان، محمدرضا، نفوذ به درون فرقه رجوی، خاطراتی از محمدرضا عدالتیان، تهران، مؤسسه نشرنگرش، 1374

‫‫عظیمی، فخرالدین، بحران دمکراسی در ایران1332-1320 ، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی ـبیژن نوذری، تهران، البرز، 1372

علم،  امیر اسدالله، یادداشتهای امیر اسدالله علم، 3 جلد ، ویراستار علینقی عالیخانی، تهران، انـتشارات مازیار ـانتشارات معین، 1377

علوی، ابوالحسن، رجال عصر مشروطیت، به کوشش حبیب یغمایی و ایرج افشار، تهران، اساطیر، 1364

‫‫علی بابایی، غلامرضا، فرهنگ تاریخی ـ سیاسی ایران و خاورمیانه، 4 جلد، تهران، مـؤسسه خدماتفرهنگی رسا، 1374

عمویی، محمدعلی، درد زمانه، خاطرات محمدعلی عمویی، 1357-1320، تهران، انتشارات آنزان،چاپ دوم، 1377

عنایت، حمید، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات خوارزمی، چاپ سوم، 1372


تاريخ : شنبه ۲۸ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

این بخش اول از فهرست بلندبالای کتابهائی است که در حوزه تاریخ معاصر ایران و جهان قابل اعتنا هستند و البته بدون نقد و بررسی عمیق و نظر کارشناسانه ارائه می شوند:

آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمدگل محمدی ومحمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی،1377

آجودانی، ماشاءالله، مشروطه ایرانی، نشر اختران، 1382

آدمیت، فریدون، اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی، تهران، انتشارات سخن، 1364

آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، تهران، انتشارات پیام، 1355

آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی، تهران، انتشارات مروارید، چاپ سوم، 1373 ویرایش جدید

آشوری، داریوش، فرهنگ علوم انسانی ـ انگلیسی به فارسی، تهران، نشر مرکز،  1374

آل احمد، جلال، در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران، انتشارات فردوس، چاپ سوم، 1376

آل احمد، جلال، غربزدگی، تهران، رواق، 1356

آل احمد، شمس، از چشم برادر، قم، انتشارات کتاب سعدی،  1369

آمبروز، استفن، روند سلطه گری تاریخ سیاست خارجی آمریکا 1983-1938، ترجمه احمد تابنده،تهران، انتشارات چاپخش، 1363

‫‫آوری، پیتر، تاریخ معاصر ایران از تأسیس تا انقراض سلسله قاجاریه، محمد رفیعی مهرآبادی، تهران،  عطایی، بی تا

آیت اللهی، محمدتقی، ولایت فقیه زیربنای فکری مشروطه مشروعه: سیری در افکار و مبارزات سیدعبدالحسین موسوی لاری، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1363

‫‫‫احمدزاده، مسعود، مبارزه مسلحانه ـ هم استراتژی، هم تاکتیک، تهران، بی نا، 1357

احمدی روحانی، حسین، سازمان مجاهدین خلق، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384

ادیبی، حسین، طبقه متوسط جدید در ایران، تهران، نشر جامعه، 1358

‫‫‫‫اسداللهی، مسعود و طاهری، قهرمان، ولایت فقیه و دمکراسی، بی جا، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373

‫‫اسفندیاری، ثریا، کاخ تنهایی، گردآورنده: لوئی والنتن، ترجمه نادعلی همدانی و امیرهوشنگ کاووسی،تهران نشر نادعلی همدانی، 1370

‫‫‫بی نام ، اسناد نهضت آزادی ایران، جلدهای متعدد، تهران، نهضت آزادی ایران، 63-1362

‫‫بی نام ، اسناد و دیدگاهها: حزب توده ایران از آغاز پیدایی تا انقلاب بهمن 1357، تهران، انتشارات حزب تودهایران،1360

‫‫اشرف، حمید، جمع بندی سه ساله، تهران، انتشارات نگاه، 1357

اصیل، حجت الله، زندگی و اندیشه میرزا ملکم خان، تهران، نشر نی،1377

بی نام ، اعترافات سران حزب توده ایران، جلد 1، تهران، مؤسسه فرهنگی ـ انتشاراتی نگره،  1357

اعظام قدسی، حسن، کتاب خاطرات من، جلد 1، تهران، چاپخانه حیدری 1342 و جلد 2، ابوریحان1943 م

افراسیابی، بهرام و دهقان، سعید، طالقانی و تاریخ، تهران، انتشارات نیلوفر، چاپ دوم، 1360

‫‫‫السمان، علی، رویارویی مسلکها و جنبشهای سیاسی در خاورمیانه عربی تا سال 1967، ترجمه حمید نوحی، تهران، انتشارات قلم، 1357.

العلوی، حسن، شیعه و حکومت عراق، ترجمه محمدنبی ابراهیمی، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغاتاسلامی ، 1376.

الگار، حامد و دیگران، سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی، ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو، 1371

الگار، حامد و دیگران، نهضت بیدارگری در جهان اسلام، ترجمه محمدمهدیجعفری، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1362.

الوردی، علی، مشروطه ایران و اثر آن در عراق، ترجمه زهیر لباف، تهران، بی تا.

‫‫‫امیرخسروی، بابک، نظر از درون به حزب توده ایران ـ نقدی بر خاطرات نورالدین کیانوری، تـهران،انتشارات اطلاعات، 1375.

امین الدوله ، میرزا علی خان ، خاطرات سیاسی امین الدوله، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، امیرکبیر، 1353

امینی، داوود، جمعیت فداییان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی اجتماعی ایران، تهران، مرکز اسنادانقلاب اسلامی، 1381

انصاری، مهدی، شیخ فضل نوری و مشروطیت، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1376

‫‫ایرانی، ناصر، بحران دموکراسی در ایران مجموعه 21 مقاله چاپ شده در مجله نشر دانش، تهران،مرکز نشر دانشگاهی، ، 1371.

باربر، نوئل، فرمانروایان شاخ زرین از سلیمان قانونی تا آتاتورک، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،تهران، نشر گفتار، 1364

‫‫بازرگان، پوران، و حقشناس، تراب، از بن بست رجوی تا فداکاری ابریشمچی، چاپ اروپا، 1364

بازرگان، مهدی، انقلاب ایران در دو حرکت، تهران، نهضت آزادی ایران، 1362

بازرگان، مهدی، بعثت و دولت، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1360

بازرگان، مهدی، راه طی شده، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1348.

بازرگان، مهدی، شصت سال خدمت و مقاومت، جلد 1 و 2 مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ، 1375

بازرگان، مهدی، مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدیدنظر نظامی، انتشارات مدرس، چاپ سوم، 1356

‫‫بازرگان، مهدی، مشکلات و مسائل اولین سال انقلاب، تهران، گردآورنده و نـاشر عبدالعلی بازرگان،1361

بازرگان، مهدی، نیک نیازی مجموعه چهار مقاله، تهران، شرکت سهامی انتشار،  1347

بازرگان، مهدی، یادداشتهای روزانه، تهران، انتشارات قلم، ، 1376

بازرگان، مهدی، شورای انقلاب و دولت موقت، تهران، نهضت آزادی ایران، 1361

باستانی پاریزی، محمدابراهیم، تلاش آزادی: زندگانی مشیرالدوله، تهران، انتشارات علمی، 1347

باستانی پاریزی، محمدابراهیم، سیاست و اقتصاد در عصر صفوی، تهران، انتشارات صفی علیشاه، چاپ دوم، 1375

باقرزاده، طاهره، قدرت و دیگر هیچ بیست سال با سازمان مجاهدین خلق، تهران، انتشارات اطلاعات، 1372

‫‫‫‫ُبدال، سیدحسین، هفتاد سال خاطره، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.

براون، ادوارد، انقلاب ایران، ترجمه احمد پژوه مشیر همایون، تهران، انتشارات معرفت، 1338

براون، ادوارد، انقلاب مشروطیت ایران، ترجمه مهدی قزوینی، ویراسته سیروس سعدوندیان، تـهران، کویر، 1376

براون، ادوارد، نامه هایی از تبریز، ترجمه حسن جوادی، تهران، بی نا، 1351

‫‫‫‫برزین، سعید، زندگینامه سیاسی مهندس مهدی بازرگان، تهران، نشر مرکز، چاپ سوم، 1378

برونتس، ک. ن، انقلابهای رهایی بخش دوران معاصر، ترجمه پویا، تهران، انتشارات ابوریحان،1360

برهان، عبدالله، بیراهه ـ پاسخ به کژراهه ی احسان طبری، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا،  1386

بزرگمهر، جلیل : تقریرات مصدق در زندان، تنظیم از ایرج افشار، تهران، انتشارات سازمان کتاب، 1359

بشیریه، حسین، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1372

بشیریه، حسین، تاریخ اندیشه های سیاسی در قـرن بـیستم: اندیشه های مارکسیستی / لیبرالیسـم و محافظه کاری، 2 جلد، تهران، نشر نی، چاپ دوم، 1378

بنجامین، سفرنامه بنجامین، ترجمه حسین کردبچه، تهران، جاویدان، 1369

بنی صدر، ابوالحسن، خاطرات ابوالحسن بنی صدر، بـه کـوشش حـمید احـمدی، انـجمن مطالعات و تحقیقات تاریخ شفاهی ایران ، برلین، انتشارات انقلاب اسلامی، ، 1380

بهار، محمدتقی(ملک الشعرا)، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، 2جلد ، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی ، 1357.

بهنود، مسعود، از سیدضیا تا بختیار، تهران، سازمان انتشارات جاویدان، چاپ چهارم، 1369.

‫‫بیل، جیمز، شیر و عقاب (تراژدی روابط ایران و آمریکا)، 2جلد ، ترجمه مهوش غلامی، تهران، نشرکوبه، 1371

بیلز، ک ، آمریکای لاتین دنیای انقلاب، تـرجـمه و. ح. تـبریزی، تهران، انـتشارات خوارزمی، چاپ چهارم، 1357.

بیلیس، جان و دیگران، استراتژی معاصر، ترجمه هوشمند میرفخرایی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه، 1369

بی نام ، پنجاه سال تبهکاری و جنایت، مجموعه مقالات پژوهشی درباره دوران پهلوی، افست از چاپ اروپا، بی نا ، بی تا

بی نام ، تاریخ حزب کمونیست شوروی، ترجمه شمس الدین بدیع تبریزی و هدایت حاتمی، تهران، انـتشاراتحزب توده، 1358.

بی نام ، صحیفه امام، مجموعه بیانات، پیامها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه های امام خمینی، 22جلد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم، زمستان 1379

بی نام ، صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی، 22جلد، مرکز مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 71- 1361

بی نام ، جبهه ملی به روایت اسناد ساواک، جلد اول، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1379

بی نام : روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، هواداران نهضت اسلامی ایران و اروپا، قم، دارالفکر، بی تا

بی نام : روحانی مبارز آیت االه کاشانی به روایت اسناد، 2 جلد، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1379

بی نام : روزشمار جنگ ایران و عراق، تـهران، مـرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1378

بی نام : سردار سرفراز، شهید حجة الاسلام علی اندرزگو، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1377

بی نام ، سید محمدرضا سعیدی به روایت اسناد ساواک ، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ، 1376

بی نام ، شهید محمدعلی رجایی تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، 1378

بی نام : سیاست و سازمان حزب توده از آغاز تا فروپاشی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، جـلد 1، تهران، 1370

بی نام ، کتاب آبی، اسناد وزارت خارجه انگلیس، جلد 2، به کوشش احمد بشیری، تهران، نشر نـو، چاپ دوم، 1365

بی نام ، گذشته چراغ راه آینده است، بی جا، بی نا، بی تا

بی نام ، بازپرسان و قضات سابق تحقیق دادسرای انقلاب مرکز سخن می گویند، 3 جلد، بی جا ، بی نا، 1359

بی نام : یادداشتهای روزانه مهندس مهدی بازرگان: خاطراتی از دوران زندان، جـوانـی و سـفر حـج، تـهران،انتشارات قلم، 1376

بی نام : یادنامه ابوذر زمان سیدمحمود طالقانی، بنیاد فرهنگی طالقانی، تهران، با همکاری شرکت سهامی انتشار، 1362

بی نام : یادنامه استاد شهید مرتضی مطهری، کتاب اول مجموعه مقالات، زیر نظر عبدالکریم سـروش،تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1360

بی نام : یادنامه شهید بزرگوار دکتر مصطفی چمران، به کوشش دکتر ابراهیم یزدی، تهران، انتشارات قلم، 1383


تاريخ : جمعه ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

سر سخن : پیشرفت فن آوری ارتباطات و یا به عبارت دیگر ، یورش فرهنگ رسانه ائی ، باعث شده تا سنتها و یادواره های قومی مردمان جهان رو به زوال تدریجی نهد. یکی از این نمونه ها ، فراموشی آداب و سنتهای روائی است که به دلیل مکتوب نبودن ، فی نفسه زمینه ی انحطاط را دارند. این همان فولکلور یا فرهنگ عامه است که نسل تبلت و آیفون و گیم نت و.. از آن چیزی زیادی نمی داند.! اما به راستی فرهنگ عامه چیست و به چه کار می آید؟

 فرهنگ عامه در زبان هاي اروپائي تحت عنوان فولكلور معرفي شده است. اين واژه از دو كلمه Folk و  lore  تركيب يافته است.  Folk به معني مردم و lore به مفهوم دانش مي باشد؛ يعني دانش مردم كه در زبان فارسي نيز به تعابير گوناگوني چون: فرهنگ مردمي، فرهنگ توده، فرهنگ عوام يا توده شناسي ، تفكر جمعي و.. به كار رفته است. به طور كلي فولكلور عبارت است از دانشهاي مربوط به سنن و مراسم، اعتقادات، آداب و رسوم، سرگرمي ها ، افسانه‌ها ، ترانه‌ها و ديگر يادگاران معنوي و شفاهي يك  قوم در يك سرزمين. در حقیقت ،  فولكلور دانش جديدي است كه جمع‌آوري مصالح و مواد آن كاري بسيار حساس و دشوار مي‌باشد؛ زيرا اين گنجينه تنها از محفوظات اشخاص بي‌سواد و عامي به دست مي‌آيد و در عين حال، وابسته به پشتكار و همتي است كه اهالي تحصيلكرده يك ملت از خود نشان مي‌دهند. پس هر گاه در جمع‌آوري آن مسامحه و غفلت شود ؛ بيم آن مي‌رود كه قسمت عمده اخلاق نظري و ارزشها و هنجارهاي پسنديده يك ملت مورد فراموشي قرار گردد. اصولاً فولكلور را نزد ملت‌هايي مي‌توان جستجو كرد كه داراي دو نوع آموزش و پرورش يعني آموزه‌هاي مربوط به دو طبقه تحصيلكرده و عوام باشند. تا پيش از اين؛  اگر چه ويژگي اين علم را محدود به  افسانه‌ها ، ترانه‌ها ، مثل‌ها ، چيستان‌ها و معماها مي‌دانستند؛ اما كم كم تمام سنت‌ها و آنچه مردمان در خارج از زندگي معمولي و ساده خويش و حتي در سازمان‌هاي رسمي اجتماعي و آموزشي مثل: مدارس و ادارات فرا مي‌گرفتند ؛ نيز جزء قلمروي فرهنگ عامه قرار گرفت. به طوري كه محققان علوم اجتماعي اعتقادات ، اوهام و پيشگويي‌هاي مربوط به نجوم، تاريخ طبيعي، طب و ... را هم وارد حوزه فولكلور كرده اند. بدين ترتيب اعتقادات و رسومي كه وابسته به هر يك از مراحل مختلف زندگي از تولد، كودكي، جواني و زناشويي تا پيري و مرگ مي‌شد و همچنين مراسم سوگواري، جشن‌هاي محلي، مذهبي و عادات زندگي عمومي افراد و نيز پيشه‌ها و فنون مردم هم جزء موضوعات بررسي دانش فولكلور شدند.

البته بايد توجه داشت كه فولكلور چون به طريق شفاهي از نسل ديگر منتقل مي‌شود؛ لذا اگر دشوار و پيچيده باشد درست بر زبان‌ها جاري نمي‌شود و به سهولت از يادها مي‌رود؛ از طرف ديگر فرهنگ مردمي گوياي اميد و خوشبختي انسانهائي است كه قهرمانان آن با كوشش و فداكاري به مقصود مي‌رسند و اگر قهرمانان نتوانند كاري را انجام دهند؛ نيروئي جادويي از پشت پرده غيب به كمك آنها مي شتابد و قهرمان داستان را پيروز از صحنه نبرد بيرون مي‌برد.

نکته حائز اهمیت آن است که آغوش مادر نخستين برنامه يادگيري فولکلور به شمار مي‌رود كه حاوي پيام‌هاي مهمي چون دوست داشتن، خوب بودن، ايمان و وفاداري و ايثار و نوع دوستي است. با این کار، مادران جريان جامعه‌پذيري كودك را با آموزه هائي كه عصاره و حاصل تجربيات گذشتگان است و همراه باورها، ارزش‌ها و هنجارهاي فرهنگي  حقيقي و دروني مي‌سازند. در حقیقت ، اين دوره مرحله تكوين شخصيت اصلي فرد هر جامعه بشمار مي رود و مقطعي است كه با مواد مختلف فرهنگ عامه سر و كار دارد و ظرف خالي ذهن با اين باورها و رسوم و ارزش‌ها پر مي شود و از آن جا كه واقع گرايي محور اساسي فولكلور است، پس به همين دليل ترانه، آواز، افسانه صداي ملتي است كه از اين طريق بر مشكلات خود فايق مي آيد.

اما سخن اصلی آن است که :

ايران از ديرباز سرزميني كهن با فرهنگي غني و پربار بوده است كه در برخورد با فرهنگها و اقوام مختلف تغيير چندان عميقي را طلب نكرده است، بلكه حتي پربارتر از قبل به تبادلات فرهنگي پرداخته است.  فرهنگ عامه در هر دوره از تاريخ ايران شامل سه گونه اساسي مي باشد : باورها و سنن مربوط به دوران  تولد تا مرگ ؛ جشن ها و مراسم هاي مربوط به تحول طبيعت و سرانجام  عادات روزمره . البته ،ايران هميشه در معرض هجوم اقوام مختلف بوده و تأثيرات رواني عوامل جغرافيايي و رويدادهاي طبيعي، ايرانيان را سرگرم به تبيين پاره اي مسائل فكري مي نموده است . مثلاً يكي از اين موارد اعتقاد آنها به تقديس آتش يا احترام گذاشتن به روان درگذشتگان بوده است. ديگر از نشانه هاي عظمت فرهنگ و تمدن ايران عهد باستان را بايد در جشن هاي بزرگ و ملي آن ايام جستجو كرد . از جمله اعياد نوروز، سده و مهرگان با نوعيت خاص خويش، پويايي و عظمت فرهنگ عامه آريائي را نشان مي دهد.

ليكن بزرگترين چيزي كه هويت ايرانيان را مي ساخت؛ پردازش اسطوره ها و داستانها بود كه هويت اصلي ايران و ايراني را بازگو مي كرد. از آنجا كه اسطوره های هر ملتی، چون از رمزهاي بي نهايت و امتیازهای آنان سخن می گویند و ایده آل ها و آرزوهای انساني را می نمایانند؛ لذا همان طور كه داستانها و رمزها و تمثيلات يا اساطير الاولين در فرهنگ هر قوم مشاهده مي شود، در ايران زمين نيز براي معرفي و تبيين  پيدايش فرهنگ ، سنت و اخلاقيات قومي، اسطوره ها و رواياتي ژرف نگرايانه پردازش شد كه همينها چاشني اصلي ادبيات و هنر ملت هوشمند و باذوق ايراني شد. اين اساطير گرچه تلفيقي از حقيقت و نادرستي اند، ليكن بيانگر تفكر و نگرش پيشينيان ما و بازگوكننده آمال و روياهاي بشري هستند.

حفظ و ثبت این میراث معنوی ، وظیفه ای است که اهمال در آن ، تاوان سنگینی خواهد داشت. اگر به خاطر پیشرفتهای صنعتی و افزایش تولید محصولات و تاسیسات عمرانی و.. به خود ببالیم ، اما نسلی تهی از هویت و معنویت داشته باشیم و میراث نیاکانی را به سخره گیریم ، در کوتاه مدت ، در برابر هر موج فرهنگی وارداتی ، سر خم خواهیم کرد و  مانند کشورهای (سنگاپور، هنگ کونگ، کره و..)خواهیم شد که توسعه یافته تلقی می شوند ، اما بحران هویتی و فرهنگی دارند.


تاريخ : پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

برای اشخاص باریک بین ، عکسهای دوره قاجار می توانند دربردارنده معانی بسیاری باشند:

از تعبیر مفاهیم اجتماعی ایران تا ارزیابی شیوه های ظاهری محتوا

(این را نوشتم برای کسانی که متوجه منظور ظریف من از عبارات کوتاه شده ام نمی شوند)




تاريخ : چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
در باره دانای توس ،

آن فرزانه غیرتمندی که زبان و فرهنگ کهن دیار خویش را پاس داشت و آئینی نیکو را به یادگار گذاشت

تا بدانیم که ایران و ایرانی همیشه زنده و پابرجاست

هر چه سخن گفته شود ، باز هم اندک است. در اینجا نمی خواهم

1- از بزرگی مقام و بلندی جایگاهش سخن برانم که کیش شخصیت خواهد بود و روح پاک فرزانه توس از آن بیزار است

2- ارزش کار مانای او را یادآور شوم که در باره اش ادیبان و سخن سنجان به اندازه دهها همایش و مجموعه مقاله  حرف زده اند.

3- از لزوم توجه به ادامه راه فردوسی حکیم و پاسداشت زبان و فرهنگ خودی حرف بزنم که شایسته آن نیم!

فقط توصیه دارم به دوستانی که اهل مطالعه هستند و یا می توانند بخشی از هزینه های اضافی خود را صرف خرید کتاب کنند.

حتما یک نسخه از شاهنامه فردوسی را در خانه داشته باشید.

شاید مجالی شد تا به آئینه فرهنگ نیاکانی و زبان مادری توجهی کنید. 


تاريخ : سه شنبه ۲۴ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
فهرستی است گزینش شده از چند کتاب تحقیقی در باره تاریخ معاصر ایران. از صفویه تا حال

آدمیت، فریدون، امیر کبیر و ایران، تهران، خوارزمی، 1348

آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت، تهران، پیام، 2535

اشرفیان، آرونوا، دولت نادر شاه افشار، ترجمه حمید امین، انتشارات شبگیر، چاپ دوم، 1356

اويس، مهين، فرهنگ ايراني در سفرنامه هاي اروپايي در روز قاجار، شیراز، نوید، 1379

باستانی پاریزی، ابراهیم، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران، صیف علی شاه، 1348

پری، جان، کریم خان زند، ترجمه محمد علی سلوکی، انتشارات فراز، 1365

تاج بخش، احمد، تاریخ صفویه، شیراز انتشارات نوید، 1383

جعفريان، رسول، دين و سياست در دوره صفوي، قم، انتشارات انصاریان، 1370

حجازي، بنفشه، تاريخ هيچكس، بررسي جايگاه زن ايراني در عصر افشاريه و زنديه، تهران، نشر قصیده سرا، بی تا

ذكاء، يحيي، زنان ايران از سده 13 تا امروز، بی جا، اداره موزه ها و فرهنگ ها، 1326

رائین، اسماعیل، قیام آذربایجان و ستارخان، تهران، نگاه، 1379

راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران، امیر کبیر، چاپ دوم، 1367، ج 4و 7

رجبی، پرویز، کریم خان زند و زمان، تهران، گروه فرهنگی مرجان با همکاری انتشارات امیر کبیر، 1352

رحیم زاده صفوی، علی اصغر، شرح جنگ ها و تاریخ زندگانی شاه اسماعیل صفوی، کتابفروشی خیام، تهران، 1346

ریاض الاسلام، تاریخ روابط ایران و هند، ترجمه محمد باقر ارام، تهران، امیر کبیر، 1373

سومر، فاروق ، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، ترجمه احسان اشرافی و محمدتقی امامی، تهران، نشر گستره، 1371

سیوری، راجر، ایران عصر صفویه، ترجمه احمد صبا، تهران، کتاب تهران، 1363

شعبانی، رضا، تاریخ تحولات سیاسی- اجتماعی ایران در دوره افشاریه و زندیه، تهران، انتشارات نوین، 1365، ج 1 و 2

شمیم، علی اصغر، از نادر تا کودتای رضاخان میر پنج، بی جا، انتشارات مدبر، 1368

شمیم، علی اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، کتابخانه ابن سینا، 1342

صفا، ذبیح الله، تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران تا پایان عهد صفوی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 2536

ضياء پور، جليل، پوشاك زنان ايران از كهن ترين زمان تا آغاز شاهنشاهي پهلوي، تهران، فرهنگ و هنر، 1347

غفاری فرد، روابط صفویه و ازبکان، تهران، وزارت امور خارجه، 1376

فرامرزی، احمد، کریم خان زند و خلیج فارس، چاپ حسن فرامرزی، تهران، بی نا، 1364

فراهانی، قاسم، زندگانی امیر کبیر، تهران، اوستا فراهانی، بی تا

فلسفي، نصرالله، زندگاني شاه عباس اول، تهران، کیهان، 1334، ج 2

فوران، جان، مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران...)، ترجمه احمد تدین، تهران، رسا، 1381

کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، امیر کبیر، 1350

لاکهارت، لارنس، نادرشاه، ترجمه و اقتباس مشفق همدانی، تهران، بی نا، 1330

لاکهارت، لارنس، انقراض صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران، ترجمه مصطفی قلی عماد، تهران، انتشارات مروارید، 1368

میر احمدی، مریم، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر صفوی، تهران، امیر کبیر، 1375

نفیسی، سعید، تاریخ احتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، تهران، بنیاد، 1368

نوایی، عبدالحسین، ایران و جهان، تهران، نشر هما، 1370، 3 جلد

نوایی، عبدالحسین، دولت های ایران از آغاز مشروطیت تا اولتیماتوم، تهران، نشر هما، 1372

ورهرام، غلامرضا، نظام سیاسی و سازمان های اجتماعی ایران در عصر قاجار، تهران، معین، 1367

هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، امیر کبیر، 1364


تاريخ : دوشنبه ۲۳ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

در باره سابقه پلیس در جهان باید گفت که جوامع کهن برای اجرای قوانین و مقررات و تسلیم متخلفین به دستگاه عدالت، مامورانی در استخدام و اختیار داشتند. در مصر باستان مامورین حفظ نظم وجود داشتند که وظائف پلیس امروز را انجام می دادند آنها مسلح بودند و نشانه قدرت و اختیارشان چوب دستی قبه داری بود که روی قبه آن نام فرمانروا حک شده بود و ممکن است اصل و منشاء باتون پاسبانان معاصر بوده باشد. در سده 1میلادی و در امپراتوری روم، ماموران حفظ نظم عمومی یا لیکتور ، به دستور دادرسان بزهکاران را احضار می کردند و کیفر های مقرر حتی کیفر اعدام را اجرا می کردند. حتی علامت سپر که امروزه روی یونیفرم پلیس دوخته شده ،از منشاء سپرهائی است که سلحشوران آرتور شاه حمل می کردند .

  اما نقش پلیس در ایران قدیم به این صورت بوده است که در سده 8 ق. م ، یک گارد انتظامی در اطراف اولین پادشاه مادها به وجود آمد. سپس  در زمان کوروش، مامورین ساتراپ های کشور به حفظ امنیت و اخذ مالیات و اجرای عدالت و جلوگیری از جنایت و سرقت اقدام می کردند. داریوش اول در سلطنت خود، سازمان انتظامی را وسعت بخشید و عواملی را برای از بین بردن هر نوع شورش و خودسری و ناامنی مستقر گردانید.

اما در دوران اسلامی ، نظم و امنیت شهرها به عهده داروغه بود که زیر نظر دیوان بیگی و ریاست بیگلربیگی انجام وظیفه می کرد و واحدهایی انتظامی را در خدمت داشت که در طول زمان به نامهای محتسب ، شحنه ، گزمه نامیده می شدند. گاهی اوقات، امنیت چنان بالا بود که کسی جرات نداشت بدون اجازه در شهر تردد کند. فقط به وابستگان حکومت و افراد با نفوذ، اسم شب داده می شد و فقط دارندگان کد رمز تردد می توانستند در شبها در محلات شهر به گردش بپردازند . البته متاسفانه ، در بیشتر مواقع، محافظان ملت و حافظان امنیت، به جای اجرای قوانین و برپائی نظم، خود مخل امنیت و آرامش و آسایش بودند. به نوشته یک سیاح غربی ، اکثر داروغه ها یا روسای پلیس شهری بسیار سخت دل و قسی القلب بودند، مقصر بدبخت را چوب می زنند و غذا نمی دهند. فرد خاطی در اول کار هر چه پول و لباس داشته باشد باید تسلیم داروغه نماید و پس از آن پاهایش را زنجیر کرده و در محبس بسیار تنگی که شبیه مسکن جانوران است محبوس می کنند. داروغه به قدری بی مروت است که که حتی از شاکی هم رشوه اخذ می کند.

  در کنار این دستگاه انتظامی ، در دربار سلطنت و مراکز فرمانداری استانها نیز ، سازمانی به نام فراشخانه وجود داشت که زیر نظر مستقیم یکی از درباریان مورد اعتماد پادشاه اداره می شد، فراشها مامورینی خشن و بیرحم بودند که از اصول صحیح حفظ نظم و انظباط و اخلاق عمومی اطلاعی نداشتند و بیشتر آلت بی اراده ای بودند که به دستور فراشباشی کل ، اوامر و احکام دولتمردان را اجرا می کردند. آنها معمولا از مردان قوی بنیه تشکیل می شدند که موی سر خود را از جلو تراشیده و سبیلهای کلفت داشتند و با قمه ای در کمر و چوبدستی در دست ، در دل مردم رعب ایجاد می کردند. و این بر پایه اصلی بود که در آن ، حکومتهای ایران برای ترساندن عامه مردم اقدام می کرده اند.

  سرانجام ، دو دستگاه نخراشیده انتظامی فراشی و داروغه ایئ افاقه نکرد و دولت ایران تصمیم گرفت تا نوع فرنگی نیروی انتظامی را وارد کند. در مسافرتهای ناصرالدین شاه قاجار به اروپا بود که تشکیلات مرتب و منظم کشورهای اروپائی و به خصوص وضع منظم پلیس جلب توجه کرد و کمی بعد در سال 1878 میلادی / 1256 شمسی ، از دولت اتریش درخواست شد تا عده ای از افسرانش را به منظور تعلیم و تربیت افراد قشون به ایران بیاورد و چون موضوع امنیت شهر و وضع تربیت پلیس اولویت داشت، افسر جوانی به نام کنت دو مونت فورته به تهران آمد و خانه ای را در خیابان چراغ گاز به نام اداره نظمیه اجاره کرد و قرار شد تا امور نظم و امنیت شهر تهران با 400 نفر پلیس پیاده و 60 نفر پلیس سوار برقرار گردد. در نهایت، روز 16 ذیقعده سال 1295 نخستین تابلوی شهربانی تهران سر در عمارتی وافع در خیابان الماسیه یا باب همایون نصب گردید با عنوان اداره جلیله پلیس دارالخلافه و احتسابیه و از همان روز مردم با واژه پلیس آشنا شدند.

ماجرای پلیس معاصر ایران و تاسیس شهربانی و نیروی انتظامی جدید را باید در کتابهای محققان معاصر خواند. فقط به یک نکته اشاره کنیم و بگذریم : تجربه تاریخی نشان داده است که برقراری نظم شهری ، تا حد زیادی مرهون مشارکت گروه های فعال اجتماعی چون روسای محلات و متنفذین محلی بوده است . فعالیتی که گاه با قدرت قوای انتظامی دولتی رقابت می نموده است . و امروزه نیز به خاطر افزایش روزافزون جرائم عمومی ، در صدد احیای این مشارکت هستیم!  


تاريخ : یکشنبه ۲۲ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

در باره تطور تاریخی تحول دولت در ایران ، هر چند سخن بسی طولانی خواهد بود ؛ اما به این کوتاه سخن اکتفا می کنم که بعد از گذشت بیش از 800 سال از سلطه سیاسی و معنوی اعراب و گروههای قبیله ای بر ایران، دودمان کرد تبار و ترک زبان ، اما ایرانی گرای صفویه،  تحت حکومت دو رهبر فرهمند و کاریزماتیک خود یعنی شاه اسماعیل اول و شاه عباس اول، یک دولت نیرومند متمرکز در فلات ایران برقرار ساخت و روشی را به کار بست که باعث شد تا واژه دولت که به معنی نعمت و مکنت بود، به جای واژه سلسله و حکومت به کار رود. اصطلاحی که بعداً در امپراتوری عثمانی و بین دولتهای محلی عرب نیز رایج شد. گرچه سلسله مراتب حاکم در دولت صفویان مبتنی بر یک دیوان سالاری سنتی اما تکامل یافته بود و به مانند قبل توسط وزیر این مهمترین مقام دولت اداره می شد ، اما تشکیل مقامات همطراز با قدرت پادشاه باعث شد تا ساختار خودکامه حکومتی متداول در ایران به تدریج رو به قهقرا رود و در این میان ، نقش مقامات مذهبی در تنزل دادن جایگاه شاه و دربار را نباید از نظر دور داشت. از طرفی ، صفویان با اعلام مذهب شیعه به عنوان دین دولتی ایران ، توانسته بودند عقاید شیعی را به یک چارچوبه ایدئولوژیکی برای طرح سیاسی  ایجاد هویت ایرانی تبدیل کنند. این امر خود به تثبیت موقعیت شاه در جایگاهی شبه مشروطه می توانست کمک زیادی نماید. فلذا صفویان علاوه بر تعیین مذهب شیعه به عنوان دین کشور، شکل قدیمی دولت ایران یا پادشاهی را به کار گرفتند و خود را پادشاه نامیدند.

در دوره قاجاریه ، تأسیس شورای دولت از نخستین تأسیسات مدرن در ایران به شمار می رفت که سه جهت داشت. الف: بر انداختن دستگاه صدارت یا نفی تمرکز قدرت حکومت در دست صدر اعظم، ب: بنای قانون مشورت یا به عبارتی تقسیم و تجزیه امور کشور میان وزیران؛ ج: ترقی آئین سلطنت و گزاردن قواعد تازه . هر چند شاه مستبد قاجار کوشید تا به سبک لوئی چهاردهم در فرانسه ، خود را در راس دولت و وزیران قرار دهد ، اما فراموش کرده بود که دخالت دادن صوری وزیران در امور و درخواست مشاوره از آنها ، می توانست چون فرانسه به تضعیف قدرت شاه و در نتیجه مشخص شدن تضاد بین وزارت و دربار برای مردم منجر شود و همان جنبشی را پدید اورد که در 1789 در فرانسه و در 1907 در ایران چهره نمود

به همین خاطر است که برخی پژوهندگان و تحلیل گران قرن نوزدهم و به ویژه قرن بیستم، نظریه های اروپایی در باره دولت و جامعه را در مورد تجربه تاریخی جوامع غیر اروپایی همچون ایران به کار بردند، چرا که واقعیات ایران را با واقعیت های تاریخ اروپا شبیه و منطبق دانستند


تاريخ : شنبه ۲۱ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

روند تاسيس و استقرار هويت قومي ايرانيان را مي توان در سه جريان بزرگ « شورش هاي مردمي » در قرون دوم و سوم هجري پي گرفت، با تحليل اين سه جريان، بايد گفت ايرانيان در مبارزه همه جانبه عليه ادغام در امپراتوري اسلامي و كسب استقلال قومي، ابزار راستين اين هدف را كه همان هويت قومي بود، در طول سه چهار قرن تاسيس و پیوسته باز توليد كردند. حالا اگر بخواهيم آن درك از تاريخ، و اين تبيين از چگونگي ايجاد و استقرار هويت را در مورد هويت تاريخي ايرانيان به كار بنديم، بايد بپرسيم كه اگر تاريخ و هويت تاريخي نه امري وجودي، بلكه امري ايجاد  شدني و تاسيسي يا متحقق شونده است، آيا ايرانيان اصلاً هويت تاريخي شان را ايجاد و تاسيس كردند يا خير؟ متاسفانه از آن سه جريان قرون نخستین، هیچکدام زمينه ساز هويت تاريخي نشد و ایرانیان براي تاسيس هويت تاريخي خود چندان تلاشي نکردند. یک دیدگاه معتقد است که از تشكيل حكومت در ايران تا سقوط ساسانيان، گرچه بيش از هزار سال طول كشيد، اما ايرانيان حتی یک کتاب برجسته در زمینه تاريخ ننوشتند. حتی خداي نامك ها تاريخ نيستند، یا كارنامه اردشير بابكان که تاريخ اسطوره پردازي شده است و نه تاريخ راستين. و یا نامه ي تنسر که ارزش تاريخي چندانی ندارد.

در دوران اسلامي، ايرانيان در فقدان سنت بومي تاريخ نگاري، ناگزير از نوعي تاريخ نگاري عربی تاثير پذيرفتند، گرچه که تاريخ اساطيري خود را نيز فراموش نكردند.  آنها، تاريخ اساطيري را به سادگي به عنوان تاريخ واقعي پذيرفتند. چرا كه به علت فقدان هويت تاريخي، نمی توانسنتد ميان افسانه و تاريخ تمايز قائل شوند. اما سنت عربي در تاريخ نگاري كه ريشه در فرهنگ اعراب عصر جاهلي  داشت و سپس با مباني اسلامي در آميخت، بنياني براي تاريخ نگاري نوین پديد آورد كه عبارت بود از سيره، مغازي، اخبار، حديث، و... که هر چند مي بايد به عنوان مصالح تاريخ درنظر گرفته شوند؛ اما به خودي خود از تاريخ متمايز بودند. از طرفی، سنت اسلامي تاريخ نگاري تا حدی ريشه در سنت يهودي داشت و از كتاب مقدس تاثير می گرفت. اين تاريخ مقدس كه با تغييراتي در قرآن ثبت شده، بنيان سنت اسلامي در تاريخ نگاري قرار گرفت و جريان را در تاريخ نگاري ايرانيان زمينه سازي كرد كه از محمد طبري تا محمدتقي سپهر، تقريبا هزار سال دوام آورد. جريانی متکی بر پايه رويكرد كلامي- ديني  به رويدادهاي تاريخي که در موارد اصلی ، در قالب يك تاريخ عمومي بروز پيدا مي كرد. با الگوي واحدي که مطابق با روايت قرآني، تاريخ را از زمان آفرينش پي مي گرفت، بخشي را به تاريخ اساطيري ايران اختصاص مي داد، سپس اين تاريخ اساطيري را به رويدادهاي عصر ساساني مي رساند و از  آن جا موضوع بر آمدن اسلام، تاسيس خلافت و حكومت هاي ايراني تا زمان زندگي مولف پي گرفته مي شد.

اما از لحاظ بینش تاریخی ، این نوع تاريخ نویسی ، عامل همه رويدادها را مشيت الهي مي دانست. به عبارتی ، در اینجا، عامل رويدادها از طريق نگرش علمي دريافته نمي شد. بلكه همه رويدادها عامل و علت يكساني داشتند كه نسبت به  آنها خارجي بود. رويدادها تحت نظارت اين عامل مطابق با طرحي ازلي وقوع مي يابند و انسان نيز اراده اي و نظارتي بر رويدادها ندارد و حتي نمي تواند علت آنها را بداند. تاریخ را تحت نظارت مشيت الهي ديدن ، اين نتيجه بسيار مهم را ايجاد و تقويت كرد كه تاريخ نگاران در تواريخ عمومي خود، صرفاً به وقايع نگاري پيروي مي كردند و به داوري درباره  رويدادها كاري نداشتند. بدین ترتیب ، فقدان انتقاد، همان فقدان داوري است و فقدان داوري رويداد به معناي فقدان تاريخ به معناي واقعي آن است. اين خصلت روايي تاريخ نگاري كه یک روايت يا روايت هاي متنوع از رويدادها را پشت سر هم رديف مي كرد ، باعث شد تا  بسياري از كتاب هايي كه مولفان مسلمان نوشتند سال شمار خشك و بي روح وقايعی باشند که هر گونه تفسير و قضاوت ارزشي را فاقد بودند. در نتیجه ، در این عرصه ، تاريخ در پي آن نبود كه سرگذشت تحول جامعه را بيان كند و اساساً به قضاوت و توجيه اين امور نمي انديشيد. بلكه بيشتر توجهش معطوف به گردآوري گفتار و روايات گواهان و طبقه بندي آنها بود بي آن كه به تعارضات آنها بينديشد.

سرانجام این ضربه تکان دهنده تمدن غرب بود که باعث شد تا خرد تاریخی ایرانی از بیطرفی و سستی بیرون اید  کمی به دورتر بنگرد. به افق یک چالش فرهنگی 


تاريخ : جمعه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

فکر می کنید چاقی محصول روزگار ماشینیسم و دوران کنونی است ؟      خیر ،

نگاه کنید به قطع غذاها و قطر شکمها !


تاريخ : پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن

گردشگران اروپائی در باره نوع لباس و پوشش ایرانی ها، توصیف قابل توجهی دارند که مطالعه آنها و مقایسه اش با حال خالی از لطف نیست :

لباس ایرانی های اگر چه بسیار شبیه لباس ترک هاست، در بسیاری موارد با آنها متفاوت است. بالاپوش اینان برخلاف ترک ها بلند نیست و بالا پوش های آستین گشادشان نیز که به جای لباده به کار می برند با آنچه ترک ها می پوشند تفاوت دارد. عمامه های ایرانیان رنگارنگ است با حاشیه طلایی، در صورتی که عمامه ترک ها کاملاً سفید به قیاس با ایرانیان گرد است. بالاپوش های ترکان تا پایین دگمه می خورد و دگمه هایشان گرد یا دراز است در صورتی که شکاف بالاپوش ایرانیان در طرف چپ است و آن را با بند قلابدار می بندند. شمشیر ترک ها و ایرانیان هر دو خمیده است. ایرانیان شلوار نازک بسیار بلند می پوشند که تا روی پاشان می رسد. گیوه و جوراب یک تکیه است به طوری که به جای جوراب شلواری به کار می رود. این جوراب شلواری ها را بخصوص برای دو زانو نشستن روی زمین که عادت بیشتر مشرق زمینی و قاطبه مسلمانان است بسیار مناسب است. زنان نیز شلوار و بالاپوش مشابه مردان می پوشند. کفش های مرد و زن چرمی و به رنگ های مختلف است با جنس بسیار سخت و سفت و رویه های کوتاه، به طوری که همچون کفش سرپایی داخل منزل، پوشیدن و درآوردن آن بسیار آسان است.

زن ها از سر ناف یا گردگاه خود را با لباس گشاد از پارچه های سفید رنگ می پوشانند و چنان در این جامه فرو می روند که چشمهایشان به زحمت دیده می شود. این لباس شباهت تامی به پوشش زنان مسلمان اسپانیا در دوران شاهان غرناطه دارد. غالباً همچون زنان بربرستان سیاه چرده یا سبزه اند. اگر چه زن سفید پوست نیز در بین آنها به چشم می خورد که اکثر آنها گرجی یا ارمنی هستند. اصولاً زنان ایرانی کلاهگی روی سر می گذاشتند که دور آن توسط سکه های طلا و نقره و سنگ های قیمتی تزیین می گشت. لباس زنان فرق زیادی با لباس مردان نداشت. جلوی پیراهن باز بوده و با کمربندی بسته می شد، دامن پیراهن روی مچ دست محکم می گردید. زن های ایرانی کلاهکی روی سر می گذاشتند. دور کلاهک زنان ثروتمند سکه های طلا و نقره و سنگ های قیمتی دوخته می شد.

دختران و زنان جوان نوار پارچه ای را پشت سر آویزان می کردند که به کیسه ای مخملی منتهی می شد و گیسوان خود را توی آن کیسه جا می دادند و روی دوش می انداختند. کفش های زنان شبیه کفش های مردان بود. منتهی با رنگ های گوناگون.یکی دیگر از سیاحان اروپایی هم این چنین عقیده دارد که:زنان ایرانی لباس های خیلی فاخر می پوشند. لباس هایشان از بالاتنه و پایین تنه مجزا نیست. روی هم و یکسره است و با لباس مردان هیچ فرقی ندارد. از جلو باز و از ماهیچه پا به پایین تجاوز نمی کند. کمرشان را تنگ نمی بندند. آستینشان به دست و باز چسبیده تا پشت دست می رسد. کلاه کوچکی به شکل برج به سر می گذارند و هر کس به اندازه بضاعت شان کلاه خود را با جواهرات زینت می دهد. بعضی از زیر کلاه مقنعه ای ابریشمی به طرف پشت آویخته دارند که بر حسن و زیبایی آنها می افزایند.

گیسوانشان بافته و روی شانه می ریزد. زیر شلواری هم چون مردان می پوشند که به پاشنه پا می رسد. کفش آنها با کفش مردان فرقی ندارد. زن های هرمز به واسطه شدت حرارت هوا فقط یک زیر شلواری و روی آن یک پیراهن بلند می پوشند. زنان ارامنه مخصوصاً نیم تنه چسبان بی آستین شبیه نیم تنه مردان در بر می نمایند و سرشان در یک پارچه نازک پیچیده که دو سر آن را از روی زنخدان گره می زنند. گیسو بافته در کیسه ای از مخمل یا اطلس یا قلاب دوزی کرده به پشت سر می آویزد که تا زیر کمر می رسد.


تاريخ : چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت۱۳۹۲ | | نويسنده : محسن
روزنامه نگار ایرانی مسعود بهنود کتابی دارد با نام این سه زن در معرفی سه زن نامدار عصر پهلوی و من هم در اینجا سه زن دیگر را معرفی می کنم :

1- فاطمه زرین‌تاج برغانی قزوینی مشهور به طاهره قره‌العین٬ متولد 1193 خورشیدی در قزوین و کشته شده به سال ۱۲۳۱ خ در تهران. طاهره در خانواده یک روحانی شیعه در قزوین به دنیا آمد. در کودکی مقدمات علوم، فقه، اصول، کلام و ادبیات عرب را از پدر معمم خود آموخت؛ در حالی که در ایران نه تنها زنان که اکثریت جامعه مردان هم بی‌سواد بودند. سپس با عموزاده خود ازدواج کرد که پسر یکی از مجتهدان بود. اما طاهره در آن ایام که بین علمای شیخیه و اصولی اختلاف و رقابت وجود داشت، جذب مکتب فقهی شیخی شد. تا جایی که برای دیدار با سید کاظم رشتی، زعیم شیخیان به کربلا رفت و از او لقب قره‌العین را دریافت کرد. او از پشت پرده به طلاب حوزه درس می‌داد. اما گرایش وی به شیخیه سبب خشم پدر و عمویش شد که از بزرگان مکتب اصولی بودند. در نتیجه ، طاهره به خاطر روش خشونت آمیز متداول در بین خانواده های مذهبی به آئین بابیه گروید و در زمره ی 18 حواری علیمحمد باب معروف به حروف حی وارد شد. او در سال ۱۲۲۷ خ/1260 ق در منطقه بدشت واقع در چند کیلومتری شاهرود، در گردهمایی چند روزه‌ سران مذهب باب حاضر شد و برای نخستین بار هنگام سخنرانی از پشت پرده بیرون آمد و روبنده و حجاب را کنار زد. که این کار باعث غوغایی در میان پیروان باب ‌شد. در نتیجه ، طاهره مورد تعقیب مأموران حکومت ناصرالدین شاه قرار گرفت و ناچار مدتی مخفیانه زندگی کرد تا اینکه در ‌‌نهایت به اتهام تحریک به کشتن ملامحمدتقی برغانی، عموی خود دستگیر شد. طاهره که همسرش او را طلاق داده و از بچه‌هایش جدا مانده بود٬ حدود سه سال در خانه‌ای در تهران زندانی ماند. تا این که بعد از سوء قصد بابیها به جان ناصرالدین شاه و صدور فرمان قتل بابی‌ها ، طاهره را در باغ ایلخانی تهران مخفیانه، اعدام کردند. اشعار پرمعنای چندی به فارسی و عربی از این زن نامدار و متهور بر جای مانده است.

2- بی‌بی فاطمه استرآبادی معروف به بی‌بی‌خانم استرآبادی متولد 1236 خ و متوفی به 1300 خ در تهران. از نخستین زنانی بود که در عصر مشروطه با امضای زنانه بی‌بی در نشریه‌های مشروطه مانند حبل‌المتین و تمدن مقاله می‌نوشت. مادرش ملاباجی و معلم مکتب‌خانه دخترانه دربار قاجار بود و خود او موسس اولین مدرسه دخترانه تهران با نام مدرسه دوشیزگان در سال ۱۲۸۵ شمسی که در خانه شخصی خود او برپا شده بود. مدرسه ائی که پس از وقوع کودتا علیه مشروطه و به دنبال فضای بسته سیاسی، با مخالفت متحجرانی که مخالف تحصیل زنان بودند، به عنوان مرکز فساد تعطیل شد. بی بی خانم  قلم تند و طنزآمیزی داشت. چند سال بعد از آن که رساله تأدیب نسوان با قلمی نا‌شناس در مذمت زنان ایرانی چاپ شد؛ او رساله معایب الرجال را نوشت که طنزی بود در پاسخ به هجو زنان. او در این کتاب درباره روابط زنان با شوهرانشان در خانه توصیه‌هایی را مطرح کرده و در عین حال بر نکته جالبی انگشت می گذارد : زخم زبان بد‌تر از زخم سنان است. آن چه زخم زبان کند با مرد ، هیچ شمشیر جان ستان نکند. اما از روی انصاف... تا مرد خود صد مرتبه زخم زبان به زن چندان نزند، زن یک مرتبه جواب زشت ندهد. جواب هر جفنگی یک جفنگ است، کلوخ انداز را پاداش سنگ است

3- سردار بی بی مریم  بختیاری ، زاده شده به سال 1253 خ در اصفهان و متوفی به 1316 در تهران. او از زنان تحصیل‌کرده زمان مشروطه بود که به حمایت از آزادی‌خواهان برخاست و حتی به تهران لشکرکشی کرد. مریم که به واسطه زندگی در ایل بختیاری ، تیراندازی و سوارکاری می‌دانست؛ از مشوقان اصلی برادرش علیقلی‌خان سردار اسعد برای فتح تهران در زمان مشروطه بود. چنان که پیشتر ، افراد ایل را به مبارزه علیه استعمار تشویق می‌کرده است. گفته شده قبل از فتح تهران٬ مخفیانه وارد پایتخت شد و روی سقف خانه‌ای که رو به روی مجلس بهارستان بود، سنگربندی کرد تا بعد از ورود بختیاریها با قزاق‌های دولت بجنگد. لذا بعد از این ماجرا بود که به بی‌بی‌مریم، لقب سردار دادند. او حتی در سال ۱۲۸۸ خ در جنگ آزادسازی اصفهان به همراه خواهرش بی‌بی لیلی فرماندهی یک ستون سواره نظام را به عهده داشته است و در سال ۱۲۹۵ که یک افسر آلمانی در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسی‌ها مبارزه می‌کرد، بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او به تنگستان فرستاد. در دوران جنگ جهانی اول خانه این سردار زن ، در اصفهان پناهگاهی بوده است برای فعالان سیاسی و فرهنگی مانند علی‌اکبر دهخدا٬ ملک‌الشعرا بهار و در مقطعی در سال ۱۲۹۹ پناهگاهی برای محمد مصدق. به خاطر همین زندگی پارتیزانی و مقاومت‌های بی‌بی مریم بختیاری بود که شماری از مبارزان زن و خاصه فعالان چپ مانند مریم فیروز و اشرف دهقانی، او را الگوی مبارزاتی خود تلقی می کردند. بی بی مریم در خاطراتش نوشته: تمام بدبختی‌های ما از خودمان می‌باشد، زیرا که نه علم داریم و نه حقوق خود را می‌دانیم، اگر ما هم بدانستیم که برای چه خلق شدیم، البته در اطراف حقوق خود جان فشانی‌ها می‌کردیم».