تاریخنگار

تاریخنگار

پایگاه داده های تاریخی

تالیفات ذیل ، در زمره کتابهائی هستند که دنیا را تکان داده اند و از جهت اثرگذاری در رده های بالای کتابهای موثر و مشهور جهان قرار دارند :

- شهریار ، اثر : نیکولو ماکیاولی و تالیف در 1517 میلادی، کتابی که گفته می شود الگوی سیاستمداران دنیا می باشد.

- گردش افلاک ، اثر : نیکلاس کوپرنیک و تالیف 1530 میلادی، کتابی که بنیان اعتقادی کلیسا در مورد گردش سیارات را زیر سوال برد.

- اصول طبیعی ریاضیات  ، اثر ایزاک نیوتن و نوشته شده به سال 1687 م، نوشتاری در مورد حرکت و جاذبه و سرآغازی برای دانش فیزیک .

- عقل سلیم ، اثر : توماس پین ، تالیف 1776 م، اثری بی پروا در باره ضرورت استقلال که خود به استقلال امریکا از انگلستان انجامید.

-  ثروت ملل ، اثر : آدام اسمیت و نگاشته به سال 1777 م ، اثری که نظام اقتصاد لیبرالی و بدون نظارت دولت را تشویق نمود.

-  مقاله در باب جمعیت ، اثر : رابرت مالتوس ، نوشته 1798 ، کاری که در آن ترس از نابرابری افزایش جمعیت با تولید غذا گوشزد گردید.

- نافرمانی مدنی ، اثر دیوید هنری ثورو ، نگاشته سال 1849 ، در آن به اعتصاب و مقاومت منفی در برابر حکومتها توصیه شده است.

- کلبه عمو توم ، اثر هیرت بیچر استو ، تالیف 1852 ، داستانی دردآور در باره رنج بردگان سیاه پوست امریکا و موثر در الغای بردگی.

- بنیاد انواع ، اثر چارلز داروین ، نوشته به سال 1859 ، ارائه دهنده نظریه تکامل زیستی موجودات و خاصه انطباق انسان با میمون.

- سرمایه ، اثر کارل مارکس در سال 1867 ، نوشته ائی که با ترویج ماتریالیسم دیالکتیک ، به برپائی کمونیسم کمک کرد.

- تعبیر رویا ، اثر زیگموند فروید در 1900 ، با تلاش برای بنیان گذاری روانکاوی و درک انعکاسهای روان نژندی انسان.

- در باره نسبیت ، اثر البرت اینشتین در سال 1906 ، تالیفی مختصر با ابعادی بزرگتر تا حد شکافت هسته ائ و ساخت بمب اتم.

- نبرد من ، اثر آدلف هیتلر در سال 1925 ، گرچه زندگینامه و مرام بانی نازیسم بود اما آیندۀ به سوی جنگ را هم روشن می کرد.

- برخورد تمدنها ، اثر ساموئل هانتیگتون در سال 1993 ، در باره آیندۀ ترسناک مواجهه تمدنهای موجود در دنیا و اجتناب ناپذیری جنگ

- کاربرد کنش بی‌خشونتی ، اثر جین شارپ به سال 2005 ، اثری در باره لزوم نافرمانی در بابر قدرتمندان برای رسیدن به خلع سلاح دولتها

[ پنجشنبه 16 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این مطلب به شوخی و مزاح نوشته شده ولی مباحثش صد درصد حقیقت است. حقیقت هم همیشه تلخ نیست!!

و اما راویان اخبار حکایت کنند که بر طبق امر آمریه و حکم نافذیه استاد کامل و معلم قابل ، حضرت سلطانی و عارف انسانی ، پیشوای طریقت ماضیه و صاحب معرفت غالیه ، استاد.....حکم گردید تا بر عجزه و درماندگان طریق علم و معرفت رحمت آرند و مطالبی را از جزوات درسی این ناتوانان محذوف کنند. باشد که مسکینان دانش خواه مجالی بیشتر یابند تا به نهج حق و حقیقت دست یازند و بر معلم خویش درود فرستند

1-الفسلفه التاریخیه : مباحث بندهای 8 , 14 ,16 , 18 , 21 , 22

              20 سوال تستی چهار گزینه ائی

2- تاریخ الهنر فی الاسلام : کتابنامه،ادوار تاریخ هنر جهان،دیدگاهها درباره هنر، 

               ضرورت طرح مباحث هنر اسلامی، هنر اندلس و عثمانی

                20 سوال تستی چهار گزینه ائی

3- تفکر السیاسیه عن القرون الاسلامیه : کتابنامه، تفکر اندیشمندان از ص 13 

         تا ص 31، بیداری در جهان عرب

           4  سوال تشریحی از 5 سوال درخواستی

4- علم التاریخ فی العالم : بندهای شماره 1 و 4 و 5 ، غیر از 3 صفحه آخر

                   4  سوال تشریحی از 5 سوال درخواستی  

5- تاریخ القاجاریه : روابط خارجی به غیر از روس و انگلیس و فرانسه و روسیه

            ، فرقه های مذهبی و مطالب ص 213 به بعد

                               20 سوال تستی چهار گزینه ائی

6- السیاسه و الحکم فی الاسیای الوسطی : کتابنامه، دورنمای منطقه ، 

            مشخصات عمومی و ساختار اقتصادی همه جمهوری ها

                       10 سوال تشریحی با پاسخ سه سطری

[ چهارشنبه 15 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

* شماره اول این مطلب، در باره کتابهای تازه نشر ایران باستان بود و اینک سری دوم از کتابهای امسالی و نوبرانه اما در زمینه ایران اسلامی. بدو که حراجه!

- حکومت ناصری و گفتمان های نو : زهرا علیزاده بیرجندی ( هیرمند، 1391)

- رضا خان و توسعه ایران : حسین فلاح زاده ( پژوهشگاه فرهنگ اسلامی، 1391)

-  بهائیت و رژیم پهلوی: لیلا چمن خواه ( نگاه معاصر، 1391)

-  ایرانیان: دوران باستان تا دوره معاصر : همایون کاتوزیان ؛ ترجمه حسین شهیدی ( مرکز ، 1391)

- تاریخ نگاری فارسی (سامانیان، غزنویان، سلجوقیان) : جولی‌اسکات میثمی؛ ترجمه محمد دهقانی( ماهی، 1391)

- علویان طبرستان(از ظهور تا سقوط) : احمدرضا بهنیافر ( گلبانگ شرق دامغان، 1391)

- تاریخ ایران در عصر خوارزمشاهیان (سه دهه واپسین) : اسماعیل حسن‌زاده  ( پارسه، 1391)

- تاریخ و فرهنگ جوانمردی ؛ سپاس‌نامه‌ای پیشکش به ایرج افشار : سیدمسعود رضوی ( اطلاعات، 1391)

- نهضت‌های اجتماعی عدالت‌خواهانه در جامعه اسلامی (دوران خلفای عباسی): شاپور رواسانی (چاپخش، 1391)

+ کتابهای متعدد دیگری هم به چشم خورد؛ ولی چه بگویم که ناگفتنش بهتر است. توی این کمبود و گرانی کاغذ ، آخر چرا نظارتی نیست که هر کس کتاب نچاپه!

[ سه شنبه 14 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

برخی دوستان که لطف دارند و برای این نگارشگر ناچیز پیامی از سر صدق و صفا می دهند، متذکر شده اند که در کار بنده چند ایراد وجود دارد : اما پاسخ من:

- اولاً خود این فقیر سراپا تقصیر ، به خوبی آگاه است به همه عیوبش ؛ که اگر بخواهند معایبم را تقسیم کنند ، به همۀ بدکاران دنیا نفری یک عیب می رسد!

- ثانیاً این وبلاگ برای ارائه اطلاعات در باره تاریخ و مباحث وابسته به این علم شریف و جامع است. اگر به مسائل روز جامعه و مشکلات اهالی این سامان اشاره نمی کنم  دلیل آن از سر رفاه طلبی و بی خیالی نیست. منهم در این مملکت زندگی می کنم و جزء همین طبقه سومی هستم که می گویند در حال زوال است، اما قلمروی مسائل سیاسی حیطه ائی است که وقتی وارد آن می شوید، باید بسیار محتاطانه و عاقلانه قدم بردارید. سرتان را به درد نیاورم، هر وبلاگ نویسی می تواند از سیاست و مسائل روز بنویسد و انتقاد کند ، اما اگر به گونه ائی نوشت که به شخصی بی احترامی ننمود و یا احساساتی برخورد نکرد و .. ، باید به او آفرین گفت.!

- در باره نویسنده این وبلاگ ، کنجکاویهایی در بین خوانندگان بروز کرده است. معتقدم به این جمله حکیمانه که :« به آن چه گفته می شود، بیاندیش، نه به آن که می گوید». نگارنده ، یک کارشناس تاریخ و پژوهنده علوم انسانی است که عمر خود را در راه کسب دانش و ارائه مالیات آن(علم آموزی) سپری کرده است و نمی داند که خُسران کرده یا سعادتمند شده ؟! با کمال میل حاضر است تجارب و دانسته های اندک شمار خویش را با دیگران قسمت کند. همین معرفی کفایت دارد؟

- شماری از خوانندگان ، خواهان ارجاع و معرفی مآخذ اطلاعاتی مطالب این وبلاگند. با این که عمیقاً  به این نکته ایمان دارم که اگر مطلبی از جائی برداشته شد، ناقل باید نشانی محل اخذ را بدهد ، اما گاه این مساله میسر نیست. غیر از مطالبی که شخصاً می نویسم، شماری دیگر را دوستان می فرستند و یا خود در پهنه وب می جویم و در آن دخل و تصرف می کنم. وبلاگهای متعددی هم از مطالب بلاگ من استفاده می کنند که نشانی مرا نمی دهند. این به آن در !

همیشه پاسخگوی پرسشها و کنجکاوی های دوستان و خوانندگان این پایگاه  بوده و هستم. نشانی پست الکترونیکی مرا که دارید؟ همین گوشه سمت راست را بنگر!

[ دوشنبه 13 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

ضمن احترام به همه عزاداران فهیم و صبور
جا دارد که در ایام پربرکت ماه محرم الولیمه . سخنی به اشاره گوییم:
امید است که گرسنگی فکرها رفع شود. خوردن این غداهای نذری ثواب دارد اما سوگواری خردمندانه هم ثواب دارد

[ یکشنبه 12 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

* این چند کتاب را در کتابفروشی ها دیدم و بد ندیدم که آنها را معرفی کنم . هر چند نظر کارشناسی من به تورق و سبک و سنگین کردن دستی، بند است !

- مقدمه ائی بر دین باستان : ویلیام مالاندرا ؛ ترجمه اسماعیل سنگاری (کتاب پارسه ، 1391)

- حماسه های ایرانی از اوستا تا شاهنامه : مهرداد بهار (زرین ، 1391)

- فرهنگ نامهای جغرافیایی باستانی ایران و سرزمین‌های همسایه : حسین شهیدی‌مازندرانی ( موسسه بلخ، 1391)

- اقلیتهای دینی در دوران ساسانیان : سعید گلزار ( امیر کبیر ، 1391)

- ايران از پارينه سنگي تا پايان ساساني : ماندانا کرمی (پازینه ، 1391)

-  ارزش و مقام زن در ايران باستان : یونس وحدتی هلان ( اختر ، 1391)

-  ناگفته‌هایی از تاریخ ایران باستان : سورنا فیروزی (آشیانه کتاب، 1391)

+ یادآوری کنم که با وجود گرانی کاغذ و رکود چاپخانه ها ، انتشار همین چند تا کتاب هم غنیمت است. هر چند فکر کنم این کتابها سالها پیش نوشته شده اند و اکنون تازه رسیده اند به چاپخانه.!!!

[ شنبه 11 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

آنچه محمدرضا پهلوی را ترغیب و یا وادار به اصلاحات ارضی نمود بحران های اقتصادی ـ اجتماعی و ترس رژیم از کاهش قدرت خرید مردم و افزایش درگیری های منطقه ای و جهانی بود که مدیریت سیاسی ایران را به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی تشویق کرد. اصلاحاتی که محمدرضا پهلوی درصد اجرای آن در ایران برآمد قریب به 15 میلیون از کل جمعیت 22 میلیونی کشور را شامل می شد، در زمان نخست وزیری منوچهر اقبال دو لایحه مبارزه با فساد و لزوم اصلاحات ارضی انتشار يافت که قانون اصلاحات ارضی در سال 1338 از تصویب مجلس گذشت و تا روی کار آمدن کابینه امینی صحبتی از آن نشد. شاه در سال 1340 اعلام کرد که قصد دارد اصول را در ایران اجرا نماید که این اصول نحت عنوان انقلاب سفید نام گرفت. محور انقلاب سفید برنامه اصلاحات ارضی بود قبل از برنامه اصلاحات ارضی در تولید دهقانی ملاکان بزرگ سهم بسیار ناچیزی از تولید را به دهقانان اختصاص می دهند این شیوه تولید از مدت زمان مدیدی بر کشاورزی ایران حاکم بود ولی برنامه اصلاحات ارضی در طول یک دهه ساختار کشاورزی را دستخوش دگرگونی سریع کرد.کشاورزي ایران در این دهه به کشاورزی سرمایه داری تبدیل شد که تاثيرش بر زمین داری، ساختار طبقاتی روستاها و عملکرد کشاورزی بسیار بارز و عمدتاً منفی بود.

اصلاحات ارضی نظام زراعت دهقانی و سهم بری و سلطه مالک زمین دار برای همیشه در روستاها ایران از هم باشید حتی شاه اقدام به فروش زمین های سلطنتی به دهقانان کرد. دولت مردان امریکا از جمله رئیس جمهور امریکا اصلاحات ارضی در ایران را به نفع دولت می دانستند چون روستائیان صاحب زمین می شدند و میزان وفاداری آنان به دولت بالا می رفت لذا خواهان اين بودندكه این برنامه را در سطح بسیار گسترده و به صورت پردامنه گسترش دهند.

 برنامه اصلاحات ارضی در ایران طی سه مرحله اجرا شد در مرحله اول که در سال 1342 شروع شد این اصلاحات بسیار پردامنه و وسیع و دارای تداوم بود و حتی پردامنه تر از آنچه شاه می خواست اجرا شد. شاه و امینی در  مسئله اصلاحات ظاهراً با هم فکر بودند و حتی امینی در چهار چوب اصلاحات قصد گرفتن وام از آمریکا را داشت که موفق نشد. برنامه اصلاحات توسط وزیر کشاورزی ارسنجانی به اجرا گذشته شد به موجب اصلاحات ارضی مالکیت بزرگ مالکان حداکثر محدود به یک روستا می شد و بقیه املاک هر مالک را با در نظر گرفتن میزان مالیاتی که مالک قبلاً بابت آنها پرداخت می کرد دولت از آنها خریداری می کرد. البته پوشیده نبود که بزرگ مالکان مالیات چندانی نمی دانند و این به نفع دولت بود و بعد این زمین ها را در اختیار دهقانانی که حق نسق داشتند و با مالک در رابطه سهم بری بودند واگذار می کرد که تعدادی دهقان صاحب زمین شدند در این مرحله خوش نشینان و دهقانان بدون حق نسق صاحب زمین نشدند شاه در پی اصلاحات ارضی می خواست در بين روستائیان نفوذ کند و مانع فعالیت گروههاي مخالف رژیم در روستاهای کشور گردد ولی پيامد اصلاحات ارضی باعث محبوبيت چشمگير نخست وزیر و وزیر اصلاحات ارضی در بین طبقه عظیم از ایران یعنی کشاورزان گرديد. به طوریکه حتي حسادت شاه را برانگیخت. ولی مسئله اصلاحات ارضی در مرحله نخست بسیار پردامنه و وسیع تر از آنچه که شاه می خواست صورت گرفت کارشناسان آمریکائی معتقد بودند که بزرگ کردن مسئله دهقانان مشکلاتی را برای رژیم بوجود می آورد.

در مرحله دوم اصلاحات ارضی فراگیرتر شد البته این فراگیری به نفع ملاکین بزرگ بود چون هر کدام از اعضاء خانواده ملاکین یعنی زن و فرزندان آنها می توانستند هر کدام یک پارچه آبادی را به خود اختصاص دهند و همچنین زمین ها و باغ های مکانیزه از شمول اصلاحات ارضی خارج شدند. در این مرحله مالکان حق داشتند زمین را به اجاره بدهند یا بفروشند و یا آن را میان خود و دهقانان تقسیم کنند یا حق نسق دهقانان را بخرند و یا با آنها شرکت سهامی زراعی تشکیل دهند. در این مرحله شاه از انقلاب سفید صحبت کرد ، انقلاب سفید در برابر انفلاب  سرخ یا سوسیالیستی با وجود مخالفتها شاه در بهمن ماه 1341 رفراندوم را به مرحله اجرا درآورد كه چهارمیلیون و پانصد هزار نفر به آن رای دادند اما در مرحله سوم اصلاحات ارضی همه زمین ها که در مرحله دوم در دست مالکان باقی مانده بود به دهقانان اجاره داده شد و دهقانان خرده پا زیاد شدند ضمن اين كه دولت سياست به وجود اوردن زمینهای بزرگ زیرکشت ماشینی و شرکت سهامی زراعی و کشاورزی صنعتی در مساحت های بزرگ را تشویق نمود

به طور کلی اصلاحات ارضی پیامدهایی به همراه داشت.اصلاحات ارضی در ایران دو ظاهر متفاوت داشت در سال 1350 هجری شمسی 93 درصد از دهقانان سهم بر صاحب زمین شدند که این امر برای شاه موفقیت محسوب می شد چون در مقایسه با اصلاحات ارضی در مصر، سوریه و عراق که تنها 10درصد از دهقانان صاحب زمین شدند و ظاهر دیگر آن دایره موفقیت دهقانانی بود که صاحب زمین شده بودند، چون برنامه اصلاحات ارضی یک برنامه محافظه کارانه بود که در آن اکثر روستائیان از نظر اقتصادی موقعیت شان از سال های قبل از اجرای برنامه بهتر نشد، چون نیمی از خانوارهای روستایی مشمول قاون اصلاحات ارضی نشدند، دهقانان قرارداد رسمی سهم بری هم نداشتند و حق نسق نیز نداشتند ضمن اینکه دهقانانی نیز که صاحب زمین شدند زمین های نامرغوبی به دست آوردند و نیمی از زمین ها اصلاً تقسیم نشدند و در اختیار بزرگ مالکان باقی ماند علاوه بر این دهقانان صاحب نسق که دارای زمین شدند اما این مالکیت حداقل معیشت آنها را تامین می کرد.برای اینکه یک دهقان بتواند معیشت خانواده خود را تامین کند حداقل 7 هکتار زمین لازم داشت بعد از پایان اصلاحات ارضی 45000 هزار زمین دار باقی ماندند که 1350 نفر آنها املاک وسیعی و بالای 200 هکتار داشتند که همه زمین های دایر و قابل کشت در دست این مالکان بود مالکان بزرگ و روسا با دوز  و کلک و استفاده از مفرهای قانونی باز هم به صورت بزرگ ترین مالک در روستاها باقی ماندند ولی یگانه مالک در روستاها نبودند و قدرتشان به شدت تحلیل رفته بود. آن عده ای که روستاها را به دولت فروختند سهم کارخانه دریافت کردند و بعد یک طبقه متوسط روستایی سربلند کرد که بازرگانان روستاها پدید آمدند که بعدها از طریق وام دهقانان کوچکتر را وابسته به خود و سرانجام زمین ها را چنگ آنها در آوردند. اکثریت عظیم روستانشینان جزو دهقانان كم زمین یا کارگران مزد بگیر روستا بودند 2400000 نفر از دهقانان کمتر از 10 هکتار زمین داشتند و حدود 400000 نفر کلاً بدون زمین بودند.

لذا عمده ترین پیامد اصلاحات ارضی آن بود که دولت قدرت سیاسی خود را جایگزین قدرت زمین داران در روستاها کرد و تا حدودی قدرت دولت مرکزي را در روستاها تحکیم نمود. اما به علت اینکه یک استراتژی توسعه کشاورزی جامع و یا هماهنگ نبود و همچنین با اعتبار ناچیزی که 16 درصد از بودجه کشور به کشاورزی بود، جای تعجب نیست که نرخ رشد کشاورزی در مجموعه نومید کننده بود و با توجه به رشد جمعیت ، اصلاحات ارضی نیز نتوانست تولیدات کشاورزی را بالا ببرد و در این زمینه کشاورزی عقب ماند. مع هذا از نکات مثبت اصلاحات ارضی آن بود که طبقات اجتماعی در اثر اصلاحات متحول شدند و تجاری کردن کشاورزی با هدف از میان بردن انسجام اجتماعی دهقانان به کاستن از خطر شورش های دهقانی منجر شد. همچنین خلع سلاح مخالفان، تسلط بیشتر بر مالکین بزرگ و نفوذ دولت به داخل روستا و جذب طبقات روستایی به خصوص طبقه متوسط روستایی را نباید از نظر دور داشت.

 

[ جمعه 10 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

صبح روز چهارشنبه 25 آذر 1304/ 29جمادي الاول1344 ق/ 15 دسامبر1925م ، زمان مهم و سرنوشت سازی در تهران پایتخت ایران بود. چون قرار بود سرنوشت یک نظام سیاسی را مشخص کنند و دوره جدیدی را در تاریخ درازپای ایران آغاز نمایند. پس از چند سال کشاکش بر سر توانمندی یا ناتوانی حکومت وقت، یعنی دودمان پادشاهی قاجاریه که از فروردین 1175 شمسی به این سو ، زمام امور کشور را در دست داشت ، اینک زمان آن فرا رسیده بود که تکلیف پادشاه وقت احمدشاه را که در اروپا به سر می برد- روشن سازند و تاج شاهی را بر سر قزاق سواد کوهی بلند بالائی بگذارند که در زمستان پنج سال با قشون قزاقش تهران را تصاحب کرده بود. ورود قزاقهای شبه روسی با هدایت مستشاران انگلیسی در سوم اسفند 1299 شمسی به تهران خواب آلود ، نشان از یک برنامه ریزی از پیش طراحی شده می داد که بر اساس آن ، باید چند مساله رفع مشکل می شد:

1- تکلیف قرارداد وابستگی ایران به انگلیس معروف به پیمان 1919 روشن می شد. پیمانی که ایران را در امور مستشاری نظامی و اقتصادی وابسته به انگلستان می کرد و از هر گونه اقدام مستقل دولت در روابط خارجی با دنیا منع می نمود. 

2- تاثیرات جنبش مشروطه که می توانست به تحرک احزاب و آزادیخواهان و رشد احساسات ملی گرایانه بر ضد استعمار خارجی کمک کند ، باید زدوده می شد. منتهی به صورتی زیرکانه که ناسیونالیزم ایرانی را به سمت هدف خاصی سوق دهد.

3- با توجه به درصد خطر ناشی از قیامهای مردمی( خیابانی، جنگل، تنگستان و..) و نفوذ قریب الوقع گروه های چپگرا با حمایت بلشویکهای روسیه در ایران ، می باید سدی در برابر پیشروی کمونیسم و یا گرایشهای ضداستعماری ایجاد می شد.

در نتیجه ، سیاستمداران کهنه کار ایرانی و انگليسي ، ضمن قرار دادن رضاخان ميرپنج در راس تنها ارتش کارآمد کشور یعنی بریگاد قزاق ، برای ايجاد یک حكومت مركزي و نيرومند به شور نشستند.  حکومتی که خواستۀ ایرانیانِ به جان آمده از نابسامانیهای بعد از انقلاب مشروطه شان بود و در عین حال ، می توانست جايگزين بريتانيا در منطقه و سپر دفاعي خليج فارس و شبه قاره هند باشد. البته ، نباید فراموش کرد که در آن ایام ، شرائط عمومی جامعه نیز به نفع روی کار آمدن دستان قدرتمند بود. در حقیقت ، در پی تضعیف ساختار مستبدانه نظام سیاسی در جریان انقلاب مشروطه ، درك صحيح فعالان سياسي نسبت به لزوم تقويت بنيادهاي اقتصادي و پيشرفت فني و جوسش نشاط انگيز جناحهاي سياسي ، باعث بحث و طرح مسائل نوين و انديشه‌هاي جديد شده بود. به قسمی که شهرها را از جماعات سياست زده ولي علاقمند و كنجكاو پُر كرده و شرائط را برای پذیرش سلطه قدرت طلبان عشيرتي سلب نموده بود. از همين رو ، سلسله ایلیاتی قاجار مورد نکوهش قشر متوسط و در حال افزایشِ جامعه قرار گرفته بود. انگلیسی ها که فرصت طلبانی ماهر و موقع شناس بودند ، از چنین روحیاتی آگاه شده و خواسته عمومی ایرانیان را به سمت ایجاد یک دیکتاتوریِ به ظاهر مصلح سوق دادند.

کسی به درستی آگاه نیست که نخستین بار قاجارها در کدام صحنه از تاریخ حاضر شدند. با این همه ، محققان باور دارند که ایل قاجار در اواخر قرن پانزدهم ميلادي از آناطولي برآمد و در يكي از منازعات دودمان ترکمان آق قويونلو شركت كرد. کمی بعد با شروع توسعه طلبي صفويان ، ایلمردان قجر از اتحاديه آق قويونلوها جدا شدند و به نهضت قزلباشان سرخ کلاه پيوستند. یاری آنها به پادشاهان صفوي ، اخذ مناصب لشكري و ديواني و تيول و حقوق ویژه به همراه داشت، با پيشروي عثماني‌ها به سمت قفقاز ، ، اويماق قاجارها در منطقه شمال غربی ایران تا حدی تجزیه شد و عمدۀ قاجاران به البرز کوچانده شدند. مهمترین و مشهورترین نقطه جغرافیایئ قاجارها در ایران مرکزی که به سکوی پرش آنها تبدیل شد، ناحیه مبارك آباد گرگان بود ، که در دو سوی آن طايفه های يوخاري باش و اشاقه باش به دامپروری و مختصری زراعت اشتغال داشتند.

هر چند در دوره صفویه ، تخاصم دائمی بین این دو طایفه مانع از خطرسازی قجران برای حکومت مرکزی می شد، اما با زوال قدرت سیاسی در ایران ، یکی از سران طایفه اشاقه باش موسوم به فتحعلی خان قوانلو نیز در صدد برآمد تا چونان نادرخان افشار و کریم خان زند و ..، بخت خود را برای تصاحب قطعه ایئ از کشور آزمایش کند. اما با پیش دستی نادر افشار ، فرجامش به شکست انجامید . پس فرزندش محمدحسن خان بر آن شد تا کار پدر را به اتمام رساند. اما وی نیز در مصاف با خان زند شکست خورد و جانش را در راه تاج و تخت از دست داد. در این اوضاع و احوال که جهان شاهد بروز انقلاب كبير فرانسه و گسترش استعمار اروپا و توسعه طلبی روسها بود ، مردِ نامردِ ایل قاجار قیام کرد و توانست تلاش پدران خویش را به فرجام رساند. هر چند آقا ( یا آغا ) محمدخان قاجار از نیروی مردانگی محروم شده بود، اما نیروی کیاست و ستاره اقبال را به حد کافی داشت. آن قدر که بتواند دو حریف نه چندان سیاستمدار  و قدرتمند خود یعنی نوادگان ضعیف النفس ِدو پادشاه نامدار افشاری و زندی را به راحتی از سر راه بردارد. عزم آهنین وی برای کسب اورنگ شاهی تا بدان حد بود که برادران خویش را نیز از بین برد تا مدعی رقیب نداشته باشد و جانشین او دچار مخاطره و نگرانی نشود.

بدین ترتیب، روز اول فروردین 1175 شمسی /20 مارس 1796 میلادی ، نخستین پادشاه قاجار در دهکده کوچکی به نام تهران بر سریر شاهی تکیه زد. اندکی بعد رهسپار جاده های بی انتهای جهانگشائی شد تا قلمروی ایران را بعد از 300 سال دوباره به سرحدات عصر شاهنشاهان صفوی تا کناره های آمودریا و سند و فرات برساند. پیشروی وی برق اسا بود ، اما اجل نیز در کمین. هنگامی که نگران از مواجهه با روسها در کنار قلعه ائی در قفقاز اطراق کرده بود و به فردای مبهم جنگ می اندیشید ، به دست خدمتکاران اجیرشدۀ خود کشته شد و تخت شاهی را برای جانشینش فتحعلی شاه گذاشت . جوانی که قرار بود کارهای نیمه تمام عمو را به پایان ببرد ، اما آن قدر به زنان حرمسرا و خوشیهای دربار مشغول شد که بزرگترین اقداماتش شد ، تولید بیش از 180 فرزند.

هر چه قدر آقامحمدخان زندگي ساده اي داشت، و برای حکومتداری به قدرت شمشیر خویش متکی بود ، فتحعلي شاه به یاری گرفتن از شاهزادگان قجر دلگرم بود. شاهزادگانی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شد و قرار بود تا چون حکومت چنگیزخانی، یک قلمروی نیاکانی را به شیوه عشایر اداره کنند. هر شاهزاده در شهر و استانی مقیم شود و به نیابت از پدر از کیان حکومت و ایل قجر پاسداری نماید. اما زهی خیال باطل که همین شاهزادگان مترصد بودن تا با مرگ پدر بر سر عبای شاهی ستیز کنند. دقیقاً و از بد حادثه ، در همین ایام بود که ايران در معرض سياستهاي دولتهای استعمارگر و بازیگران صحنه سیاست قرار گرفت و به ميدان رقابت روس و انگليس و ساير دول اروپايي تبدیل شد تا جائی که روسها بخشهای شمالی رود ارس را تا حوالی تبریز از کف ایرانیان درآوردند و انگلیسیها و فرانسویها نیز امضای قرادادهائی را از دربار ایران گرفتند که می توانست به استقرار دراز مدت آنها در ایران منجر شود که شد. 

جانشین خاقان مغفور ، نوه او محمدميرزا پسر عباس ميرزا وليعهد بود که غازی اش می نامند. اما تنها غزوه این پادشاه ، جنگ هرات بود که در آن، به دسیسه انگلیسیهای مکار هیچ ره آوردی نصیب شاه نشد. وزیر باکفایت اما درشت گوی او ميرزا ابوالقاسم قائم مقام بر اثر سعايت بدخواهان به قتل رسيد و صدارت به حاجي ميرزا آقاسي داده شد. دولتمردی که چندان به تدبير و سياستداری نمی اندیشید و خوش داشت تا در کنار شاه بیمار و دلخسته ، سخن از عرفان و عوالم غیبی کند! به همین خاطر چندی نگذشت که ياغيان ولايات و ایلات سر بلند کردند و كشور را به هرج و مرج سوق دادند ، گروهی مدعي پادشاهي بودند و جماعتی در سودای تشکیل امت دینی . فقر چندان بر مردم  حاکم شده بود که شاهدان خارجی از نابودی صنايع قديمي و تکدی مردمان ولایات سخن می راندند.

وقتی ناصرالدين شاه در سال1227 شمسی / 1364 قمری با کمک وزیر مدبر و با کیاستش میرزا تقی خان امیرکبیر به تخت نشست ، طلیعه شروع یک دوره اصلاحات به نظر می رسید در حال پدیدار شدن است. اما به زودی مشخص شد که اقدام براي پیشرفت صنایع و افزایش سطح فرهنگ ، در درجه اول نیاز به قلع و قمع فساد درون سیستمی یعنی اطلاحات اداری و حکومتی دارد. حقیقتی که امیر با مرگ خود آن را اثبات کرد. پس از قتل امیرکبیر ، ابتدا شاه خواست خودی نشان دهد ، اما به زودی به همان درد اجدادی خویش مبتلا شد که وقت بیشتری را با خواتین حرمسرا گذراند و از اطعمه و اشربه دربار نوش جان کند تا این که وقتش را به خواندن و  شنیدن گزارشهای مملکتی هدر دهد ! این چیزی بود که آقاخان نوری نخست وزیر هم  ، آن را توصیه کرده بود.

اما حوادث نامساعد در راه بودند و ایران را درگیر اتفاقاتی نمودند که هم از داخل و هم از خارج ، دولت را تحت فشار قرار می داد و از توان آن می کاست . مانند شورش بابيها ، جدايي افغانستان و ترکستان ، واگذاری امتيازات اقتصادی و.. که باعث شد تا بعد از پنجاه سال سلطنت ، ناصرالدين شاه را نه به مرگ طبیعی که به دست یک ایرانی به گور بفرست. هر چقدر ناصرالدین شاه با همه صِفر بودنش بزرگ بود، اما مظفرالدين شاه پسرش ، حتی صفر هم حساب نمی آمد. و لذا با آمدنش بر تخت ، گوئی زمانه دگرگون شد. قيام تنباكو به جنبش مشروطه مبدل شد و آتش اعتراض مردمان چنان بالا گرفت که به صدرو فرمان تاسیس مجلس و محاسبه کردن مردم در معادلات سیاسی انجامید.

محمدعلي شاه فرزند ارشد مظفر الدين شاه ، خواست تا کمی چون جدش قدرت نمائی کند و نیروی رقیب یعنی مجلس و مجلسیان را به توپ ببندد که بست. اما صداهای اعتراض دیگر فروکش نمی کرد . توقعات جامعه رو به افزایش بود و سستی دستگاه حکومتی نیز عیان. در نتیجه ، قواي مليون وارد پايتخت شدند و فصلي جديد در تاريخ مشروطيت ايران آغاز شد. کسی را که ملیون فاتح انتخاب کرده بودند ، همان گزینه ائی بود که انتظار می رفت. پادشاهی که زیاد تمایل به سلطنت نداشت و این می توانست هم به چالش قدرت در ایران کمک کند و هم به زوال دودمان حاکم. احمدشاه دموكرات منش، محتاط و ساده زيست كه نمي خواست به شيوه استبدادي نياكانش حكومت كند. لذا سالهاي پادشاهي او ، شاهد حوادث متعددي بود از جمله: اعدام شيخ فضل الله نوري ، ، التيماتيوم روسيه به ايران ، به توپ بستن بارگاه امام رضا(ع) ، قيام مردم بوشهر عليه انگليس ، قيام شيخ محمد خياباني و  ميرزا كوچك خان جنگلي و در نهایت كودتاي رضاخان در اسفند 1299 که مقدر بود مهر پایان را بر سرنوشت قاجاریه بزند.

همزمان با جنگ اول جهاني و بروز بحران های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در کشور ، ايران به اشغال روسيه و انگليس و عثماني درآمد ، در نتیجه این فرایند ، سیاسیون متنفذ و دولتهای غربی توانستند با تغییرات کوچک در دستگاه سیاسی ، مقدمات سلب قدرت از احمد شاه را فراهم کنند و نهايتا به موجب مصوبه اي كه در آبان 1304 در مجلس شوراي ملي به تصويب رسيد، سلسله قاجار را منقرض گردانند. سلسله ائی که آخرین شاه آن، سه سال پس از خلع از سلطنت، در 32 سالگي در يكي از بيمارستانهاي پاريس درگذشت.

بدین ترتیب ، پس از اين كه ايران عصر قاجار از شكل قرون وسطائي و سنتي به مرحله مدرنيسم گذر كرد و تحت تاثير تحولات بين المللي قرار گرفت، مقدمات استقرار و تثبيت حاكميت مقتدر ملي فراهم شد. موج ناسيوناليزم آزاديخواه که متاثر از تحولات آغازين قرن 20 بود، همزمان با مشخص شدن ناكارآمدی دستگاه سیاسی و عدم تناسب دولت وقت با شرائط زمان، خواهان تحقق آرمانهاي ايده آليستي شد، و احساسات ملي گرايانه طبقه متوسطي که به دنبال مرد مقتدر و مصلحی مي‌گشت، کاندیدای مورد نظر جناحهای متنفذ سیاسی را ردیابی کرد. این نقطه فرجامی بود برای دودمان 130 ساله قجر و آغازی بود برای واپسین دودمان شاهی تاریخ چندهزار ساله ایران.

[ پنجشنبه 9 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

می خواستم چند کتاب تازه چاپ را معرفی کنم . اما به دلائلی نشد که بشود!!

در عوض ، شمار را به نشانی پایگاهی می فرستم که کتابهای نومنتشره را معرفی می کند و چه جای خوبی است برای آگایه از میزان کاهش یا افزایش داده های نوشتاری در این مملکت!

www.ketab.ir

و این هم از کتابهای در حال ترجمه و پاپ در دانشگاه ها می گوید

uastdocs.uast.ac.ir

[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این کتابشناسی نسبتا قدیمی- که از داخل گنجه مدارک قدیم ام یافتمش- در باره تمدنهای جهان کتاب معرفی می کند.

امید که قابل تامل باشد و سودمند.

http://uplod.ir/2tv78o4n1my0/civiliz_biblio.pdf.htm

[ سه شنبه 7 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این کتاب از یک تاریخنگار پزوهشگر و ممتاز است که صرفنظر از عقایدش، کارش بیست بود. خدایش ببامرزاد!

http://uplod.ir/4dg3wozukqpr/bahaigary.pdf.htm


[ دوشنبه 6 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

امروز دهمین روز از ماه محرم و حادث اتفاق بزرگی است که 1350 سال است که مردم ایران آن را با انجام مناسکی ماندگار و معروف کرده اند. نیم خواهم در باره نقش ایرانیان در تکریم این روز و اهمیت عاشورا در بالندگی تشیع سخن بگویم . بلکه فقط می خواهم یاداور شوم که :

چقدر خوب بود اگر که به ندای امام شهیدان توجه بیشتری می شد. زمانی که به یاد آوریم وی برای مبارزه با بدعتها قیام کرد. اما برخی ادامه دهندگان راهش بر بدعتها افزودند و شعائر عجیبی تولید کردند که با روح و فلسفه بزرگداشت واقعه عاشورا منافات دارد. منظورم واضح است :

- همین نوحه خوانیهای عجیب و غریب سوزناک که گاهی لحن آنها آهنگین و نامناسب و گاهی کدورت آفرین و دل آزار است. !

- همین اطعام کردنهای پرهزینه و تکلف افزا که گاهی روی چشم و همچشمی است و گاهی محض منت نهادن بر فرودستان !

- همین سیاه پوش کردن با پرچمها و پارچه ها که گاهی فضای محیطی را کدر می کند و گاهی عبارات ناهنجار را به چشم می آورد !

- همین برپائی اتاقکهائی برای دادن چای و شربت به رهگذران که راه بندان ایجاد می کند ومحیط زیست را هم پر از زباله. !

- همین سر و صدای بلندگوها  و مداحی های شبانه که گاه باعث ناراحتی بیماران و گاه موجب ترس کودکان می شود !

- همین علم و کتل های ناشناس با فرهنگ ایرانی و شیعه  ، همین سخنرانی های کم محتوا و فاقد برانگیختگی ، همین و همین و همین

--- امید که خداوند به همه سوگواران این ماه درک صحیح و عمل صالح عطا نماید. چنان کنند که امام حسین(ع) را خشنود گردانند نه ناراحت !

[ یکشنبه 5 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

در عصر فوق فوق مدرن ! هیچ چیز جای تعجب ندارد. در همین ایران اسلامی سگ را نجس می پنداشتیم و امروز در بغل می گیریم و به همراهش گردش خانوادگی! می رویم. شاید فردا (همین چند وقت دیگر) به دوش هم بگیریم. این را می گویند انتقام روزگار. همچون بازگشت قدرت به دستان زنان ضعیفه سالهای دور، حیوانات زجر کشیده تاریخ کهن هم دارند جبران مافات می کنند! شاید؟

[ شنبه 4 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

* این چند تا کتاب است که به درخواست دوستانی و یاری ذهن و خاطره، در باره شخص شخیصِ تاریخ می شناسم . از دو نسل قدیم و جدید!

- در پیرامون تاریخ : احمد کسروی

- رژه هزاره های تاریخ : ایزاک اسیموف

- ضرورت و فلسفه تاریخ : جمشید مرتضوی

- مفهوم کلی تاریخ : جان آرنولد

-  نظری گسترده بر تاریخ : جورج نواک

- مفهوم کلی تاریخ : رابین کالینگوود

و البته شمار دیگری هم وجود دارند که کمی به فلسفه نزدیک شده اند که باعث پیچیده شدن متنشان شده است.

[ جمعه 3 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

در بین صدها کتابی که در علم گیتاشناسی و توصیف امصار و اکناف عالم توسط مسلمانان نگاشته شده است، من فقط چند تا را خیلی برجسته می دانم. با این تذکر که :

اولاً : بسیاری از کتابهای مسلمانان دراین خصوص هنوز به زبان فارسی برگردانده نشده است و شاید در بین آنها، نوشته های توصیفی ارزنده ائی موجود باشد.

ثانیاً  : ایگتاتی کراچوفسکی ، خاورشناسی شهیر روسی در کتابش(که به فارسی ترجمه شده) حق مطلب را ادا کرده و همه این نوع اثار را معرفی کرده است.

در هر حال ،

احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم : شمس الدین مقدسی ، بکوشش علینقی منزوی [خواندن یادداشتهای نویسنده با هر نوع مطلبی، بسیار مفرح و ارزنده است]

معجم البلدان : یاقوت حموی، ترجمه علینقی منزوی[مطالعه کوششهای نویسنده در ارائه اطلاعات زبانشناختی و فرهنگی مناطق ، بسیار گیرا است]

حدود العالم من المشرق الی مغرب : نویسنده ائی ناشناس ، به کوشش مریم میراحمدی و..[سرشار از اطلاعات اقتصادی در باره مناطق جهان اسلام است ]

و در پایان :

یک کتاب دیگر هم معرفی می کنم که خواندنش نیاز به تخصص و حوصله علمی ندارد. چنان با مطالب متنوع و مفرح پر شده که همه و هر وقت می شود خواند.

الاعلاق النفیسه : احمد بن رسته ، ترجمه حسین قره چانلو [هم داده های جغرافیائی را دارا است و هم مطالب ارزنده فرهنگی و اجتماعی که کمتر می دانیم]

[ پنجشنبه 2 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

والله این چندمین بار است که در باره شروع کار پایان نامه نویسی اطلاع رسانی می کنم :

فرمهای خام و مدارکی که برای ارائه به معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد لازم است تا موضوع شما تصویب و کد پایان نامه تان صادر شود این چند مورد است :

1- فرم طرح تحقیق یا پوروپوزال که با کمک استاد راهنما تکمیل شده و بعد از امضای استادان، آماده است.

2- فرم الف یا اطلاعات پایان نامه که باید امضا شده و تایپ گردد

3- تعهدنامه های استاد راهنما ، استاد مشاور و دانشجو در سه برگ

4- فرم مشخصات استادان راهنما و مشاور

5- گواهی عدم تکرار موضوع از سوی سازمان اسناد ملی ایران

و این هم چهار مورد از فرم های فوق که به صورت فشرده  و در محیط Word گذاشته ام تا دانلود کرده و به جانم دعا کنید!  

 

http://uplod.ir/1ucztzgxulaw/Madarek.zip.htm


[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این هم تصویری قدیمی با مطلبی نو و یا بالعکس . معلوم نیست تخیل طراح به کدام سمت بوده. زوج(اگر مثبت فکر کنیم و زن و شوهر حسابشان کنیم!) هر دو جوانند. اما گوئی سالها است که از مشکل با هم بودن رنج می برند!
داوری با شماست..

[ سه شنبه 30 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

معمولاً این گونه توصیه کردنها را می گذارم برای ایام تعطیلات ، اما دوستی درخواست کرد و من هم اجابت کردم. برای مواقعی که فرصت خالی داریم و می خواهیم از فکر و دغدغه ی هزینه زندگی و مشکلات اداره و منزل و .. فرار کنیم ، خواندن این چند تا سفرنامه مثل خوردن قرص آرامبخش است و دانشمان را هم ...  

- ایران و قضیه ایران : جرج ناتانیل کرزن ، دائره المعارفی است از وضعیت ایران در روزگاری که اطلاعات مسئولین و مردم ما از این چیزها در حد صفر بود.

- سفرنامه پولاک : یاکوب پولاک، از نگاه یک پزشک ببینید ایران و ایرانی 150 سال پیش را

- از خراسان تا بختیاری : هانری رنه دالمانی. خوب ایرانی ها را شناخته و خواسته کلک هم بزند

- سفرنامه حاج سیاح : محمدعلی سیاح محلاتی. نگاه یک روشنفکر را دارد به پیشرفت دیگران غیر از ایران

- سفرنامه همراه با مظفرالدین شاه : علی خان ظهیر الدوله . شاه کودک منش را برایمان معرفی کرده و خودش را هم ایضا به عنوان یک سیاستمدار سیاح!

- و سفرنامه ها یا خاطرات ادوارد براون ، زین العابدین شیروانی، امیل زاوی، آندره گابریل و.. هم در خور تاملند

[ دوشنبه 29 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

دفترچه ازمون کارشناسی ارشد برای سال 1392 جهت دوستداران ادامه تحصیل در مقاطع بالا و بالا و بالاتر!!!

http://uplod.ir/eq0br8e50qf3/ARSHAD-1392-1.pdf.htm

[ یکشنبه 28 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

وقتی سخن از بی وفائی به میان می آید، خیلی از ما نام مردم کوفه را به ذهن می آوریم. در حالی که منابع تاریخی چیز دیگری می گویند.

یک مورخ شیعی یعقوبی در سده 3 ق نوشته که کوفه شهر بزرگ عراق و مصر اعظم و قبة الاسلام و محل هجرت مسلمین است و نخستین شهر در عراق است که مسلمین در سال چهارده برای ساختمان آن خط کشی کردند و...کوفه از پاکیزه ترین و حاصلخیزترین شهرهاست(تاریخ یعقوبی، ص 72) اما نکته قابل تامل آن که در خصوص فضیلت شهر کوفه روایات فراوانی از امامان شیعه (ع) هم نقل شده است. مثلاً صادق (ع) فرمود: مکه حرم خداست و مدینه حرم رسول خدا و کوفه حرم علی بن أبی طالب است. کوفه باغی از باغ های بهشت است که در آن قبر نوح و ابراهیم و قبر سیصد نبی و ششصد وصی و قبر سید أوصیاء علی بن ابی طالب می باشد . آن تربتی است که ما را دوست دارد و ماهم آن را دوست داریم (قمي ، سفینة البحار ج 4 ص 268 )

نه تنها در باره خود شهر که در باره بناها و مردمان آن نیز روایت متعددی در دست است که حکایت از اهمیت و جایگاه والای کوفه دارد. چنان که آمده است : نماز واجب در مسجد کوفه برابر با یک حج مقبول و نماز مستحبی برابر با یک عمره مقبول است و یا تمام بندگان صالح خدا و پیامبران در این مسجد نماز خوانده اند (قمی، همان منبع، صص63-62) روایتی نیز از سلمان فارسی موجود است که می گوید: مردم کوفه ملتی الهی هستند و کوفه قبة الاسلام است که هر مسلمانی مشتاق دیدار آن می باشد . حتی از امام صادق نقل است که فرمود: خداوند ولایت ما را بر مردم شهرها عرضه داشت و جز مردم کوفه هیچ کس آن را نپذیرفتند.(قمی همانجا)

در باره تاریخ کوفه کتابهای چندی نوشته شده که به آنها ارجاع می دهم مثل تحقیقات هشام جعیط و لوئی ماسینیون و..اما در حد اختصار خاطر نشان می سازم که  بنا گذاری شهر كوفه يكي از ضرورتهایی بود كه در نتیجه فتوحات مسلمانان در عصر عمر بن خطاب شکل گرفت. وقتي قوای عرب به رهبري سعد بن ابي وقاص به حوالی مرزهای ایران رسيدند، لاجرم نياز به خطوط ارتباطي بين مدينه و ميدان جنگ احساس ‏شد و مقرر گشت تا سپاه مسلمانان يك يك پايگاه نظامي ثابت در نزديكي ميدان جنگ انتخاب كند. اما سطح این شهر به اردوگاه محدود نشد . بلکه شهر کوفه از آن جهت که از نظر موقعیت جغرافیایی، مساعد بودن بودن آب و هوا، و سرازیر شدن گروه های مختلف قومی ، بستر مناسبی برای مرکزیت حکومت اسلامی بشمار می رفت، پایگاه خلافت علی بن ابیطالب(ع) هم قرار گرفت. ایشان ساختار جمعیتی کوفه را به دلیل قدرت گرفتن بعضی از قبایل و افزایش جمعیت کوفه پس از ورود مهاجران جدید، تغییر داد . یک نوع تقسیم بندی جدید شامل: حمیر و همدان(یمنی)؛ مذحج، اشعر و انصار)یمنی(؛ بکر، تغلب، و ربیعه؛ اسد، تمیم، ضبه و رباب (نزاری) قیس،کنانه، و عبدالقیس (نزاری)و البته در میان بافت جمعیتی کوفه، گروه یرانیان نیز دیده می شد.

نکته در خور اعتنا این است شهر کوفه به عنوان خواستگاه نزاعهای فرقه ائی و چالشهای اجتماعی ، از زمان تاسیس در سال 17 ق ، تا پایان دوره رونق سیاسی خود در دوره عباسیان ، مکانی برای قدرت نمائی و جلوه گری همه کوشندگان سیاسی و نیز آوردگاه معارضه جناح های سیاسی و عقیدتی چونان : شیعه ، خوارج ، موالی ، قحطانی ها ، عدنانی و .. بوده است. تنها با  بررسی ترکیب اجتماعی کوفه و درک خصوصیات رفتاری اقشار و عشایر مختلف آن، می توان به علل فراز و فرود جنبشهای خوارج ، علویان،امام حسین ،  توابین، مختار ، زبیریان و.. در این شهر کانونی پی برد.

فلذا اکتفا به این که کوفیان مردمی سست پیمان بوده اند، درست نیست. در بحبوحه ان همه کارزار و فراز و فرود حکومتگران و مسئولین شهر ، که اقتصاد و جامعه شهری را به تباهی می کشاند. راه چاره دسته جات مختلف جامعه کوفه، در اتحاد یا دوری گزینی از این و آن مدعی خلاصه می شد.

[ شنبه 27 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

تعجب نکنید از این عنوان، خرم سلطان با حریم سلطان زیاد فرقی ندارد چه در نوشتن چه در ماهیت. اولی زنی است در حرمسرا و دومی هم بهشت گمشده شاهان!

این روزها یک سریال تاریخی در یکی از شبکه های ماهواره ائی خارج از کشور پخش می شود که ذهن بسیاری را کنجکاو کرده است و من را هم از سوالات پرسشگران عام و خاص در این مورد بی بهره نگذاشته است. گفتند به عنوان کارشناس نظرت چیست و مخصوصاً آخر داستان را بگو چه می شود؟ این حقیر نیز ، با وجود این که زیاد طرفدار دیدن سریال و فیلمهای سینمائی نیستم ، تحقیقی کردم و یک دو بخش را در مجاورت دوستان دیدم و آخر سر این شد نظر بنده :

در بین سلاطین امپراتوری عثمانی، چند تن معروف و مقتدرترند . یکی از آنها سلطان سلیمان اول(974-926 ق) معروف به سلیمان قانونی یا سلیمان باشکوه است که به خاطر جنگهای مکررش با اروپائیان و پیشروی تا قلب اروپا و نیز دستور قانونگذاری برای تحکیم امپراتوری، این دو لقبی را که عرض کردم ، دوست و دشمن به او داده است. شرح کارها و جنگها و ضمناً خونریزیهای این آقا را می توان در کتابهای تاریخ عثمانی نوشتۀ کسانی چون : اوزون چارشلی، هامر پورگشتال ، کین راس ، استانفورد شاو  ، جرج بریج و.. خواند و به روحش ...! به خصوص ، جنایات و ویرانگریهای این شاه و ابراهیم پاشا وزیرش در آذربایجان ایران قابل تامل است!

اما چون مسائل رمانتیک برای ما ایرانیها خیلی جذابتر از اصل تاریخ است ، می روم سراغ زوجه مکرمه این شاه یعنی رُکسانا   یا الکساندرا لیسوسکا که موقع اسارات به دست تاتارهای وابسته به عثمانی، چون خیلی خنده رو به نظر می رسید ، خرّم لقبش دادند و از اوکرائین یک سره بردنش به دربار شاهی. این زن گرچه زیبا نبود،- اما همان طور که در سریال ترکی ماهواره هم مشخص است- موهای بلوند و چهره ائی فریبا داشت که وقتی با زبان زنانه ترکیب می شد، شاه که هیچ ، هر مردی را می توانست خام خود کند. به هر حال، خرّم به خلوت شاهی راه یافت و از شاه صاحب پنج فرزند شد:

1- محمد ( که در جوانی و در مقام استانداری مرد)

2- سلیم ( که هرچند مورد علاقه مادر نبود ، اما بعدها شاه شد و به سلیم میگسار معروف گشت)

3- بایزید ( که بر سر قدرت با پدر و برادرش درگیر شد ، به ایران پناهنده شد و همان جا کشته شد)

4- جهانگیر ( که فرزندی معلول از کار درآمد)

5 - مهرماه (که زن رستم پاشا ، وزیر اعظم بعد از ابراهیم بارگائی شد)

6- عبدالله ( که به نظر می آید عمر زیادی نکرده است)

زیرکی و طنازی خرم سلطان چنان بود که نه تنها گلبهار [در سریال، ماهی دوران نامیده می شود] ، مادر ولیعهد یعنی مصطفی را در چشم شوهر تاجدارش خوار کرد که برای رسیدن فرزندش به سلطنت، باعث طرد شدن وزیر اعظم ابراهیم و قتل او در سال 1536 میلادی شد و کمی بعد هم کاری کرد که مصطفی بیگناه به امر سلیمان خفه شود و راه برای جانشینی فرزندان خرم سلطان هموار گردد. خرم یا همان رکسانای سابق( که ترکها روسی لانه می خواندنش) از طریق نوشتن نامه های عاشقانه و محبت آمیز ، دل سلیمان خان این شاه جنگجو و مستبد ترک را چنان به دست آورده بود که وی را واداشت تا بر خلاف سنت سلاطین عثمانی وی را به عقد رسمی خویش درآورد و لذا بعد از مدتی با تبعید گلبهار یا همان ماهی دوران و مرگ ملکه مادر حفصه خاتون، خرم روسی تبار ، به زن اول دربار و ملکه رسمی بزرگترین امپراتور مسلمان تبدیل شد !! او موفق شد تا دامادش رستم پاشا را به وزارت اعظمی برگمارد و با کمک وی و دیگر زنان حرم ، سلیم را به جانشینی سلطان سلیمان خان منصوب کند.

هر چند خرم سلطان در 15 آوریل 1558 میلادی/966 ق، در 52 سالگی درگذشت و تاجگذاری پسرش را ندید ، اما هشت سال بعد ، وقتی سلیمان در سن 70 سالگی در بازگشت از جنگ با اروپائیان به مرض سکته درگذشت، دست نشانده های خرم موفق شدند تا سلیم را که جوانی لاابالی و عرق خور بود به سمت تخت شاهی هدایت کنند و او با عنوان سلیم دوم (982-974 ق) سلطنتی را آغاز کرد که به قول اکثر مورخان ، آغاز دورۀ زوال امپراتوری بزرگ عثمانی تلقی می شود.

[ جمعه 26 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

فراموشخانه‌ و فراماسونري‌ در ايران، اسماعيل رائين( امير کبير ،1357)

فراماسونری چیست و از کجا آمده است: رسول دادمهر(چاپخش ، 1391)

اسرار فراموشخانه ها : آلبر آنتوان، ترجمه جعفر شاهید(جوانمردان، بی تا)

اسناد فراماسونی در ایران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی(موسسه، 1380)

تاریخ جنبشها و تکاپوهای فراماسونگری : عبدالهادی حائری(استانقدس، 1368)

درآمدی بر تاریخ فراماسونی: حامد الگار، ترجمه یعقوب آژند(گستره، 1360)

تاریخ آغازین فراماسونری در ایران: علیرضا شاه آبادی(حوزه هنری، 78-90) 2 ج

تشکیلات فراماسونی در ایران: حسین میر( علمی، 1370)

رابطه فراماسونی با صهیونیسم و امپریالیسم: حسین ملکی( آینده، 1368) 2ج

فراماسونری جهانی: هارون یحیی، ترجمه داود میرترابی (المعی، 1385)

فراماسونری در ایران : محمود کتیرائی(اقبال، 1348)

گوشه هایئ از تاریخ فراماسونری در ایران: علاالدین روحانی(پاژن، بی تا )

فراماسونی و سایتهای جاسوسی در ایران: اکبر تهرانی مشفق (بوستان، 1389)

فراماسونری : ژاک شابو ، ترجمه حسن اروندی(جیبی، 1386)

فراماسونری و یهود : هارون یحیی ؛ ترجمه جعفر سعیدی(علمی، 1369)

فراماسونی چیست: ابراهیم الفت حسابی(امیر ، بی تا )

بررسی جریان فراماسونری در ایران : دفتر پژوهشهای فرهنگی(وثوق، 1390)

فراماسونري: محمد خاتمی( كتاب صبح، 1380)

کلوپها و روتارینهای فراماسونری: گروه مولفین(مرکز اسناد انقلاب ، 1378)

و.....

[ پنجشنبه 25 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این هم جزوه ناقابل و 30 صفحه ائی در باره تاریخ معاصر آسیای مرکزی و قفقاز

این جزوه درسی برای دانشجویان گرایش مطالعات اسیای مرکزی و قفقاز در ترم سوم طراحی و نصب شده است.

http://uplod.ir/ush4r98yz4sp/asiamiane3.pdf.htm


[ چهارشنبه 24 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

گوئی این روزها مردم کاری دیگری ندارند جز این که سوالات عجیب از دل تاریخ درآورند. مثلا بپرسند زنان دوره قدیم سیبیل داشته اند یا خیر؟ آخه شما چه کار به جزئیات دارید؟ این هم عکس اون زنانی خدابیامرز ، ببینید سیبیل پیدا می کنید ؟!


[ سه شنبه 23 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

-  سیری در نوشته های جغرافیائی در دوره قاجار

-  تحولات مجلس اول از خلال سه کتاب خاطرات

-  پیوندهای بازرگانان ایرانی با کمپانی های اروپائی

-  بانک شاهنشاهی انگلیس و دخالت در ساختار اقتصادی

-  بررسی پویشهای احزاب چپ گرا در ایران عهد قاجار

-  شاهزادگان روشنفکر در دودمان قاجار

-  نقش فراماسونری در فراز و فرود مشروطیت

-  بررسی کارکرد نهادهای ارتباطی( پست و تلگراف و تلفن)عصر قاجار

-  تصحیح نسخه خطی اخبارالملک مظفری از کمال السطلنه

- جریانهای دگر اندیش مذهبی در دوره رضاشاه

- چالش رجال قدیمی و سیاسیون نوپا در دوره پهلوی

-  آسیب شناسی شهرسازی در دوره اول پهلوی

- نگاه جامعه شناسان معاصر ایرانی به تاریخ معاصر

- تحکیم مرجعیت شیعه و واکنشهای دولت پهلوی دوم

- مناسبات گرجستان و ارمنستان با ایران در دوره شوروی

- پان تورانیسم در آسیای میانه ، عملکرد و آسیبها

- مساله قزاقها در روابط ایران و آسیای میانه و روسیه

- تیمور و وحدت مناطق آسیای مرکزی از اقدام تا فرجام

- پیوندهای ادبی ایران و ازبکستان و اثرش بر رشد زبان فارسی

[ دوشنبه 22 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این فرم بر اساس فرمهای دانشگاه آزاد است ولی در اینترنت فرمهای دیگر مراکز اموزشی هم موجود است

این فرم به صورت pdf است و غیر قابل تغییر . امیدوارم دوستی که این را درخواست کرده بود ، راضی باشد.

ضمنا اگر به صورت word می خواهید درخواست بدهید

http://8pic.ir/images/am7r67uvb9ozr1mrq7a1.pdf


این هم فرم اصلی یا همان پوروپوزال برای شروع کار . اگر مشکلی وجود داشت ایمیل بزنید.

http://up.toca.ir/images/a9ku4wjwltv1az8cbz2h.doc

[ یکشنبه 21 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

این شعری است که شاعره ملی ایران ، پروین اعتصامی در باره کشف حجاب سروده است. البته بعضی خرده می گیرند و پروین را به حمایت از سیاست رضاشاه منتسب می کنند و برخی هم مثل من معتقدند که شاعر در این سروده نگاهی به هیچ جریان سیاسی و اجتماعی ندارد و فقط نگرش و آرزوی خویش را به عنوان عضوی از نیمه پنهان مانده جامعه یعنی زنان بر زبان می راند. همین و بس

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود          پیشه‌اش جز تیره‌روزی و پریشانی نبود

زندگی و ‌مرگش اندر کنج عزلت‌ می‌گذشت            زن چه بود آن روزها، گر زان که زندانی نبود

کس چو زن ، اندر سیاهی قرنها منزل نکرد            کس چو زن ، در معبد سالوس قربانی نبود

در عدالتخانه‌ انصاف، زن شاهد نداشت                 در دبستان فضیلت ، زن دبستانی نبود

دادخواهی های زن می‌ماند عمری بی‌جواب          آشکارا بـود این بیداد، پنهـانی نبود

بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک          در نهادِ جمله گرگی بود، چوپانی نبود

از برای زن به میدان فراخِ زندگی                      سرنوشت و قسمتی، جز تنگ میدانی نبود

نـور دانـش را زچشم زن نهان می‌داشتند            این ندانستن ز پستی و گران جانی نبود

زن کجا بافنده می‌شد بی‌نخ و دوک هنر             خرمن و حاصل نبود آن جا که دهقانی نبود

میوه‌های دکّه‌ی دانش فراوان بود ، لیک            بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود

در قفس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان             در گلستان، نام از این مرغ گلستانی نبود

بهر زن، تقلید تیه فتنه و چاه بلاست                زیرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود

آب و رنگ از علم می‌بایست شرط برتری          با زمرّد یاره و لعل بدخشانی نبود

جلوه‌ ‌صد‌‌پرنیان ،‌ چون‌یک قبای‌ساده نیست      عـزت از شایستگی بود، از هوسرانی نبود

ارزش پوشنده، کفش و‌ جامه را‌ ارزنده کرد         قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود

سادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گوهرند         گوهر تابنده، تنها گوهر کانی نبود

از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن        زیور و زر، پرده‌پوشِ عیب نادانی نبود

عیب‌ها را جامه‌ی پرهیز پوشانده‌ست و بـس        جامه‌ی عجب و هووا، بهتر ز عریانی نبود

زن سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و پاک         پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود

زن چو گنجورست ‌و عفت،گنج و حرص‌و ‌آز، دزد        وای اگر آگه از آیین نگهبانی نبود

اهرمن بر سفره‌ی تقو ی نمی‌شد میهمان           زان که می‌دانست کان جا، جای مهمانی نبود

پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج        توشه‌ای و رهنمودی، جز پشیمانی نبود

چشم و دل ر ا پرده می‌بایست، امـا از عفاف       چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود

خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار        ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود

شه ‌نمی‌شد گر ‌در این گمگشته کشتی‌ناخدای     ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود

باید این انوار را پروین به چشم عقل دید      مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود

[ شنبه 20 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

زیگموند فروید فحش دادن را راهی برای رسیدن به تعادل روحی می داند . زمانی که تنگنای روحی و روانی بر انسان حاکم می شود و هیچ راهی برای خنثی کردن فشار نامتعادل باقی نمی ماند آنگاه دهان به فحش آلوده می شود . صادق هدایت  می گفت که مردم ایران بسیار فحشمند (فحش + مند ) هستند. واقعیت آن است که ادبیات خیابانی ما ایرانی ها دچار آفت بی عفتی شده و این پدیده ی شوم در میان نسل جوان رواج بیشتری دارد . از سوی دیگر تنها واکنش به این موضوع تنها در تنبیه و نصیحت خلاصه می شود . غافل از آنکه آب از سرچشمه گل آلود است . به اعتقاد من لابلای این فحش های رنگین نشانه های تکان دهنده ای از سرخوردگی و اعتراض وجود دارد . به بیان ساده تر شرایط اجتماعی و خانوادگی عقده های سنگین به بار می آورند و چون هیچ تدبیری برای تخلیه ی این بار روانی اندیشیده نمی شود به ناچار فحش های رنگین عقده های سنگین را به تعادل می رسانند .

جالب آنکه این ادبیات ناپاک به برخی از آثار هنری هم راه پیدا کرده و اتفاقا نسل حاضر تراکم بی عفتی در یک اثر مثلا موسیقیایی را دلیل برتری اعتراضی آن اثر می دانند . همین چند روز پیش یکی از دوستان دوران دانشگاهم با ذوق زدگی از کلمات رکیک در ترانه های فلان خواننده ی رپ صحبت می کرد و آن را موسیقی مناسبی برای تحمل ترافیک تهران می دانست

ظاهرا فحش دادن به یک ابزار کارآمد جهت پاسخگویی به دیگران درآمده و ما از آن بی خبریم

بارها در همین وبلاگ ناچیز در بخش نظرات کلماتی از طیفهای رنگارنگ فرهنگی و سیاسی خوانده ام که شرم آور بوده و نشان از  عصبانیت افسارگسیخته و عجز از پاسخگویی منطقی و انسانی داشته است . شاید پذیرش این نکته برایمان تلخ باشد که تعادل فرهنگی و شخصیتی جامعه به هم خورده و درمان این درد بسیار ضروری است .

کدام پیچ اشتباه ما را به جایی رسانده که فارغ از طبقه ی فکری و فرهنگی به سادگی آب خوردن فحش می دهیم ؟! این پدیده مختص سالهای اخیر نیست که ما ایرانی ها بیش از نیم قرن است که این سبک از گفتار را برای تخلیه روانی و حتی مباحث انتقادی انتخاب کرده ایم .  به اعتقاد من این گسست فرهنگی ریشه در عدم توانایی ما در درک صحیح منطق گفتگو دارد . از گفتگو در ترافیک پارک وی گرفته تا پای میز مذاکره .

به راحتی می گوییم خاک بر سرت !!! به امید آنکه از سنگینی خودمان کم کنیم و بر وزن طرف بیافزاییم . و اتفاقا چقدر سبک می شوی

[ جمعه 19 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

محمود خیامی از نمونه همین افراد جامعه خودمان بود که در سال 1341 شمسی به همراه برادر خواهرشان، کارگاه مونتاژ خودروی ایران را تاسیس کرد. زمانی که شرکت آنها با نام رسمی ایران ناسیونال در سال 1346 و با سرمایه 40 میلیون تومان ثبت شد، تنها می توانست روزانه 10 خودروی سبک و 7 خودروی سنگین تولید کند. اما هفت سال بعد، ایران ناسیونال، با افتخار اعلام کرد که سرمایه شرکت در همین مدت کوتاه، بیش از 12 برابر شده و ایران ناسیونال از نظر کیفیت و کمیت تولید، در ردیف بزرگترین خودروسازان آسیا قرار گرفته است. سپس شرکت های بلبرینگ، پیستون تبریز، شرکت ریخته گری، شرکت رضای مشهد و.. توسط این کمپانی تاسیس شد. اندکی بعد، محمود خیامی با کمک گروهی دیگر از سرمایه داران ایران، بانک صنعت و معدن و فروشگاه های زنجیره ای کوروش را نیز بنیان نهاد. سال 1356، ایران ناسیونال اعلام کرد که می خواهد پیکان را از خط تولید خارج کند و با شرکت پژو وارد شراکت جهانی شود. اما یک سال بعد، محمود خیامی دستگیر شد، اموالش مصادره شد، و خیلی محترمانه از کشور اخراج شد. اما محمود خیامی به این قضیه بدبینانه نگاه نکرد. به دلیل سابقه خوب همکاری با شرکت مرسدس بنز آلمان ، توانست در خارج از ایران، کاری را به عنوان فروشنده به دست آورد. و سپس به دلیل نبوغ اقتصادی ، موفق شد یکی از نمایندگی های فروش مرسدس در انگلیس و آمریکا را به دست گیرد

 جالب آن که او فقط مرد اقتصاد نبود ! چون اعتقاداتی داشت که آنها را تحت تاثیر پول و قدرت قرار نمی داد. لذا وقتی تمام اموالش را از او گرفتند ، با ثروتی که از فروش مرسدس بنز در امریکا  به دست آورده بود، شروع به ساخت مدرسه در مناطق روستایی استان خراسان کرد و به یکی از بزرگترین مدرسه سازان کشور تبدیل شد. وی نه ‌تنها 110 مدرسه به نام امام علی(ع) در روستاهای خراسان ساخته ، که هشت مجموعه بزرگ آموزشی نیز به نام ثامن‌الائمه در مشهد احداث نموده است. حتی ، بخشی از ثروت خود در انگلستان را نیز صرف برگزاری همایش هایی برای گفتگو میان اسلام و مسیحیت کرده است. این همه نشان می دهد که درسهایئ باید آموخت :

 - سرمایه گذاران ما باید بدانند که افتخار نهائی هر شرکت ، فقط وابسته به کسب مدال و افزایش تولید و فروش نیست !

- دولتمردان ما بدانند که به خاطر احساسات زمانه ، دیگر نباید نیروهای خلاق و بومی را از گردونه فعالیت خارج کنند !

[ پنجشنبه 18 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]

- کارردانکوس، هلن : امپراتوری گسسته ، ترجمه غلامعلی سیار (نشر نو ، 1365)

- آکینز ، شیرین : اقوام مسلمان اتحاد شوروی ؛ ترجمه علی خزائی‌فر ( آستان قدس، 1366)

- آوتورخانوف ، آ : مسئله اقلیت‌های ملی در شوروی، ترجمه فتح اللّه‌ دیده‌بان(آموزش انقلاب اسلامی،1371)

- جباری ، جلیل: پیامدهای فروپاشی شوروی ( نشر رامین، بی‌تا )

- کارردانکاس، هلن: فخر ملتها یا پایان امپراتوری شوروی، ترجمه‌ عباس آگاهی(دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1370)

- گلی زواره ، علیرضا : جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای‌ مرکزی ( انتشارات تبلیغات اسلامی،1374 )

-بی نام : مجموعه مقالات جغرافیائی کشورهای آسیای مرکزی (سازمان جغرافیائی وزارت دفاع ، 1372)

- بی نام : آشنائی با جمهوریهای مستقل آسیای میانه و قفقاز ( وزارت‌ فرهنگ و ارشاد اسلامی،1371)

- ابوالحسن شیرازی ، حبیب اللّه : ملیت‌های آسیای میانه.(دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی،1370)

- بی نام : تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی؛ ترجمه صادق ملک شهمیرزادی(دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی،1374)

- تقوی شیرازی، اکبر : جمهوریهای آسیای میانه.(سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی،1373) 2 ج

- بختیاری، سعید: راهنمای کشورهای مستقل و مشترک المنافع(سازمان جغرافیائی و گیتاشناسی، 1347)

- مهرابی، مسعود : یادیار (مجموعه مقالات درباره آسیای مرکزی)(مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، 1372)

- حسنی ، عطاء اللّه : کتابشناسی خانات و جمهوریهای آسیای میانه و قفقاز (مطالعات و تحقیقات فرهنگی،1371)

- ورهرام ، غلامرضا : کتابشناسی آسیای مرکزی در دوران‌ اسلامی (بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1371)

- آفاناسیان، سرژ : ارمنستان، آذربایجان و گرجستان از استقلال تا استقرار شوروی، ترجمه ع. مهدوی( معین،1370)

- اسدی‌کیا ، بهناز : جمهوری آذربایجان ( دفتر مطالعات‌ سیاسی و بین الملللی،1374)

- بهراد ، ع . ا : قره‌باغ در چشم‌انداز تاریخ. ( ارک ،1372)

- بیات ، کاوه : بحران قراباغ ( پروین،1372)

- ترمینیسیان ، آناهید و دیگران: قفقاز در تاریخ معاصر؛ ترجمه کاوه‌ بیات و بهنام جعفری( پروین،1371)

 - روشندل ، جلیل و قلی‌پور ، رافیک : سیاست و حکومت در ارمنستان (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی،1373)

- لانگ ، دیوید مارشال : گرجی‌ها ؛ ترجمه رقیه بهزادی (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی،1373)

- ملازاده ، حمید : جمهوری آذربایجان ، نگاه به آینده ( ارک، 1373)

- سارلی ، اراز محمد : تاریخ ترکمنستان (دفتر مطالعات‌ سیاسی و بین المللی،1373)

- شکورزاده ، میرزا : تاجیکان در مسیر تاریخ.( الهُدی،1373)

- عشقی، ابوالفضل و قنبرزاده ، هادی : ویژگیهای جغرافیائی آسیای میانه و قزاقستان (نیکا ، 1374)

- کلباسی، اییران : فارسی ایران و تاجیکستان(یک بررسی‌ مقابله‌ای) (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی،1374)

- مسلمانیان قبادیانی، رحیم : تاجیکستان : آزادی یا مرگ (دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1373)

- منتظمی ، رویا : تاجیکستان. (دفتر مطالعات‌ سیاسی و بین المللی،1374)

- یوسف ، شادمان : تاجیکستان : بهای آزادی (دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1373)

- کولائی، الهه : بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی  (وزارت خارجه، 1384)

- حاتمی، تورج : برخورد منافع روسیه و امریکا در آسیای مرکزی ( خورزن، 1382)

- کازرونی، صنم : آسیای مرکزی، آینده مبهم (گزینش ، 1376 )

- الیکر، الگا : گسلهای منازعه در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، ترجمه گلشن پژوه، کاردان و کلاهی( ابرار معاصر، 1382)

- آلیسون، روبر :  امنیت در آسیای مرکزی ، چهار چوب نظم نوین بین المللی( وزارت خارجه، 1382 )

- شیخ عطار ، علیرضا : ریشه‌های رفتار سیاسی در آسیای مرکزی وقفقاز(دفترمطالعات سیاسی و بین المللی،1371)

- حسین پور، اکرم : ماهیت تحولات در آسیای مرکزی و قفقاز (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی،1373 )

- موسوی، رسول: منابع و ظرفیت‌های اقتصادی آسیای مرکزی و قفقاز (وزارت امور خارجه ،1374)

- واند ، زاره : افسانه پانتورانیسم ؛ ترجمه محمد رضا زرگر (پروین ، 1369)

[ چهارشنبه 17 آبان1391 ] [ ] [ محسن ]

[ ]