X
تبلیغات
تاریخنگار
تاریخنگار

تاریخنگار

پایگاه داده های تاریخی

امروز با خبر شدم که نازنین مردی از خیل اهل تاریخ و دوستداران فرهنگ سوی معبود پرواز کرد. چون او را می شناختم ( و چقدر ساده ام من که فکر می کنم او را می شناختم ) می خواستم در باره او کمی بنویسم و درد دل کنم. سرنوشت او پیش روی ماست. تاریخ او را روزگار غدار نوشته است. برای ما هم شاید همین مقدر شود ! کسی چه می داند ؟ اما شگرف تر نکته دیگری است. با تاریخ مانوس باشی و تاریخ زندگانی ات را ندانند؟ آیا دکتر شهواری را می شناسید؟

ابوالحسن شهواری در سال 1340 شمسی در شهرستان زیبای کردکوی در استان گلستان به دنیا آمد. بعد از اتمام تحصیلات و همزمان با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت و در همانجا به افتخار جانبازی نیز نائل شد. وی که در طول دوران جوانی همیشه به مطالعه و دانش جوئی علاقه داشت، در سال 1375 در مقطع دکترای تاریخ در واحد علوم تحقیقات تهران پذیرفته شد و در سال 1379 از پایان نامه خود  با عنوان تحقيق علمي درباره تجارت ايران در دوره قاجاريه از دوره ناصري تا انقلاب مشروطيت با نمره عالی دفاع کرد. دکتر شهواری ، ضمن انتخاب به عنوان بسیجی نمونه و استاد اخلاق ، در مسئولیتهای چندی چون عضویت در انجمن مفاخر استان گلستان ، سرپرستی دانشگاه پیام نور استان گلستان و عضویت در هیات تحریه فصلنامه تاریخ( واحد بجنورد) و.. به خدمت مشغول شد. وی با راه اندازی وبلاگ بهشت گمشده ، به نگارش مطالب ارزنده در باره شهرستان زادگاهی خود و نیز مطالب فرهنگی و تاریخی با ارزش دست زد. و همزمان نیز به تدوین و چاپ چند مقاله تحقیقی در حوزه تاریخ موفق شد. نظیر : روابط سلاجقه و عباسیان محمدکاظم ملک التجار- موانع تجارت در عصر قاجار و... همچنین سرپرستی و مشاوره چندین پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ در واحدهای دانشگاهی را بر عهده داشت.

سرانجام در نخستین ساعات روز 30 مهر 1391 و هنگامی که شادروان دکتر شهواری برای پذیرش مسئولیت ریاست دانشگاه پیام نور هرمزگان آماده می شد ؛ بر اثر ایست قلبی در سن 51 سالگی دعوت حق را اجابت کرد و گروه کثیری از هواخواهان و دوستان خویش را داغدار نمود.  چقدر شگفت است که خود در آخرین نوشتارش در وبلاگ بهشت گمشده چنین زمزمه نمود:    

شب قدر است و من قدری ندارم      چه سازم توشه ی قبری ندارم.           

شب قدر است و احسان حق کو ؟    کرامت های بی پایان حق کو ؟

گوئی آن بزرگ می دانست که سفری در پیش دارد. اما شاید لحظه ائی فراموشی آمده بود که از کرامات حق بی بهره نیست. همان طور که در تمام عمر با الطاف خداوندی زندگی کرده و افتخار آفریده و تخم محبت کاشته بود. بعد از رحلتش نیز ، کرامتهای ربوبی شامل حالش خواهد بود. ایدون باد .

 

[ یکشنبه 30 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

در فرهنگ غربی ، قواعدی و قوانينی وجود دارد که هم توجیه کننده و هم تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. این قانون با نام قانون مورفي در سال 1949 میلادی ، در یک پايگاه نيروي هوايي شکل گرفت. وقتی سرگرد ادوارد مورفي مهندس هوافضا که روي يک پروژه کار مي کرد، در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه اش، يک تکنسين سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: ،اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه، اون همون يه راه رو پيدا مي کنه و اين اولين قانون مورفي بود که در ابتدا به فرهنگ فني مهندسين راه پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه رفت. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند . برخی از این قوانین به شرح زیر هستند.

قانون صف : اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد. 

قانون تلفن : اگر شما شماره‌اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون بینی : بعد از اين که دست‌تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه : اگر چيزي از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترين گوشه ممکن خواهد خزيد. 

قانون دروغگویی : اگر بهانه‌ دروغتان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين‌ باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين‌تان، ديرتان خواهد شد

قانون اثبات : وقتي مي‌خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي‌کند، کار خواهد کرد. 

قانون کار : اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند؛ حتما چيزي را از قلم انداخته ايد

قانون ضایع شدن: احتمال آنکه کاری را که انجام می دهید دیگران ببینند؛ نسبت مستقیم دارد با میزان احمقانه بودن آن کار

قانون دسترسی: هرگاه چیزی را دور بیاندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید، به آن نیاز پیدا خواهید کرد

قانون اجتناب : اگر به هر دلیل در جایی قانون مورفی عمل نکنه، قراره اتفاق خیلی بدتر و بزرگتری بیفته

قانون خانم مورفی: اگر چیزی خراب یا اشتباه بشه، حتما تقصیر آقای مورفیه!!

* با این همه ، فلسفه اصلی قانون مورفي این جمله تسکین دهنده است که : لبخند بزن... فردا روز بدتريه... (چیزی شبیه به همان جمله فارسی این نیز بگذرد)

[ شنبه 29 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

نخستین فرمانروای دولت فخیمه هخامنشی یعنی کوروش دوم مشهور به کبیر ، فرزندی داشت به نام کامبوزیا که بعد از درگذشت پدر بر سریر پادشاهی تکیه زد. اما پسر کوچکتر یعنی بردیا یا به لهجه یونانی ها ، اسمردیس که در زمان حیات پدر بزرگوارش، حکمرانی ایالات شمال شرقی منجمله باکتریا (بلخ امروزی) را عهده دار بود ؛ به روایت تاریخنگاران به دست برادر بزرگتر کشته شد تا مانعی برای اتحاد و اقتدار حاکمیت نباشد. البته در رابطه با قتل بردیا دیدگاههای مختلف وجود دارد که مجال پرداختنش را ندارم. پدر خیال پرداز تاریخ جناب فخامت مآب هرودوت هالیکارناسوسی مدعی است کمبوجیه در مصر خواب نما شد و از بیم آن که مبادا برادرش بر تخت و تاج دست یابد، از سر شتابزدگی و نه به فرمان عقل ، فرمان قتل برادر را صادر نمود. در حالی که کتزیاس نویسنده دیگر یونانی بر این باور بود که بین کمبوجیه و بردیا مشاجره ای سخت بالا می گیرد که در آن یک مُغ نامعلوم الحال به نام اسپندات یا گئوماتا نقش ایفا می کند. خب ، در پایان این مشاجره که اعتراض بردیای جوان و خام ، پادشاه عظیم الشان را خشمگین می سازد ، مرگ بردیا است و سوء استفاده اسپندات که از شباهت اتفاقی خود با بردیا استفاده کرده و خود را پسر کوچک کورش بزرگ قلمداد می کند. ابتدا حاکم باکتریا می شود و سپس در غیاب کامبوزیا که به مصر رفته است- اورنگ شاهی را تصاحب می کند.

البته ناجی حکومت هخامنشیان که هر چند از سلاله دیگری است ، اما به عنوان مصلح حکومت فرزندان کورش کبیر ، سنگ بنای این دودمان را تحکیم بخشید ؛ یعنی جناب داریوش اول ( آن هم کبیر ) در سنگ نوشته خود به نام بیستون یا در اصل بغ ستان(= خدای خانه) نوشته که آنگاه که کمبوجیه بردیا را کشت ؛ سپاه نمی دانست که بردیا کشته شده است . پس وقتی کمبوجیه به مصر رسید؛ سپاهیان خائن شدند و در این وقت ، مغی به نام گئوماته شورش کرد و چنین و چنان..

من کاری به مسائل خصوصی مردم ندارم و اصلا سعی می کنم توی اختلافات خانوادگی شاهان و دعوای برادران دخالت نکنم، اما بر این باورم که

اولاً ظاهراً جناب کوروش هم مثل خیلی از پادشاهان بزرگ تاریخ ( نادرشاه افشار ، شاه عباس صفوی ، رضاشاه پهلوی ، و حتی تا حدودی  اکبرشاه گورکانی ، ناپلئون، فردریک کبیر و..) چنان غرق در جنگ و کشورگشائی بوده که فرصت تربیت فرزندانی صالح را نداشته. نتیجه اش هم این میشه که دو برادر به جائی که پشت هم وایسن و مملکت را پیش ببرن به جون هم می افتن و هیچکدوم عاقبت به خیر نمی شن. برنده این نزاع هم رندی است به نام گئومات یا در اصل گاو مَرد !  

- ثانیاً سوای این امر که اصلاً دعوائی بوده بین تخم و ترکه شاهان که همیشه هم بوده- به نظر می آد اوضاع اون روز مملکت حسابی قاراشمیش بوده است و در هر گوشه کس و ناکسی سر بلند کرده و اوضاع رو کشمشی کرده بود! شاهدش هم دست نوشته های آقا داریوشه تو کتبیه بیستون که مرتبا می گه فلانی در فلان جا شورش کرد و من سرکوبش کردم.  البته با عرض شرمندگی، باید بگم که ایشون مجازات بی ادبانه ایئ رو روی شورشیها پیاده می کرده که نمی تونم اینجا بگم. ! در هر حال، گرچه حضرت کورش کبیر یک امپراتوری بزرگ در ایران به راه انداخته بود ، اما در واقع ، اون مجموعه نامتجانس و هردمبیلی از اقوام و فرهنگهای مختلف بود که به زور توی جوال دولت فخیمه هخامنشی رفته بودند و همین ها بودند که بعد از کورش برای پسرش کامبوزیا توی مصر و برای جانشینانش توی همین مملکت دردسر درست کردن.

آخر هم ، حکومت زورمند و پهناور هخامنشیان با حمله یک جوون قرتی 26 ساله از هم پاشید و به تاریخ پیوست.! فکر نمی کنین که نتیجه اون دعواها و اختلافات می تونسته این فاجعه باشه؟ 

[ جمعه 28 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

تصور می کردیم با رشد عصر دیجیتال ادبیات جاده ائی یعنی نوشتارهای کامیون ها و خودروهای جاده ها دیگر جذابیتی نداشته باشد، اما وقتی گهگاه چشممان به این نوشته ها می خورد می فهمیم که هر پدیده فرهنگی  در ایران عزیز توان به روز شدن را دارد.

[ پنجشنبه 27 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز میفروشند در ایالت کالیفرنیا می رود . مدیر فروشگاه به او می گوید: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم .
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند فروش داشته است؟ پسر پاسخ داد که یک فروش. مدیر با تعجب گفت: تنها یک فروش؟ بی تجربه متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟ پسر گفت: 134999 دلار .
مدیر تقریبا فریاد کشید: 134999 دلار؟ مگه چی فروختی؟ پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ،  بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4  بلبرینگه. بعد پرسیدم کجا می روید ماهیگیری؟ گفت : خلیج پشتی. من  گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک. پس منهم یک بلیزر به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.
 مدیر با تعجب پرسید: او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟ پسر به آرامی گفت: نه ، او آمده بود یک بسته نوار بهداشتی بخرد که من گفتم پس شدی غلام منزل ! بیا یک برنامه ماهیگیری برایت ترتیب بدهم.

[ چهارشنبه 26 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

- واژگان فرنگی در زبان پارسی

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش، فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و...

- واژگان جعلی ترکان عثمانی از ریشه عربی

ابتدایی (به عرب : بدائی)، انقلاب (به عربي: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و .......

- واژگان اصیل پارسی ولی گرفته شده از زبانهای دیگر

1- از زبان عربی :

فارسی (که در اصل پارسی  است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و .......

2- از  زبان روسی :

استکان:  در اصل همان «دوستگاني» پارسي است که به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يك جام به افتخار دوست بوده است که در سدة ١۶ م از راه زبان‌ تركي وارد زبان روسي شده و به شكل استكان درآمده است.؛ سارافون: اين واژه در اصل «سراپا» ی پارسي بوده است كه از زبان تركي وارد زبان روسي شده و اکنون به جامة ملي زنان روسي گفته مي‌شود ؛ پیژامه: همان « پای‌جامه» پارسی است که اکنون در زبان‌هاي انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار مي‌رود و آنها مدعی وام دادن آن به ما هستند.؛کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است.؛ پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis ، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته مي‌شود. همچنین است کلمات مُشک و شربت یا musk و sherbet انگلیسی ، به علاوه ، کیمیا به معنی علم شیمی و ستاره نام زن یا دیگر  نام‌هاي زنان مانند: Roxane که از واژة پارسی رخشان است-Jasmine که از واژة یاسمن و نام گلی است-Lila که از واژة پارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ ماخوذ است.-Ava که از واژة فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. و...

 -واژگان عامیانه اقتباسی

 هشلهف: برای بیان این نظر که تلفظ برخی از واژه‌ها از یک زبان بیگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند

چُسان فُسان: از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

زِپرتی: واژة روسی Zeperti به معنی زتدانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان مي‌افتاد ، مي‌گفتند یارو زپرتی شد.

شِر و وِر: از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

فکسنی: از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده و به کنایه به معنی بیخود و مزخرف است.

و... دهها واژه و لغت دیگر که دارد به کار می رود یا فراموش می گردد اما شناختی از آنها نیست!

[ سه شنبه 25 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

بد ندیدم، گزارشی را که در باره اوضاع کشور کانادا در یک وبسایت دیدم ، در اینجا بگذارم . شاید وقت شد و با اوضاع کشورهای شرقی مقایسه کردید!!

1- مردم کانادا به حدود ۱۵۰ تا ۱۶۹ زبان و گویش حرف می زنند که این نشان دهنده وجود فرهنگ ها و رفتارهای متفاوت مردمی است که مسئولان برای نظم و کنترل این خیل عظیم حاملان فرهنگ ها سختی می کشند تا به تریج قبای کسی بر نخورد.

2- سرعت مجاز در بزرگراه های یکصد کیلومتر تعیین شده اما رانندگان معمولاً باید با سرعت ۱۲۰ برانند و پلیس راه هم خود را به ندیدن می زند؛ اما راننده ای که بیشتر از ۱۲۰ براند علاوه بر جریمه نمره منفی هم می گیرد که در قیمت بیمه سال بعد اتومبیلش تاثیر دارد

3-کسی حق ندارد قبل از ۱۸ سالگی ترک تحصیل کند مگر آن که دانش آموز باهوشی باشد و در شرایطی بتواند قبل از ۱۸ سالگی دوره  دبیرستان را تمام کند

4-بچه ها با اجازه پدر و مادرشان می توانند در ۱۶ سالگی ازدواج کنند. ضمناً کار کردن افراد کمتر از ۱۶ سال ممنوع است و صاحبان مشاغلی که به این افراد کار بدهند و در واقع آن ها را اجیر کنند مرتکب عملی خلاف قانون شده اند

5- کارکنان و کارمندان  فروشگاه ها برای ۵ ساعت کار نیم ساعت حق استراحت دارند که سیگاری دود کنند و غذایی بخورند

6- آویختن  لباس شسته روی بند و طناب در فضای باز غیر قانونی است حتی همسایه ها حق دارند از کسی که در حیاط عقبی خودش رخت پهن کرده شکایت کنند

7- تنها گذاشتن بچه های کمتر از ۱۰ سال در منزل جرم است . نیز کشیدن سیگار در اتوموبیلی که سرنشین خردسال دارد ممنوع است

8- می توان پابرهنه در خیابان راه رفت اما نمی شود پابرهنه وارد فروشگاه شد

9- رادیو و تلویزیون کانادا  طبق قانون موظف است از هر ۵ ترانه و آهنگی که پخش می کند یکی از خواننده یا آهنگساز کانادایی باشد

10- کشیدن سیگار در ساختمانها و اماکن مسقف و سایه بان هایی که حتی چهار طرفش باز باشد ممنوع است. سیگار کشیدن تا فاصله  ۹ متری محل بازی بچه ها در پارک ها ممنوع است

[ دوشنبه 24 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

لغت نامه دهخدا

http://www.loghatnaameh.com/

چندین دیکشنری آنلاین انگلیسی و فارسی:

با امکان ترجمه لغات از انگلیسی به فارسی و از فارسی به انگلیسی

http://dic.amdz.com/

http://bestdic.ir/

http://www.ariadic.com/

http://dic.maker.ir/

http://www.openlearningcenter.com/dictionary/

  مترجم آنلاین پارس

http://www.parstranslator.net/far/webdic.htm

فرهنگ لغت آنلاین AjaxDic:

انگلیسی به فارسی، عربی، فرانسه، ایتالیایی، اسپانیایی، آلمانی و روسی و  فارسی به انگلیسی

http://ajaxdic.com/Default.aspx

 انگلیسی به فارسی؛ فارسی به انگلیسی، فارسی به فارسی، عربی به فارسی، فارسی به عربی، انگلیسی به عربی، عربی به انگلیسی، آلمانی به فارسی

http://dic.palize.ir/

انگیسی به انگلیسی، انگلیسی به اس‍پانیایی، انگلیسی به فرانسوی در سطوح مختلف

http://dictionary.cambridge.org/

 مترجم گوگل

مترجم آنلاین وب سایتهاو وبلاگها سرویس ترجمه گوگل است كه به طور خودكار صفحات اینترنت را به زبانهای دیگر ترجمه می‌كند. این سرویس هنوز در حال بررسی و بهبودسازی می باشد. البته تمام زبانهای رایج و متن‌های داخل تصاویر و عكسها شامل سرویس ترجمه گوگل نمی‌شوند.

ترجمه متقابل زبان انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، پرتغالی، آلمانی، اسپانیایی و زبان ژاپنی، كره ای و چینی به همدیگر

http://www.google.com/language_tools?hl=en

[ یکشنبه 23 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

در زمان دودمان قاجار نیز همانند ادوار دیگر تاریخ ایران ، شاهان در کار افزایش موالید بوده اند تا هم غرایز خود را برطرف کنند و هم کارگزاران خودی برای تصدی مقامات حکومتی تولید کنند. در حقیقت ، شاهزادگان خاندان حاکم بودند که مقامات کشوری را اشغال می کردند تا غیر خودی وارد سیستم نشود و بقای حاکمیت تضمین گردد. بانی و مبدع چنین سیاستی در دوره قاجار ، حضرت فتحعلی شاه قاجار ( 1250-1212) بود که فقط به به هنگام مرگ شصت پسر و پنجاه دختر از خود بر جای گذاشت. این هم اسم پسران ایشان برای آگاهی اهل تاریخ :
 [نکته: میرزا وقتی که بعد از اسم می آید به معنای امیرزاده و وابسته خاندان سلطنتی است و با میرزا ی قبل از اسم (یعنی باسواد ) فرق می کند]
۱. محمدعلی میرزا دولتشاه، (۷ ربیع الثانی ۱۲۰۳ تا 1237 ) از زیبا چهره خانم گرجی - چون از مادری قاجار زاده نشد به ولایتعهدی نرسید. دولتشاه حکومت کرمانشاه را داشت و در سال ۱۲۳۷ برای تصرف بغداد لشکر کشید ، اما بیمار شد و  در 34 سالگی در گذشت .  فامیل  دولتشاهی از نوادگان او هستند . دولتشاه شعر می سرود و تخلصش دولت بود .
 ۲. محمد قلی میرزا ملک آرا ( ۲۲ رمضان ۱۲۰۳ تا 1289) از آسیه خانم دختر محمد خان قاجار قوانلو- محمد قلی میرزا شعر می سرود و خسروی تخلص می کرد . وفاتش در تهران و در سن ۸۶ سالگی اتفاق افتاد . فامیل ملک آرا  از اعقاب وی هستند .
 ۳. محمدولی میرزا (اول شوال ۱۲۰۳ تا 1281) از بی بی کوچک خانم دختر صادق خان بروجردی - محمد ولی میرزا حاکم سمنان بود و در سن ۸۰ سالگی درگذشت . او شعر می سرود و والی تخلص می کرد . خانواده های ولی میرزا و تاج بخش از اعقاب او هستند .
 4. عباس میرزا نایب السلطنه (4 ذی الحجه 1203 تا 1249) از آسیه خانم دختر فتحعلی خان دوانلو . فرزند محبوب و ولیعهد فتحعلیشاه بود  و در جنگهای ایران  روس تلاش بسیاری داشت . در سن 46 سالگی در خراسان درگذشت ودر حرم اما رضا دفن گردید . از وی چهل و شش فرزند برجای ماند . فرزند ارشد وی به نام محمدمیرزا ، بعد از فتحعلیشاه سومین پادشاه دودمان قاجاری گردید
  5.  حسینعلی میرزا فرمانفرما (10 ذی الحجه 1203 تا 1251) از بدر جهان خانم دختر محمد جعفر خان عرب که پس از مرگ فتحعليشاه و به تحریک برادرش ادعای سلطنت کرد ،  در شیراز تاج گذاری نمود و به نام خود سکه زد . اما با به سلطنت رسیدن محمدشاه ، او را در برج نوش تهران زندانی کردند و اندکی بعد در سن 48 سالگی درگذشت . فامیل فرمانفرمائی  از نوادگان او هستند .
 6.  حسنعلی میرزا شجاع السلطنه ( اول ذی الحجه 1204 تا 1281) از بدر جهان خانم و برادر تنی حسینعلی میرزا فرمانفرما که حکومت کرمان را داشت و پس از مرگ پدر فرمانفرما را تحریک به تصاحب تاج و تخت نمود . اما در زمان محمد شاه جزو زندانیان قلعه اردبیل شد تا این که در سن 77 سالگی درگذشت . شجاع السلطنه در شعر شکسته تخلص می کرد .
 7.  محمد تقی میرزا حسام السلطنه ،( 6 صفر 1206 تا 1266) از زینب خانم  خواهر علی خان بختیاری که در 18 سالگی حاکم بروجرد شد . وفات وی در سن 60 سالگی روی داد . حسام السلطنه شعر می سرود و شوکت تخلص می کرد .
 8.  علینقی میرزا رکن الدوله( 19 شوال 1207 تا 1288) از بیگم خانم دختر محمد صادق خان قزوینی و برادر تنی امام وردی میرزا و ابراهیم میرزا بود . پس از مرگ فتحعلیشاه از برادر خود ظل السلطان حمایت کرد ولی محمد شاه وی را در قلعه اردبیل زندانی کرد . در سال 1253 از آنجا گریخت و روسیه و عثمانی رفت . مرگ وی به سن 81 سالگی روی داد . وی شعر می سرود و والا تخلص می کرد . فامیل والا از نوادگان او هستند .
 9.  شیخ علی میرزا شیخ الملوک(10 رجب 1210 تا 1263) از مریم خانم دختر شیخعلی خان زند که او نیز پس از مرگ پدر از برادر خود ظل السلطان حمایت کرد و با به سلطنت رسیدن محمد شاه در قلعه اردبیل زندانی شد . وی شعر می سرود و شاهپور تخلص می کرد .
 10.  عليشاه میرزا ظل السلطان( 6 شعبان 1210 تا 1268 ) از آسیه خانم دختر فتحعلی خان دوانلو ،  در سال 1250و پس از مرگ پدر در تهران با نام عادل شاه قاجار تاج گذاری کرد . 90 روز سلطنت کرد و با به سلطنت رسیدن محمد شاه در قلعه اردبیل زندانی شد . در سال 1253 همراه با رکن الدوله به روسیه و سپس عثمانی رفت . علیشاه در شعر عادل تخلص می کرد . فامیل ظلی از نوادگان اویند
 11.  عبدالله میرزا دارا (متولد 24 جمادی الاول 1211 ) از کلثوم خانم و مدتی حاکم زنجان که شعر می سرود و دارا تخلص می کرد . فامیل دارا از نوادگان او هستند.
12.  امام وردی میرزا ایلخانی( متولد 14 شوال 1211 ) از بیگم جان خانم دختر حاجی صادق خان قزوینی و برادر ابراهیم میرزا و علینقی میرزا بود . وی پس از مرگ پدر ریاست سپاه ظل السلطان را بر عهده داشت و لذا پس از سلطنت محمد شاه جزو یازده  تنی بود که در قلعه اردبیل زندانی شدند . در سال 1253 همراه ظل السلطان و رکن الدوله از زندان گریخت و به روسیه و عثمانی رفت . امام وردی میرزا شعر می سرود و داور تخلص می کرد . فامیل داوری  کنونی از نوادگان او هستند .
 13.  محمدرضا میرزا (متولد 3 ذیقعده 1211) از مریم خانم گرجی و برادر علیرضا میرزا که حکومت گیلان را داشت و از جمله دراویش نعمت اللهی بود . وفات وی در سال 1287 و در سن 76 سالگی روی داد . محمدرضا میرزا شعر می سرود و افسر تخلص می کرد . خانواده افسر فعلی از نوادگان او هستند
14 محمودرضا میرزا (متولد 12 صفر 1214 ) از مریم خانم بنی اسرائیلی و برادر تنی همایون میرزا ، احمد علی میرزا ، جهانشاه میرزا و..  تالیفات فروانی از وی به جا مانده است مانند : گلشن محمود :در شرح پسران و دختران و نوادگان فتحعليشاه ، مقصود جهان: در باره طوایف لرستان و سفینه المحمود در باره شعرای قاجاریه . محمود میرزا جزو زندانیان قلعه اردبیل بود و در سال 1282 در تبریز و در سن 68 سالگی درگذشت .
15. حیدر قلی میرزا (متولد 15 صفر 1214) از خیر النساء خانم دختر حسینقلی خان قوانلو که او هم شعر می سرود و خاور تخلص می کرد .
 16. همایون میرزا (متولد 28 جمادی الثاتی 1216) از مریم خانم بنی اسرائیلی  و برادر تنی جهانشاه میرزا ، احمد علی میرزا ، محمود میرزا که با تنها دختر میرزا شفیع صدراعظم ازدواج کرد و تمامی ثروت صدراعظم را به ارث برد .  وفات وی در سال 1273 و در سن 57 سالگی رخ داد . همایون میرزا شعر می سرود و حشمت تخلص می کرد .
17. الله وردی میرزا (متولد 23 رمضان 1216) از نقیه بادام خانم که او هم پس از مرگ فتحعليشاه از ظل السلطان حمایت کرد و جزو شاهزادگان محبوس شد اما در سال 1253 فرار کرد و به  استامبول رفت . وی شعر می سرود و بیضا و فیاض تخلص می کرد .
 18.  اسماعیل میرزا ( زائیده 14 شعبان 1217) از زیبا چهره خانم ترکمان که از عليشاه  ظل السلطان حمایت کرد .
 19.  احمد علی میرزا (6 شوال 1218) از مریم خانم بنی اسرائیلی و برادر تنی جهانشاه میرزا ، همایون میرزا ، محمود میرزا که در سال 1245 حاکم خراسان شد . وی در شعر احمد تخلص می کرد . فامیل احمدی از نوادگان او هستند .
 20. علیرضا میرزا (6 ذیقعده 1218) از مریم خانم گرجی و برادر محمد رضا میرزا  .
21. کیقباد میرزا (19 صفر 1221 )از شاه پسند خانم و برادر تنی کیکاوس میرزا و کیخسرو میرزا   .
22. بهرام میرزا (5 ربیع الاول 1221) از سکینه خانم و برادر هرمز میرزا   .
 23. شاهپور میرزا (متولد 13 صفر 1222)از زیبا چهره خانم خواهر ناصرخان شیرکوهی 
 24. ملک قاسم میرزا ( 2 جمادی الاول 1222) از بیگم خانم دختر امامقلی خان افشار  و برادر تنی ملک منصور میرزا  .
 25. منوچهر میرزا (4 جمادی الاول 1222) از ستاره خانم و شوهر دختر حسینقلی خان برادر فتحعليشاه .
26. هرمز میرزا ( 14 جمادی الاول 1222 ) زاده سکینه خانم و برادرتنی بهرام میرزا  .
27. ملک ایرج میرزا (1 جمادی الثانی 1222) از شاه پری خانم و برادر سلطان مصطفی میرزا  که در شعر انصاف تخلص می کرد . ایرج میرزا شاعر معروف نوه اوست .
28. کیکاووس میرزا (18 شوال 1222 )  از پاشا خانم و برادر کیقباد میرزا و کیخسرو میرزا  .
29. شاهقلی میرزا (11 محرم 1223 ) از خاتون جان خانم دختر محمد قلی خان زند  .
 30. محمدمهدی میرزا ( اول شوال 1223 ) از مشتری باجی خانم و برادر تنی محمد امین میرزا ، محمد هادی میرزا و 4 خواهر دیگر
31. کیخسرو میرزا سپهسالار( 13صفر 1224 ) از پاشا خانم و برادر تنی کیقباد میرزا و کیکاووس میرزا  و حاکم قم
 32. کیومرث میرزا ملک آرا ( 25 جمادی الثانی1224 ) از پاشا خانم  که در 1289 در تهران و در سن 65 سالگی درگذشت .
 33. جهانشاه میرزا (25 رمضان 1225 ) از مریم خانم بنی اسرائیلی و برادر همایون میرزا ، احمد علی میرزا و محمود میرزا که در سال 1251 در سن 26 سالگی درگذشت. جهانشاه شعر می سرود و جهان تخلص می کرد .
 34. سلیمان میرزا ( 14 رجب 1225 ) از جیران خانم ترکمان که با دختر محمدحسین صدر اصفهانی نخست وزیر ازدواج کرد .
 35. فتح الله میرزا شعاع السلطنه( 9 رجب 1226 ) از فاطمه خانم و پدر  مادری مظفرالدین شاه .او  در سال 1286 و در سن 60 سالگی مرد.
36. ملک منصور میرزا ( 22 رجب 1226 ) از بیگم خانم دختر امامقلی خان افشار و برادر ملک قاسم میرزا  .
37.  بهمن میرزا بهاء الدوله ( 23 شوال 1226 ) از  گلبدن خانم خازن الدوله و برادر سیف الله میرزا  . 38. سلطان محمد میرزا سیف الدوله( 26 جمادی الاول 1228 ) از طاووس خانم تاج الدوله و برادر احمد میرزا عضد الدوله ، فرخ سیر میرزا که در 12 سالگی حاکم اصفهان شد و پس از مرگ فتحعلی شاه به عراق رفت .
39. ابراهيم میرزا (11 ذیقعده 1228 ) از بیگم جان خانم قزوینی و برادر امام وری میرزا و علینقی میرزا   40. سلیم میرزا  (11 ذیقعده 1228 ) از جیران خانم ترکمان و برادر سلیمان میرزا .
41. مصطفی میرزا (26 شوال 1228) از شاه پری خانم و برادر ملک ایرج میرزا  .
42. سیف الله میرزا (14 رجب 1229) از گلبدن باجی خازن الدوله و برادر بهمن میرزا
43. یحیی میرزا ( اول محرم 1233 ) از بیگم خانم افشار و  برادر حسینقلی میرزا و زکریا میرزا .
44. محمد امین میرزا  (10 ربیع الثانی 1234 ) از مشتری باجی خانم برادر محمد مهدی میرزا و محمد هادی میرزا
45. حمزه میرزا ( 21 رمضان 1234 ) از مادری ظاهراً ناشناخته
46. فرخ سیر میرزا نیرالدوله (متولد 1234 ) از طاووس خانم تاج الدوله و برادر سیف الدوله و عضد الدوله  48. احمد میرزا عضد الدوله (19 ذی القعده 1234 ) از طاووس خانم تاج الدوله و برادر سیف الدوله که مرگش به سال 1319 و در سن 85 سالگی اتفاق افتاد . کتاب تاریخ عضدی  از تالیفات اوست . فامیل عضدی و عضدی قاجار از نوادگان او هستند .
49.  تهمورث میرزا  ( 17 جمادی الاول 1235 )از مادری ناشناس
 50.  صاحبقران میرزا ( زاده 1238 ) از آلاگوز خانم بسطامی  .
51. حسینقلی میرزا ملقب به جهانسوز میرزا (1238 تا 1318 ) از بیگم خانم افشار  و برادر تنی یحیی میرزا و زکریا میرزا
52.  محمد هادی میرزا( متولد 1338 ) از مشتری باجی و برادر محمد مهدی میرزا و محمد امین میرزا که پس از مرگ پدر مسئولیت آرامگاه وی را بر عهده گرفت و در قم ماند .
53.  پرویز میرزا نیر الدوله ( متوفی 1305 ) از بیگم خانم دختر حاجی الیاس خان .
54.  علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه (1243 تا 1298 ) که مادرش گلپری خانم گرجی و برادرانش عباسقلی میرزا و نورالدهر میرزا بودند . از علیقلی میرزا تالیفاتی مانند اکسیر التواریخ و کتابی درباره تنجیم برجای مانده، او مدتی هم رئیس دارالفنون و وزیر علوم بود.
 55.  عباسقلی میرزا (متولد 1245 ) از گلپری خانم گرجی و برادر علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه و نورالدهر میرزا  .
56.  کامران میرزا (زاده به سال 1245 ) از ننه خانم مهد علیا و برادر اورنگ زیب میرزا  .
57.  اورنگ زیب میرزا (متولد  1247 ) از ننه خانم مهد علیا و برادر کامران میرزا  .
58.  سلطان جلال الدین میرزا (1289-1247) از  هما خانم و نویسنده کتاب نامه خسروان که در شعر جلال تخلص می کرد
59.  امان الله میرزا (متوفی 1303) از سلطان خانم دختر الله قلی خان قاجار  .
60.  حسین میرزا (درگذشته به 1264) از گلی خانم قراباغی  
* به این تعداد اضافه کنید 50 دختر شاه قجر را که اسمشان مضبوط است و شناسنامه دارند. اما لطفاً نخواهید که تعداد سایر پسران و دختران شاه را خواجه ها گزارش نداده اند ، برایتان بگویم ! فقط اشاره کنم که تعداد 482 نفر شاهزاده بلاواسطه از اولاد و نوادگان خاقان مغفور یعنی فتحعلی شاه قاجار هستند که مورخان ذکری از آنها داشته اند.

[ شنبه 22 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

تصویر به حد کافی گویا است. شاید جنبه معصومیت دخترانه در گذر ایام برای بیننده اثرگذارتر باشد.

[ جمعه 21 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

در باره موفقیت پیامبر اسلام یک نکته قابل تامل وجود دارد :
 
پیامبر توانست با دو حرکت حساب شده ، به دستاوردهای عظیمی نائل گردد. در حالی که عربستان مجموعه ائی نابسامان و ایستا مرکب از قبائل پراکنده و ستیزه جو و فرهنگی بدوی و سنتگرا بود ، پیامبر با خردمندی و تدبیر هوشمندانه خود موفق گردید این جامعه متششت را به سمت وحدت و اقتدار سوق دهد. و این بزرگترین دستاورد حضرتش از بُعد سیاسی بود. نخستین کار رسول خدا استفاده از اسلام به عنوان یک ایدئولوژی پویا و محرک برای جلب نظر جماعات مختلف عرب بود. با توجه به آشنائی اعراب با کارکردهای دین و لزوم انسجام فرهنگی تازیان ، تبلیغ اسلام به زبان ساده و متناسب با درک و خواست عمومی اعراب، باعث گردید تا زمینه های گروش اعراب به دین جدید مهیا شود. اگر هم مخالفتی از سوی دشمنان علیه پیامبر ملاحظه می شود ، عمدتاً از سوی قبیله قریش و بخشی از اشراف بود که گمان می کردند حضرت محمد(ص) خواهان ایجاد پادشاهی خودکامه است. چیزی که برای اعراب قابل تامل نبود. به همین خاطر هم ، بعد از فتح مکه روابط پیامبر و قریش به حالت عادی برگشت. بر همین اساس، هسته اصلی کارگزاران دولت نبوی ( پس از رحلت ایشان) را قریش و گروه برگزیده اش یعنی مهاجران تشکیل دادند. در حالی که بخشی از اعراب (بر اساس اختلافات قدیم عرب شمالی و جنوبی) موسوم به انصار شدند و همانند متحدینشان شیعیان، از حاکمیت رانده شدند! دومین و مهمترین اقدام رسول اعظم ، زمینه سازی ایجاد تمدن نوین بود. بدین خاطر بود که پایگاه استقرار نظام جدید ، مدینه خوانده می شد. زیرا قرار بود که با استفاده از تجارب 13 ساله مماشات با گروههای معارض در بخش مرکزی عربستان ، مدنیتی منضبط و قانونمند تاسیس شود و با استفاده از یک فرهنگ ترکیبی و جاذب و پویا ، اتحادیه منسجم و نیرومندی از عشایر و خرده فرهنگهای موجود در عربستان را به زیر پرچم واحد درآورد. بدین گونه بود که عربان بعد از چند هزار سال صاحب تمدن و طبعاض فرهنگی مخصوص به خود شدند که هر چند از ادیان و فرهنگهای همجوار بهره گرفته بود ، اما می توانست با کمک ایدئولوژی انگیزه بخش خویش به ایجاد یک امپراتوری نوظهور کمک کند . آن هم در بزنگاه تاریخ و موعدی که دو امپراتوری همجوار از نفس افتاده بودند و جماعات پرشور و با انگیزه عرب به سهولت قادر بودند ، پرچم کیش خود و تمدن در حال ایجادش را در نقاط مهم جهان مسکون به اهتزاز درآورند.      

[ پنجشنبه 20 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟ مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا شش متری در طول  جغرافیایی  ،۱٨'۲۴ﹾ ۸۷  و عرض  جغرافیایی ،۴۱'۲۱ﹾ ۳۷ هستید 
  مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید .
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟،
 مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین : شما هم باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند. اطلاعات دقيق هم به دردتان نمي خورد!

[ چهارشنبه 19 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

گرچه در کتابهای تاریخ آموزش داده می شود که ایرانیان از بازماندگان آریائیان هستند و شاید بسیاری در ایران به آریائی بودن خود افتخار می کنند؛ اما هنوز به درستی مشخص نشده که اولین ساکنان ایران دقیقاً از کجا وارد این سرزمین شدند و آثار آنها را دقیقاً در کدام محل باید جستجو نمود. تنها بر اساس آثار برجای مانده ، برخی نقاط را می توان به دوران پارینه سنگی قدیم منسوب کرد. از دوره مذکور ،  در تعداد محدودی از مناطق ذیل در ایران، آثاری به دست آمده است که صحت چنین کشفیاتی ، گاهاً با تردید روبرو است؛ مثل: کَشَف رود، لادیز، گنج پَر گیلان، تنگ خُزاق کاشان و.... پارینه سنگی فوقانی در ایران را نیز  بر پایه فرهنگ ابزارسازی این دوره ، به دو گونه فرهنگی تقسیم نموده اند : زارِزی و بَرادوستی که البته هر دو بر اساس مشاهدات و مطالعات منطقه زاگرس تشخیص داده شده اند. مثل: غار مَردو کرمانشاه ، گیلُوران لرستان، تپه سفيدآب کاشان، غار بیستون کرمانشاه و... همچنین در تقسيم بندي ادوار تمدن بشري از ميان سنگي تا عصر آهن در1500 سال ق . م ، هم اختلاف نظرهائي وجود دارد كه با دانسته هاي فعلي در مورد اسكان ايرانيان منطبق نيست، ليكن بايد گفت كه در عصر آهن شرايط اقليمي، موقعيت مناسبتري را براي اسكان بشر در فلات ايران فراهم آورده بود. بدين خاطر در سير پيشرفت مادي و به موازات آن ، توسعه فرهنگي و معنوي بشر- از كشف آتش در 50 هزار سال پيش تا اختراع خط در 5 هزار سال قبل- ايرانيان به عنوان بخشي از جامعه انساني آن روزگار به ترتيب از مراحل زندگي: غارنشيني، شكارگري ، شباني و شهري گذر كرده و تكامل يافتند. ابتدا در منطقه میان رودان به دلیل موقعیت مناسب اراضی بین رودخانه ای و افزایش تولیدات زراعی از عصر پارینه سنگی و به خاطر مهاجرتهای انسانی، تمدنهای آکاد و سومر- که احتمالاً ماهیتی ایرانی تبار داشته اند- به فرهنگ و مدنیتی نسبتاً پیشرفته دست یافتند.
 شایان ذکر است که اسم درياى كاس يا كاسپى از ساكنان قوم باستانى كاسان گرفته شده  است كه حدود هزاره 5 ق . م ، در كرانه اين دريا زندگى مى كرده اند و بنا بر تحقیقات جدید، سومريان یا آنچنان که مشهور است، نخستين بنيانگزاران تمدن، مهاجرانى از كرانه درياى كاسان و كوه هاى كاف كاس(= قفقاز) و ظاهراً از بانيان مدنیت هفت هزار ساله سيلك كاشان بوده اند. از طرف دیگر، پيش از آمدن قومی به نام آريا در هزاره هاي 4 و 3  ق.م ، اقوام بومي نظير: لولوبي، كادوسي، دراويدي ، تپور و.. در بخشهائی از فلات ايران زمين به مراحلي مقدماتي از تمدن دست يافته بودند. پس طبعاً براثر مهاجرت و نيز تغييرات مداوم آب و هوايي، تغييراتي در نحوه زندگي جوامع كوچك و پراكنده اين اقليم ايجاد شده ؛ و نابودي هر تمدن به برپائي مدنيتي ديگر منتهي شده است. لذا با توجه به تداوم زندگي در فلات ايران به نظر مي رسد ؛ حق با كساني است كه اقوام قبل از آريائيها را نيز آسیاني و ايراني تلقي مي كنند.  در واقع ، برخلاف باورهاي ايرانشناسان غربی، تمدن و فرهنگ موجود در ايران زمين از آمدن آريائيها ريشه نمي گيرد. همچنان كه هيچ مدنيتي بدون تاثير و اقتباس از گذشته و پيشينيانش نمي تواند قالب بگيرد.
بنا بر توصیفات پاره ائی از منابع تاریخی، بر اثر تغییرات اقلمی و جمعیتی ، اقوام کوچگرد آریائی از سرزمین‌های دوردستِ شمالی به سوی جنوب و نجد ایران كوچ كرده‌اند و با از بین بردن مردمان بومی و تمدن‌های این سامان، خود جایگزین آنها شده‌اند. تاریخ این مهاجرتها با اختلافات بسیار از حدود 3 تا 5 هزار سال پیش ، و خاستگاه اولیه مهاجرتها نیز با تفاوتهای زیادتر ، در گستره وسیعی از مركز اروپا تا شرق آسیا ، سیبری و حتی قطب شمال ذكر شده است. چنین دامنه وسیعی از دیدگاهها ، خود نشانگر سستی نظریه‌ها و كمبود براهین اقامه شده است. ضمن آن که جای بسی امیدواری است ، موضوع فوق سبب سازِ چالشهای نظری محققان معاصر شده است. بدیهی است که مهاجرتهای انسانی و جابجایی تمدنها در طول تاریخ همواره به دلیل دستیابی به شرایط بهتر برای زندگی بوده و در دوران باستان این شرایط بهتر، عبارت از آب فراوانتر و خاك حاصلخیزتر بوده است؛ اما بعید به نظر می‌رسد كه آریائیان، اقلیم مناسب و معتدل ایران را نادیده گرفته و در سرزمین یخبندان سیبری، روزگار بسر برده و پس از آن متوجه ایران شده باشند. لذا درست تر آن است که گفته شود : آریاییان به ایـران كوچ نكردند، بلكه ایشان از ایـران كوچ كردند و در سرتاسر گیتی پراكنده شدند. البته در این خصوص ، اختلاف نظرها همچنان به قوت خود باقی است تا یافته شدن مدارک نوین!

[ سه شنبه 18 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

امت فاكس، نويسنده و فيلسوف معاصر، ‌از آمريكا، هنگامی كه برای نخستين بار به رستوران سلف سرويس رفت، در گوشه ای به انتظار نشست، با اين نيت كه از او پذيرايی شود. اما هرچه لحظات بيشتری سپری ميشد، ناشكيبايی او از اين كه مي ديد پيشخدمتها كوچكترين توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اين كه مشاهده مي كرد كسانی كه پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقابهای پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند. وی با ناراحتی به مردی كه بر سر ميز مجاور نشسته بود، نزديك شد و گفت: من حدود بيست دقيقه است كه در ايجا نشسته ام بدون آن كه كسی كوچكترين توجهی به من نشان دهد. حالا مي بينم شما كه پنج دقيقه پيش وارد شديد، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين كشور چگونه پذيرايی مي شوند؟ مرد با تعجب گفت: اينجا سلف سرويس است، سپس به قسمت انتهايی رستوران، جايی كه غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد به آنجا برويد، يك سينی برداريد هر چه ميخواهيد انتخاب كنيد، پول آن را بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل كنيد!

امت فاكس كه قدری احساس حماقت مي كرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی ميز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسيد كه زندگی هم در حكم سلف سرويس است. همه نوع رخدادها، فرصتها، موقعيتها، شاديها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی كه اغلب ما بی حركت به صندلی خود چسبيده ايم و آن چنان محو اين هستيم كه ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ايم از اينكه چرا او سهم بيشتری دارد كه هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلی ساده از جای خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايی فراهم است، سپس آنچه مي خواهيم برگزينيم. - وقتی زندگی چيز زيادی به شما نميدهد، به دليل آنست كه شما هم چيز زيادی از او نخواسته ايد

[ دوشنبه 17 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

- از کسی  که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند نترس ؛ از کسی بترس که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد

- کسانی هستند که روی شانه هایتان گریه می کنند ؛ و وقتی شما گریه می کنید دیگر وجود ندارند

- مهم نیست چه مدرکى دارید ؛ مهم این است که چه درکى دارید . . .

- آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند

- هرگز اشتباه نکن ؛ اگر اشتباه کردی ، تکرار نکن،  اگر تکرار کردی، اعتراف نکن ، اگر اعتراف کردی ، التماس نکن، اگر التماس کردی ، دیگر زندگی نکن

- بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته ‌باشد ، نه شعور لازم برای خاموش ماندن

- قصه عشقت را به بیگانگان نگو ، چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه مترسک نیز آشیانه می سازند

- اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید ، کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید ، مادر  است

- هستند مردمانی که خویشاوندان آنها از گرسنگی می میرند ، ولی در عزایش گوسفندها سر می برند .

- از زشت رویی پرسیدند آنروزکه جمال پخش می کردند کجا بودی؟  گفت : در صف کمال

- اگر کسی به تو لبخند نمی زند؛ علت را در لبان بسته خود جستجو کن

- مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است

- میشه رفیق پا برهنه ها باشی ، چون هیچ ریگی به کفش شان نیست

- با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن

- هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید

- شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار

- وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش

- یادت باشه که در زندگی یه روزی به عقب نگاه می کنی . به آنچه گریه دار بود می خندی

- آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است

- کشتن گنجشک ها ، کرکس ها را ادب نمی کند

- از دشمن خود یک بار بترس و از دوست خود هزار بار

- فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد

[ یکشنبه 16 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این تصویری است از بلندترین ساختمان تهران که ضمنا برداشتی بود از معماری اروپائی یا فرنگی . به سادگی نشان می دهد که چگونه با ابزار عظمت و .... فریب خوردیم!

تهران قدیم

 

[ شنبه 15 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

برای استفاده از کتاب شناسی نسبتا کاملی در باره تاریخ تمدن ایران و جهان به این لینک مراجعه کنید:

کتابنشناسی تمدنها

[ جمعه 14 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این روزها موجی از احساسات اسلامی علیه انتشار یک فیلم بی ارزش در باره پیامبر اسلام خبر اول رسانه ها شده است. برای درک بهتر قضیه خوب است نگاهی به اوراق تاریخ بیاندازیم تا ببینیم ماجرا از کجا اب می خورد؟

در حقیقت ، چالش و رویاروئی غربیها با کیش و پدیده اسلام و اسلامی از قرنها قبل آغاز شده است. از تقابل مسیحیان و یهودیان با نظام نبوی در صدر اسلام گرفته تا زمان جنگهای صلیبی و ادامه ستیز دولتهای اروپائی با حکومتهای مسلمان در مصر و عثمانی و ..و تا روزگار اخیر و شروع مجدد موج برخورد فرهنگی و تضاد تمدنی دو طرف ، به نظر می اید همیشه برخورد بین غرب و شرق مسلمان اجتناب ناپذیر بوده است. نکته حائز اهمیت آن است که این رویاورئی تنها محدود به برخورد نظامی و سیاسی نبوده که در کنار آن ، مبارزه فرهنگی با اسلام و مسلمین هم در جریان بوده است. تاریخ نشان داده است که در غالب موارد ، جهان غرب ، اسلام را به چشم یک دشمن و رقیب می‌نگریسته است. سروده ها ، کتاب‌ها ، فیلمها و دیگر جلوه های تولید فرهنگی نیز مملو از کینه و نفرتی بوده است که غرب به اسلام و مبانی آن چون پیامبر ، کتاب آسمانی ، شرائع  و ایمان آورندگان به این کیش داشته و دارد. به اذعان مورخان ، از همان ابتدا که تهدید یورش مسلمین به اروپا و نابودی دین مسیحیت ، باعث هراس جامعه اروپائی شد ، تلاش گردید تا چهره مخوفی از اسلام و پیامبرش ارائه کنند. آن قدر برای این کیش و بانی آن افسانه سازی شد که حتی امروزه زدودن این افسانه های فریبنده و زشت از ذهن مردم اروپا کار دشواری است. در یکی از نخستین سروده های ملی و حماسی اروپای قرون وسطی به نام افسانه رولان ، چهره ناپسند و دهشتناکی از اسلام ترسیم شده است؛ بدین معنا که بر مبنای آن گفته می شد ، ساراسن ها یعنی مسلمانان از جادوگر بزرگ خود به نام ماهومت[ تلفظی از نام محمد] کمک می خواهند تا بتوانند بر مردمان شریف و مظلوم !! فرنگ فائق شوند . همچنین ، طی جنگ‌های صلیبی و مدتی طولانی پس از آن، پیامبر و ساراسن ها به عنوان مظاهر دجال و تجسم نیروهای اهریمنی در روی زمین توصیف شده بودند. در آن سالها اسناد یا کتابهائی وجود نداشت تا چهره واقعی و راستین اسلام و مبانی آن را به مردم اروپا نشان دهد و حتی در زمینه تاریخ اروپا هم اطلاعات موجود بسیار اندک بود و یا در انحصار کلیسائیان قرار داشت و اصولاً نیمی از مردمان جهان خواندن و نوشتن بلد نبودند. لذا افسانه های برساخته محافل غرب، حضرت محمد (ص) را یک بدعت گذار معرفی کرده و حتی اذعان می نمود وی یک کاردینال مسیحی بوده که از دین اجدادی دست کشیده و فرقه ای جدید به دیگر فرق مسیحی افزوده است ! درست در همین دوران ، داستان پردازی برای نشان دادن رگه های مسیحیت در آئین اسلام با افسانه ی سرجیوس راهب  و آموزش دادن او به پیامبر اسلام کلید خورد. در نگاه بعضی از غربیان، رسول اسلام  یک عرب شتر سوار بود که توانست از طریق رابطه با راهبان مسیحی یک دین جدید بسازد و عربها را به دور خود جمع کند تا به مقاصد قدرت‌طلبانه خود برسد .در واقع، این بدان خاطر بود که اسلام چنان رشد و نفوذی پیدا کرده بود که برای اولیای مسیحیت قابل پذیرش نبود که دینی دیگر به جز کیش نصاری بتواند در میان مردمان جهان نفوذی چنین شگرف پیدا کند. لذا سعی کردند که یا اسلام را شاخه ائی از مسیحیت معرفی کنند و یا پیامبر را به سرقت از آموزه های کیش عیسویان متهم سازند. و یا.. زمانی که اروپائیان دریافتند که چنین ترفندی اثر ندارد ، تلاش کردند تا پیامبر را به عنوان فردی جادوگر و یا بیمار معرفی کنند. برخی از نویسندگان اروپائی ادعا کردند که پیامبر به دنبال تاسیس دین واقعی نبود ؛ بلکه دین وسیله ای بود برای رسیدن او و طایفه اش به قدرت و ریاست بر جماعات عرب. همچنین ، شماری دیگر ادعا نمودند حضرتش یک کاهن و جادوگر بوده است که مطالب خود را از جنیان و ارواح دریافت می‌کرده است . بر اساس همین نگرش ناروای غربیها بود که دانته الیگیری نویسنده کمدی الهی در کتاب خود با کمال گستاخی و از سر ناآگاهی ، پیامبر بزرگ اسلام را در دوزخ تصویر نمود. دانته با تعصب مسیحی و جهل قرون وسطایی خود نوشت: مائومتو [منظورش حضرت محمد(ص) بود ] در هشتمین دایره از نه دایره جهنم و در نهمین فرورفتگی از مجموعه ده تایی آن قرار دارد و جزء کسانی است که تخم رسوایی و تفرقه را می‌کارند.
اما در کنار این اباطیلی که غربیان پراکنده اند ، دو نکته از زندگانی خاتم الانبیا همیش دست مایه طعن و انتقاد غربیان بوده است: یکی همسران پیامبر و تعدد زوجات او و دیگر جنگها و مبارزات حضرتش. در سده 17 میلادی ، یک نویسنده اروپائی در کتاب مغرضانه خویش مدعی شد که : زندگی محمد در بی خبری، شهوت پرستی و خشونتی سپری شد که زائیده نوع تفکر قبیله ای حاکم بر عربستان بود، ... تشکیل امپراتوری عربی، از یک طرف و ایجاد همسر گزینی از زنان متعدد از طرف دیگر بهترین شاهد بر این مدعاست. و رسیدن به این هدف جز در سایه دین برای او میسر نمی‌شد به همین جهت کمتر سوره ای در قرآن می‌توان یافت که در آن، در مورد جنگ و خونریزی و لذت بردن از زنان بحث نشده باشد! این سخنان که از روی ناآگاهی و عدم مطالعه تاریخ و قران بود ، همچنان با حمایت محافل کلیسائی و استعماری در غرب، از سوی  بسیاری از محققان دیگر هم زمزمه می شد تا جائی که حتی برخی از محققین نسبتاً منصف هم ادعا می کردند که تمایل به زنان تنها انتقادی است که می توان از پیامبر داشت.
  یکی از نمونه های قابل تامل در برخورد مسیحیان با پیامبر اکرم را می توان در روزگار زمامداری امویان در اندلس (اسپانیای فعلی) ملاحظه نمود. در اواخر دوره امارت عبدالرحمن دوم (238-206 ق) حرکتی فتنه انگیز و خطرناک در اندلس شروع شد. گروهی از مسیحیان متعصب  که مسلمانان را اجنبی و غاصب می­ پنداشتند ؛ با تحریک روحانیان مسیحی شورشی را بر ضد کیان اسلام و حکومت اسلامی آغاز کردند. در حقیقت ، کلیسائیان و متعصبین مسیحی که سروری و شکوه فرمانروایان مسلمان را نمی توانستند تحمل کنند ، افراد نابخرد و ساده لوحی را برانگیختند تا در معابر عمومی به ساحت رسول گرامی اسلام توهین کرده و ناسزا بگویند. به نوشته تاریخنویسان ، بسیاری از جوانان احساساتی و رهبانان خشک مغز که تحت تاثیر حماسۀ های دینی مسیحیت قرار داشتند، وارد معرکه شدند و با اهانت اشکار به پیامبر اسلام ، خود را در معرض (به اصطلاح) شهادت در راه خدا قرار دادند. طبعاً چنین اقدامی موهنی از دید  فقه اسلامی و سیاست حکومت اسلامی کیفری به جز مرگ  نداشت. اما واکنش مردم در برابر اعدام افراد برانگیخته شده متفاوت بود. در حالی که جماعات متعصب مسیحی از این اقدام شهادت طلبانه هواخواهان خویش دفاع می کردند ؛ گروه های دیگر که از این مسابقۀ مرگ راضی نبودند؛ اعتراض داشتند که این روش کورکورانه و بی ثمر آن هم در حالی که حاکم مسلمان به همه اتباع خود، آزادی برپائی مراسم دینی را داده است ، ره بجائی نخواهد برد. سرانجام، جنبش خودکشی مسیحیان با ناسزاگوئی به پیامبراسلام در سال 245 ق/ 589 م به پایان آمد.
نویسنده فرانسوی ولتر که در آغاز با اسلام و پیامبر دشمنی ‌کرده و می کوشید در نوشته های خود تصویری ناروا و ضد بشری از پیغمبر اسلام ارائه کند ؛ بعد از سالها تحقیق در باره اسلام ، از تمامی جفاهائی که در غرب نسبت به پیامبر شده بود، بیزار ‌شده و نوشت: از مورخین بی مایه ای که حقایق تاریخ را قلب کرده و ناروائی های بسیار به محمد نسبت داده بودند، سخت بیزار شدم. نویسنده دیگری با عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن ، نوشت که محمد پیامبری است که باید از نو شناخت. و دیگری اعتراف نمود که محمد یکی از مردان بزرگی است که بیش از هر مرد پرآوازه دیگر جهان، آماج تهمت و افترا قرار گرفته است. چنین است که نویسنده انگلیسی کارن آرمسترانگ در کتاب خود به نام محمد می نویسد  « در غرب تصویر ما از محمد ، شوالیه ای است که شمشیر خود را برای تحمیل اسلام تیز نموده تا دنیای نا باور را به زور و تهدید به باور دینی برساند؛ در حالی که واقعیت درست بر عکس آن بود. محمد و یارانش در واقع از جان خود دفاع می‌کردند و به راهی کشیده شده بودند که خشونت و جنگ هم بخشی از آن بود. در طول تاریخ هیچ تغییر عمده سیاسی، اجتماعی بدون خونریزی به هدف نرسیده است»  شاید این جمله ، بخشی از علل دشمنی غرب با اسلام و محمد(ص) را روشن سازد ؛ اما همانطور که تاریخ نشان می دهد ریشه های این خصومت نه تنها قدیمی و کهنه است که هنوز دنباله دارد و برای درک آن باید سیر تحول تمدن غرب را در مسیر توسعه و رویاروئی با دیگر تمدنها مورد مطالعه قرار داد.
روزگاری پاپ کلمان پنجم در سده 14 م ، اعلام نمود که حضور مسلمان در خاک اروپا توهین به خداوند است. امروزه هم تحمل مسلمانان و نشانه های ایمانی آنها مانند حجاب و نماز و.. برای غرب غیر قابل تحمل است و تهدیدی برای فرهنگ غربی تلقی می شود. به شهادت تاریخ ، از ابتدا و از زمان دولتهای یونان و روم ، غربیها برای حفظ روحیه ملی گرائی در اروپا تلاش می نمودند تا وحشت از دشمنی خارجی را در  جامعه غربی تسری دهند. از همین رو ، نویسندگان یونانی چون هرودت یا اصطلاحاً پدر تاریخ ، با تقسیم کردن جهان به دو قطب هلنی و بربر یعنی اروپائیان و شرقیان( خاصه امپراتوریهای ایرانی) کوشیدند خطر همیشگی و بالقوه شرق را گوشزد کنند تا با ایجاد یک فضای روانی ، دسته های مختلف و درگیر اروپائیان را برای هدفی آرمانی یعنی استیلای بر جهان متحد سازند. اما این دشمن تراشی به همینجا ختم نشد. ترس و نگرانی از اسلام تا سالهای متمادی در اروپا به شکلی گسترده به قوت خود باقی ماند. محافل کلیسائی در غرب چنان تبلیغاتی علیه اسلام به راه انداخته بودند که پس از اعزام هزاران انسان ناآگاه و ساده اندیش به جنگهای صلیبی، یک بار نیز شماری از نوجوانان مسیحی لشکری مهیا کرده و بی حمایت و هدایت کلیسا و یا امیران مسیحی ، بی زاد و توشه به راه افتادند تا به بیت‌المقدس بروند ، مسلمانان را بکشند و بهشت را برای خود بخرند! حتی بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 هم که دیگر دشمنی چون کمونیسم وجود نداشت ، غرب در جستجوی یک دشمن جدید و برای پیشبرد اهداف خود ، اسلام را به عنوان دشمن و تهدید کننده کیان تمدن غرب معرفی و مطرح نمود. غربیان که خطر اسلام را به عنوان دین شمشیر و خشونت تبلیغ می نمودند، بار دیگر از جنگ صلیبی دم زدند و بدین ترتیب بود که نماینده امریکا در سازمان ملل بعد از فروپاشی شوروی اعلام نمود که دشمن بعدی بنیادگرایی اسلامی است!

[ پنجشنبه 13 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

چه کار خوبی است این دانلود کردن کتاب . شاید برخی ناراضی باشند و بر پایان عمر کتابهای کاغذی غبطه بخورند. اما تصور من این است ( که علیرغم مزایا و لذت خواندن کتاب کاغذی) این صناعت به زودی عالمگیر خواهد شد. همان طور که هورکهایمر و آدرنو از آن به عنوان صنعت فرهنگ سازی یاد کرده اند. چشم خسته خواهد شد . اما تهیه کتاب ارزان یا رایگان خواهد بود!

این سایت ذیل فهرست شمار بسیاری از پایگا ههای دانلود کتاب را ارائه کرده است

http://www.weare.ir/free-book-download

اما کسانی که خواهان سایتهای ایرانی و کتابهای فارسی هستند، باید نام کتابشان را در موتور جستجوی گوگل بزنند

[ چهارشنبه 12 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

به گمان من، در دانشگاه ها دو نوع جلسه دفاع از پایان نامه تحصیلی وجود دارد:

1- دفاعیه کلیشه ائی و متعارف

طبق روال جاری در دانشگاههای کشور ، دانشجو متن فصل اول رساله خود را قرائت می کند. در حالی که استادان قبلا آن را خوانده اند ! . سپس استاد راهنما و مشاور از دانشجو تعریف می کنند و داور هم روی معذوریت چند نکته انتقادی را اشاره می کند و سپس دانشجویان منتظر نمره می شوند . در حالی که استادان در محیطی شیرین نمره دانشجو را بالا و پائین می کنند. دانشجو هم می داند که مشکلی نیست. چون اگر غیر از این بود به جلسه دفاعیه راهش نمی دادند!

2- دفاعیه ایده ال و سودمند

چقدر خوب بود استاد داور چند سوال کلیدی از دانشجو می پرسید تا دریابد که دانشجو به موضوع پایان نامه تسلط دارد؟ و سپس به استاد داور و حتی حضار اجازه داده می شد تا با طرح سوالات و ایجاد یک فضای گفتمانی علمی و بدون تعارف ،موضوع را به چالش بکشانند. حتی دانشجوی مدافع را بر می انگیختند تا گزارشی مختصر و سودمند از کارش در قالب یک مقاله کوچک به علاقمندان ارائه دهد. تا همه از دستاوردهای تحقیق دانشجویی بهر مند شوند. اما در حد مجاز و شایسته.  

[ سه شنبه 11 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

واقعا آفرین به عصر دیجیتال که باعث شده ما از قافله تمدن مدرن و پست مدرن عقب نمانیم.!!

اون از وقتی که مامورین آمار از استفاده ی از اینترنت در خانه ها می پرسن و این هم از الان که  جی میل  رو یکی قطع کرده و خیلی ها موندن معطل که چگونه با هم نامه نگاری کنند. این تناقض رو چه جوری میشه فهمید؟!!!  خدایش حقه که با پ ن پ فیلمشون کنن!

[ دوشنبه 10 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

  یکی از مشکلات دانشجویان در هنگام تدوین پایان نامه ، یافتن صورت آوانگاری یا اصطلاحاً شکل فونتیک اسامی غیرفارسی است که برای درج در ذیل نام هر شخصیت یا مکانی که لاتین باشد، ضرورت می یابد. البته ، درست تر آن است که هر واژه ائی را که گمان می برید خواننده را با مشکل تلفظ صحیح روبرو می کند ، آوانگاری کنید . خاصه اسامی خاص یا اصطلاحاً عَلَم
. اینک من در این زمینه ، از دوران قاجار ، نام تعدادی از افراد را می نویسم شاید کمکی باشد.

الف- فرانسویان :
 رومئو (Romeio) -ژوبر(Jaubert)-گاردان(Gardanne)-دو سرسی(De sercey)- سارتیژ(Sartiges)-گوبینو(Gobineau) و..
ب-انگلیسیها: مالکوم(Malcolm)-جونز(Jones)-اوزلی(Oseley)-موریه(Morier)-شیل(Sheil)-الیس(Ellis)-موری(Murray)-نورمان (Norman) -رژی(Regie)و..
ج- آمریکائی ها : باسکرویل(Baskerville)-بنجامین(Benjamin) -میلسپو(Millspaugh)-رویتر(Reuter) و..
د- آلمانی ها : فن رویس(Von Rauss)-بیمسارک(Bismark) -شیندلر(Schindler)
-بلوشر(Blocher) و..
 ه- سایر :  یرمولف(Yermelov)-مونت فورته(Monte Forte)-مرنارد(Morrnard) -وستداهل(Vestdahl) - دمورنی(DeMorgeny) و..
 * توجه داشته باشید که بسیاری اسامی، شکل نگارشی همانند تلفظ شان را ندارند و نمی شود مثل نامهای معمولی ( : علی و حسن و ..) آوانگاری  کرد!

[ یکشنبه 9 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

روح‌الله خمینی + خدیجه ثقفی : مصطفی ، احمد ، زهرا ، صدیقه ، فریده

مصطفی خمینی+ معصومه حائری یزدی : حسین و مریم(+ محمد نخجوان پور)

احمد خمینی + فاطمه سلطانی طباطبائی : حسن ، یاسر ، علی

حسین خمینی + معصومه خائفی : مهدی ، محمد  و علی

حسن خمینی+ ندا موسوی بجنوردی:  نرگس ، فرشته  و احمد

یاسر خمینی + حورا صدر  : محمد

علی خمینی+ خانم شهرستانی : ؟؟؟

زهرا مصطفوی + محمود بروجردی : مسیح و لیلی (+ عبدالحسین سلطانی طباطبائی)

صدیقه مصطفوی+ شهاب‌الدین اشراقی : زهرا (+ محمدرضا خاتمی) ، عاطفه، نفیسه ، نعیمه ، محمدتقی، علی و مرتضی

فریده مصطفوی+ محمدحسن اعرابی : فرشته (+ سید مرتضی طباطبایی)

,..

[ شنبه 8 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

در ادامه بحث تاریخ 30 شهریور ماه گذشته ، یک موضوع ارزنده تحقیقی دیگر معرفی می شود:
مهمترين علل ترويج و رشد هنر اسلامي را باید در تحولات تاريخي چند سده ابتدايي تاریخ اسلام جستجو کرد. به طور کلی ، همراه با افزايش سطح توان مالي جامعه، رشد شهرنشيني و بالطبع گسترش استفاده از مواهب زندگي بورژوايي در جامعه اسلامي ، احساس به برخورداری از نیازهای ثانویه مثل محصولات زیبای هنری را بیشتر نمود. با ايجاد نخستين شهرهاي اسلامي و گسترش شهرسازي در سده های 2 و 3 ق ، اولين ساختمانها مانند مساجد ، بازارها ، ارگها برپا شدند. اندکی بعد هنر ايده آليستي و نمادين بيزانس و هنر تلفيقي و چند فرهنگي ايران نيز ردپاي خود را بر سيماي اوليه اسلامي گذاشت. چندان كه مرتباً در هنگامه برخورد تمدنها رخ می نمايد، امتزاج فرهنگي در ابعاد مختلف نظیر هنر  و ادبیات و علوم نمود پيدا كرد و در این فرایند چهارطاقي ها ( آتشكده ها ) تبديل به ايوانها (مساجد) شد و موتیفهای متعدد و تناسب یافته ائی از روزگار کهن در نمونه های هنر اسلامی پدیدار گشت
با توجه به گفتار بالا ، می توان علل اجتماعی و تاریخی رشد هنرهای اسلامی را به بوته بحث و نقد کشاند و با مصادیق تاریخ اولیه دوران اسلامی همسان سازی نمود. اینطور نیست؟

[ جمعه 7 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن آمریکا از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند. منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچکاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.»  منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.»  خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.»
منشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد. منشي که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصميم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اينکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواري دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمي آمد. خانم به او گفت: «ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اما حدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم.» رييس با غيظ گفت :« خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد، بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم، اينجا مثل قبرستان مي شود.» خانم به سرعت توضيح داد: «آه... نه....  نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم.»  رييس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «يک ساختمان! مي دانيد هزينه يک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان هاي موجود در هاروارد هفت و نيم ميليون دلار است.» خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم؟» شوهرش سر تکان داد. رييس سر در گم بود.
آقا و خانمِ ليلاند استنفورد بلند شدند و راهي کاليفرنيا شدند، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد. دانشگاه معروف و معتبری به نام دانشگاه استنفورد!

[ پنجشنبه 6 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

اینجا پنج فقره جزوه ناقابل قرار داده شده است تا دانشجویان واحد شهر رود و دیگر دوستان علاقمند بهره ببرند! البته هر گرایش و گروهی فقط جزوه مخصوص خود را دریافت کنند.

تمام جزوات به صورتPDF  بوده و به راحتی قابل دانلود و پرینت می باشند.

1- جزوه تاریخنگاری در ایران و جهان (20 صفحه)

http://up.toca.ir/images/zwttyk00tnbjz3i3p6gp.pdf

2- جزوه سیاست و حکومت در آسیای مرکزی و قفقاز

به زودی

- جزوه تاریخ هنر اسلامی (35 صفحه) 

تاریخ هنر اسلامی

-جزوه سیر اندیشه سیاسی در اسلام (40 صفحه) 

سیر اندیشه سیاسی

-جزوه فلسفه تاریخ (50 صفحه)

فلسفه تاریخ

  در صورت خطا ، لینک مربوطه را در گوگل جستجو کنید یا گزارش دهید تا خطا برطرف شود.

ضمنا دوستانی که پرسش دارند ، هنگام ارسال پیام ، ایمیل خود ( ترجیحا در yahoo) را هم بنویسند

[ چهارشنبه 5 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این هم تصویری گویا که نشان می دهد حتی در دوران مدرن هم سنتهای کهن! دیده بوسی و روبوسی و ..بوسی از یاد نمی روند!! به این می گوین صله ارحام دو نفری!


[ سه شنبه 4 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

خاندان سلطنتی پهلوی 

رضا شاه پهلوی+ تاج‌الملوک آیرملو (فرزندان) : شمس ، اشرف ، محمدرضا و علیرضا 

رضا شاه پهلوی + قمرالملوک امیر سلیمانی : غلامرضا

رضا شاه پهلوی + عصمت دولتشاهی : عبدالرضا ، احمد رضا ،محمود رضا ، فاطمه و حمیدرضا

محمدرضا پهلوی + فوزیه :  شهناز (+ اردشیر زاهدی : مهناز )

محمدرضا پهلوی + فرح دیبا : رضا ، فرحناز ، لیلا ، علیرضا

اشرف پهلوی + علی قوام :  شهرام پهلوی‌نیا

اشرف پهلوی+ احمد شفیق :  شهریار ( + مریم اقبال)  ، آزاده

شمس پهلوی+ فریدون جم : شهباز جم، شهیار جم، شهرآزاد جم

غلامرضا پهلوی+ هما اعلم : مهرناز  و بهمن

غلامرضا پهلوی+ منیژه جهانبانی : مریم ، آذردخت  و بهرام

عبدالرضا پهلوی+ پری‌سیما زند  : کامیار و سروناز

احمدرضا پهلوی+ سیمین تاج بهرامی: شاهرخ  و شهلا

احمدرضا پهلوی + رزا بزرگ‌نیا :  شاهین ، شهرناز  و پری‌ناز

محمودرضا پهلوی+ مهردخت اعظم زنگنه

محمودرضا پهلوی + مریم اقبال

فاطمه پهلوی + وینست لی هیلر : رعنا ، کیوان و داریوش

فاطمه پهلوی + محمد خاتمی: پری ، کامبیز و رامین

حمیدرضا پهلوی + مینو دولتشاهی : نیلوفر

حمیدرضا پهلوی + هما خامنه : نازک و بهزاد

همدم السلطنه پهلوی+ ابوالفتح آتابای : کامبیز و فاطمه

,...

[ دوشنبه 3 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

در باره فرهنگستان و چگونگی تاسیس آن در ایران کتابی با عنوان «تاریخ نخستین فرهنگستان ایران» نوشته محسن روستائی نگاشته شده و من قصد ندارم در این باره توضیحی اضافه بدهم. فقط همان ترجیع بندی را تکرار می کنم که منتقدان در باره فرهنگستان ایرانی گفته اند . یعنی ناتوانی فرهنگستان در ایجاد جنبش علمی و تحول زبانی . هم چنان که لغاتی که فرهنگستان ادب فارسی تدوین می کند از گذشته تا کنون نتوانسته به خوبی در جامعه فرهنگی کشور تثبیت شود .و یا فرهنگستان علوم همانند فرهنگستان کشورهای توسعه یافته با طرح سوالات چالش برانگیز به کشف استعدادها و ایجاد پرسشگری در جامعه بپردازد. (ماجرای طرح سوالات علمی از سوی آکادمی علوم و تدوین مقالات توسط دانشمندان در غرب را در کتابهای تاریخی می توان ملاحظه کرد).  بخشی از این ناتوانی در وابسته بودن فرهنگستان به دولت قابل جستجو است . خاصه که دولتهای وقت در ایران از یکصد سال پیش تا کنون نخواسته اند نفوذ خود را در فرهنگستانهای ادب و علوم و هنر و ..  از دست بدهند! و اینک نام روسای فرهنگستان ادب فارسی در ایران را ببینید و داوری کنید:
- محمدعلی فروغی (1314خ)
- حسن وثوق الدوله (1314 تا 1317)
 - علی اصغر حکمت (1317)
- اسمعیل مرات (1317 تا 1320)
- عیسی صدیق (1320) - محمدعلی فروغی (1320)
- حسین ادیب سمیعی (1321 تا 1332)
- دوره تعطیلی فرهنگستان - حسن حبیبی (1369 تا 1374)
- غلامعلی حداد عادل (1374 تا 1383)
 - حسن حبیبی (1383 تا 1387)
- غلامعی حداد عادل (1387 تا کنون)
 * فکر می کنید چند نفر از این روسا صاحب مسند دولتی نبوده اند ؟ ! از میزان وابستگی آنها به هزار فامیل چه می دانید؟

[ یکشنبه 2 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

= فکر می کنم در این وبگاه آن قدر توصیه داشته ام که برخی را خسته و ناراحت هم کرده است. اما چه کنم که بعضی دوستان دانشجو متقاضی ارشادند ! البته این مساله به دلیل نگرانی آنها از عدم انجام تحقیق و نیز انتظار زیادشان از این بنده خدا است . با این همه ، تلاش ضعیف اینجانب یاری به دیگران است.
- نوشتن پایان نامه تا حد زیادی به زمان مناسب و کمک دیگران بستگی دارد. تصور نکنید که تابستان یا ایام تعصیل زمان مناسب برای نوشتن رساله تحصیلی شما است! معمولاً بهترین ایام زمانی است که ذهن شما برای مطالعه و دانستن تحریک شده باشد. پس، پیش از انجام کار سعی کنید چند متن کوتاه در باره موضوع کارتان بخوانید و سوالاتی در ذهنتان ایجاد کنید. نگران از دست رفتن وقت نباشید. بارها به دوستانم گفته ام که اگر خوب شروع کنید و برنامه منظمی داشته باشید ، کاری را که فکر می کنید در چند ماه انجام خواهد گرفت، در ظرف چند هفته به فرجام خواهید رساند.
 -  نکته دیگر ، استفاده از قابلیتهای دوستان و نزدیکان است. چه ایرادی دارد که متن رساله را بدهید به یک نفر از آشنایان که بخواند. لازم نیست حتماً متخصص باشد. حتی می توانید بخشی را که خودتان نوشته اید (مثل نتیجه گیری و مقدمه ) برای والدین و خواهر و برادرتان به صورت سخنرانی بخوانید. آنها بهتر متوجه خواهند شدکه کجای جمله بندی شما دچار سکته و نقص بوده و یا نامفهوم است! باور کنید که اگر ده بار هم متن خود را بازخوانی کنید بازهم اشتباهاتی از زیر چشمانتان ، پنهانی می گذرند !
-  شاید برای بسیاری از پایان نامه نویسان تجربه شده باشد که چون فیشهای زیادی تهیه کرده اند ، دلشان نمی آید که آنها را تصفیه و یا مختصر و حتی حذف کنند. این طوری می شود که حجم پایان نامه ها مفصل می شود.  به یزدان قسم که درستی و ارجمندی یک رساله تحصیلی به حجم و تعداد صفحاتش نیست. ان جه مهم است کیفیت مطالب و قدرت اثبات و انسجام موضوع است. پس حیفتان نیاید!  تصفیه و پالایش فیشها و جرح و تعدیل یادداشتها لازم است. لذا بخشهایئ از فیشهای خود را کنار بگذارید و الزامی نداشته باشید که هر چه فیش برداری کرده اید باید در بطن پایان نامه بیاید. استادان به رسالات حجیم نمره بالا نمی دهند !

[ شنبه 1 مهر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]